وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۳۵ ب.ظ
درداستان ادیسه ازاساطیریونانی وفاتح جنگ تروا قهرمان داستان درپاسخ به دوست صمیمیش که می پرسد چرا آنانی را که درنبودتو قصدجان زن وفرزندت را کردندمی بخشی می گویدکه من آن موقع نبودم چون اگربودم مقابله می کردم وازخانواده ام دفاع می نمودم و حال که هستم وآنها هم نتوانسته اند قصدونیت خودرا عملی سازند می بخشم ولی فراموششان نمی کنم وهمین نکته به فاکتی از نکات آموزنده سخنان آزادمرد و اسطوره مبارزاتی محرومان افریقا یعنی نلسون ماندلا تبدیل می شود که بسیاری ازهماندیشان من درایران امروزسعی می نمایند که آن را محملی بسازندبرای خلق فرایندی رفتاری ونگرشی در ارتباط با همکاری وتعاون عمومی برای ساختن جامعه شایدکه بشود با استفاده ازآن تمام جریانات وفعالان موجود درعرصه های سیاسی کشوررا بهمدیگرنزدیک نمود.
اما چرا بایددرقدرت بخشید ؟سئوالی است که اگربه ریشه آن مراجعه نماییم متوجه خواهیم شدکه در تمام ادیان و مکاتب انسانی روی آن بحث های فراوانی صورت گرفته است ودراسلام وسعت وعمق این بحث از مکاتب وادیان دیگربیشتربوده است ویا مصادیق بیشتری برای آن بیان شده است مثلا مفهومی چون وفق را به‌ معناي‌ لطف‌ و ضد عُنف‌ و اجبار و نرمي‌ و لطافت‌ در انجام‌كارها 
ویا سخاوت‌، فروبردن‌ خشم‌ و بردباري‌ را از خوي‌ وعادات‌ انسانی، همچنین حليم‌ را با مفهوم كسي‌ كه‌ چون‌ آزار بيند، صبر كند و آن‌ گاه‌ كه‌ به‌ وي‌ ستم‌شود، بگذرد ودرنهایت صفح‌ را به مفهوم شخص‌ از آن‌ چه‌ عليه‌ او انجام‌ داده‌اند بگذرد و درباره‌چيزي‌ كه‌ او را غضبناك‌ مي‌كند بردباري‌ نشان‌ دهد مورد استفاده و جایگاه درفرهنگ عمومی قرارداده اند که می شودازهمه آنها با نگرش و یا خواست عمومی هم بهره برد 
حال اگرهمین مصادیق را به فحوای کلام قرآن مجید ببریم متوجه خواهیم شدکه دراین کتاب آسمانی هم تاکید و تکیه بر رحمانیت و بخشش است زیرا که خداوندبا این اوصاف معرفی می گردند وانسان به عنوان خلیفه خدا برروی زمین می بایدمزین به آن باشد مثلا آنجا که قرآن کریم می فرماید:
«ما آسمان و زمین و آنچه میان آن دو است، جز به حق نیافریدیم و ساعت موعود (قیامت) قطعا فرا خواهد رسید. از آنها (دشمنان) به خوبی صرف نظر کن (و آنها را به نادانیشان ملامت ننما.)
«و با آنها پیکار کنید تا فتنه (و بت­پرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (مزاحم آنها نشوید. زیرا) تعدی جز بر ستمگران روا نیست.»
نشانگرآن است که خداوند بندگان خود را از بکارگیری خشونت آنهم در جاهای غیرضروری خود برحذرمی دارد ویا دوست ندارد که بندگانش برهمدیگر قهروخشم گیرند 
خوب اگرهمین بحث را بخواهیم درنگاه مولا علی(ع) ودروصف کارگزاران موردتوجه قراردهیم وبا بررسی این قطعه تاریخی که ایشان پيش از مرگ فرزندان و نزديكان خود را از كشتن بستگان قاتل خود ابن ملجم نهي فرمود و بر طلحه گريست و چون دوستي صديق به سوگش نوحه كرد در صورتي كه همين طلحه سر علي عليه السلام را مي خواستآنگاه پی به عمق وعظمت می بخشم ولی فراموش نمی کنم دست می یابیم 
باری اجازه بدهیدتا بحث را با چندتوصیه ازامام علی (ع) به مالک به عنوان کارگزارایشان درمصر ادامه دهیم تا مشخص شودکه چرا کارگزار بایدبخشنده باشد 
اي‌ مالك‌! گره‌هاي‌ هر كينه‌اي‌ را كه‌ از مردم‌ در دل‌ داري‌ بگشاي‌ ورشته‌ هر دشمني‌ و انتقام‌ را پاره‌ كن‌ و عذر را بپذير و حدود را در شبهه‌هاترك‌ و دفع‌ كن‌ و خود را از آن‌ چه‌ برايت‌ آشكار نيست‌،درگیر مکن.
ویا امرمی نمایند که :
پس‌ آنان‌ را موردعفو قرار ده‌، از گناهشان‌ در گذر؛ چنان‌ كه‌ دوست‌ داري‌ خدا بر توببخشايد و از گناهانت‌ درگذرد... بر بخشايش‌ پشيمان‌ مشو و بر كيفرشادي‌ مكن‌ و به‌ مجازات‌ كاري‌ كه‌ راه‌ حل‌ دارد، شتاب‌ منما.
این دستورات مویدآن است که آنکه برجایگاه امیری قرارگرفته است باید با مردم به نوعی معامله نمایدکه دوست دارد اگرازمردم بودو زیر دست امیری دیگرزندگی می کرد با او آن گونه برخورد شود 
امام صادق علیه السلام به عنوان رئیس مذهب شیعه می فرمود: 
«اِنّا اَهْلَ بَیْت، مُرُوَّتُنا الْعَفْوُ عَمَّن ظَلَمَنا»[6] 
ما خاندانی هستیم كه، جوانمردی مان گذشت از كسی است كه بر ما ستم كرده است.
با عنایت به این فاکت های متقن ارائه شده ازرهبران دینی بر من وماست که ببخشیم زیرا که قراراست درکنارهمدیگرزندگی کنیم وبرای همدیگرتلاش داشته باشیم وگرنه اگرقرارمان براین باشد که بر عداوت وانتقام گیری پافشاری کنیم آنهم نه به خاطرآنکه عدالتی شکل بگیرد ویا حقی استوار گردد بلکه تنها برای آنکه بتوانیم حرف خودمان را به کرسی بنشانیم ویا اینکه حقی را برای خودمان اثبات کنیم مسلم است که عملمان نه با دین ونه با اخلاق انسانی همراهی وهمسویی نخواهدداشت