تاريخ: سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۳۹ ق.ظ
دیو اگر صومعه داری کند اندر ملکوت
همچو ابلیس همان طینت ماضی دارد
ناکسست آنکه به دراعه و دستار کسست
دزد دزدست وگر جامهٔ قاضی دارد
.............................. ...............
هرچنددر روانشناسی وعلوم تربیتی وبا تحقیقات ومکاشفات علمی صورت گرفته امروزه به قطعیتی که جناب سعدی حکم می رانند نمی شود حکم راندوتازه اگرهم چنین حکمی صادرگردد افکارعمومی مردم آن را باورندارندونمی کنند اما بیگمان می شودگفت که آنکه توانسته باشد جان ازسختی تعلیم وتربیت بدربرده باشد ویا اینکه خود را درمعرض تاثیرعوامل مخربی قرارداده باشدکه مانع ازنفوذ عوالم انسانی دراو شده باشند می شودگفت که هنوز هم درجامعه انسان دیو ویا دیو هایی زندگی می کنند که بنده حلقه به گوش شیطالنند و قصدشان آزاررساندن ویا ازبین بردن وابستگی انسان به اصول وقواعدخاص انسانی برای تشکیل اجتماعی منبعث از اصول وقواعدالهی می باشد
ویا هستندو خواهندبود ناکسانی که با به سرانداختن دستاری که نشانه دارندگی و یا به تن نمودن دراعه که نوعی از جامه ٔ مشایخ ویا همان فوطه می باشد که بر دوش اندازند تا ادعای دست یابی به فتوت ومردانگی و رسیدن به موقعیت والای انسان درکسب معرفت داشته باشنداما چون پای عمل به میان بیاید و آنگاه اینان به طینت خودعمل نمایند آن کنندکه از انسانی در موقعیت ومقام دارنده امکانی ویا درک معنایی بعیدبه نظرآید
درنزداصناف و مشاغل دیگرهم موضوع ازهمین قراراست به نحوی که ممکن است آنکه که نام ومنصب به عدالت می برد و به نوعی موظف می شودکه عدالت را سرلوحه اعمال خویش قراردهد خودازاصلیترین افراد برهم زننده عدالت و مکتوم کننده حق باشد مثل قاضی که دربرصندلی حکم برجاری شدن حق تکیه زده باشداما چون طینتی ناپاک دارد هرناحقی را با پوشاندن حق به جایگاه حق بنشاندو هرحقی را چنان منکوب کندکه جرات دوباره به پا خواستن نداشته باشد
واین همه از انسان برمی آیدچون طبع وطبیعتش آمیخته با حق وباطل است و عملش نمایندگی اقتدار آن بخشی را داردکه براومستولی گردیده است
