شنیدم که بیوهزنی دردمند
همی گفت و رخ بر زمین مینهاد
هر آن کدخدا را که بر بیوهزن
ترحم نباشد زنش بیوه باد
.................................................
درجهان امروززمانی که آیتم بسیار ارزشمندی چون مراجعه به افکارعمومی دردستورکاربرای دست یابی به توسعه قرارمی گیرد برخی ازافراد هراس برشان می داردکه مگر درافکارعمومی چه چیزی وجودداردکه این همه تاکید برتوجه ومراجعه بدان وجوددارد.!!!
درپاسخ به این ابهام وسئوال می توان همین نکته مهم موردنظر سعدی حکیم را مصداق آوردوعنوان نمودکه درنزد ومتن افکارعموی به عریانی می توان انتظارودرد واقعی وروشن مردم را یافت مثلا آنجا که سعدی با مطرح ساختن دلگویه بیوه زن وتا حدودی نفرین او برعلیه کدخدا بیان می داردکه هرکس نمی داندویا نمی خواهدبداندکه بیوه زنان چه انتظارومطالبه ای دارند خدا زنانشان را بیوه بداردتا آنها بدانندکه درد ونیازبیوه زنان چه می تواندباشد منظوراین است که حتی با توجه به نفرین وبدگویی که درنزدمردم جریان داردمسئولان می توانندبدانندکه دردمردم ازچیست وچگونه می توانند برای برطرف نمودن ویا تامین نیازهای مردم اقدام نمایند.
همچنین دراین کلام سعدی حکیم نقطه طنزی نیزوجوددارد که شنیدنش نمی تواند خالی ازلطف باشد و آن اینکه بیوه زنان درکنار انتظارات مادی که به خاطراز دست دادن شوهر بدانها مبتلا می گردند نیاز های روحی وعاطفی هم دارندکه مسئولان بایدبدانها نیز بپردازند.
با مطالعه این سطورحتما ازخودتان خواهیدپرسید که مگرمسئولان موظفندکه برای بیوه زنان شوهرپیدا کنندویا همه آنها را خودبه عقد ونکاح خوددرآورند ؟
درپاسخ بایدگفت درست است که مسئولان همین اندازه که بدانند و بتوانند نیازهای مادی مردم را تامین نمایندکاربزرگی انجام داده انداما آنها بایدبه این نکته نیز توجه داشته باشندکه اگرنیازهای عاطفی بیوه زنان موردتوجه قرارنگیردیا آنها را مبتلا به بیماری های روانی واختلات رفتاری خواهدنمودو یا افزونی وانباشت این نیازها خدای ناکرده شرایطی را فراهم خواهدآوردکه دراثرآن نابهنجاری های رفتاری و انحرافات اخلاقی را سبب خواهدگردیدکه برای کنترل وحذف آنها می بایدهزینه های زیادی را برجامعه تحمیل نمود.
