تاريخ: پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۶ ق.ظ
بیا بگوی که پرویز از زمانه چه خورد
برو بپرس که خسرو ازین میانه چه برد
گر او گرفت خزاین به دیگران بگذاشت
ورین گرفت ممالک به دیگران بسپرد
.............................. .................
آنهایی که دل ودین درگرو دنیا نهاده اند ودانسته ویا ندانسته آنچه را که خوددرست می انگارند به هرجبری که شده در صدد فرو نمودن به حلق خلق و تاریخ دارندباید با تورقی درتاریخ و شاهدآوردن داستان زندگی آنانی که همانند اینان خودرا بالاترین و برترین می یافتند به این سئوال سعدی حکیم پاسخ دهند که مثلا خسروپرویزی که زهردرچشم مارمی کردتا گزندی ازجانب آن به حکومتش وارد نگردد درنهایت سهمش ازسفره گسترده طبیعت چی بود وچی شد جز خاک گور و لعن مردم ویا انوشیروان با آن همه جهانگشایی و عدالت پروری ازاین دنیا با خودچه چیزی همراه نمودجز نام نیک و محبت مردم
باید پذیرفت که درمنطق طبیعت و قانون خلقت قرارنیست انسانی که آمده است تا توبه نماید وبا اعمال نیک صلاحیت بازگشت بیابد جز برای انجام کارنیک و بجا آوردن درست وظیفه وارددرجریان اموری گردد که می توانداو را از راهی که بایدبپیمایدودرپیش داشته باشدغافل گرداند زیرا که اگرچنین شود او ازگردونه تعالی وتکامل خارج گردیده وداستانش همسان قصه آن چهار پایی خواهدشدکه بارمی برداما نمی داند که ازبرای چیست ویا بار خواهدبرد ونتیجه اش به جیب کسانی خواهدرفت که با کمک همان بارمی توانندکارنیک بیشتری انجام دهندوخودرا سزاوارتربرای بازگشت وسکنی گزیدن در بهشت بنمایند
