تاريخ: چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت: ۸:۴۲ ق.ظ
چو بندگان کمر بسته شرط خدمت را
روا بود که به کمترگناه بند کنی
تو نیز بندهای آخر ستیز نتوان برد
خلاف امر خداوندگار چند کنی
.............................. .....................
می گویند تنها املای نانوشته است که می تواندغلط نداشته باشد ویا عنوان می دارندکه آدمی حاضر درزمین چون نتیجه ومحصول خطاست ویا آمده تا خطای سردودمان خودرا اصلاح کند پس اینکه انتظار به این باشدکه خطا نکند وهمه کارهایش درست ومثبت باشد می تواندانتظاری عبث وبیهوده باشد.
پس آنکه افرادی را برای خدمت دراستخدام خوددرآورده ویا تعدادی به طیب خاطرکمربه خدمت اوبسته اند نبایدتمام دقت خودرا صرف موکشیدن ازماست دراعمال آنها بنمایدتا نقطه ضعفی بدست آورد و براساس آن آنها را تنبیه بنماید زیرا که بایدبا بازگشت به موقعیت خویش ودریافت این نکته که خودش هم شراایط همان افراد را دارد ودرنزدخدواند بزرگ بنده ای کمربسته به خدمت می باشد وبسیاراتفاق می افتد که دربجا آوردن وظایف اشتباه وخطا داشته باشد برمبنای انتظارت ازخدا که عفو وبخشش است به انتخاب راه برخوردبا دیگران اقدام کند زیرا آنکه انتظارعفو وبخشش ازخداونددررابطه با گناهان وخطاهای خودداردآنهم خدایی که همه چیزش ازاوست بایدبه خوداین نهیب را بزندکه ازگناه وخطای افرادی که درخدمت اومی باشندوای بسی که همه چیز اوهم ازهمان مردمانی باشد که کمر به خدمت او بسته اند بگذرد زیرا که در منطق واخلاق انسانی سزاوارنیست آدمی که ازخدای توانا و رحیم که زندگی وامکانات موردنیازدرآن را به ثمن بخس دراختیارش قرارداده انتظارعفو وبخشش داشته باشدو آنگاه خود به آنانی که او را انتخاب وبه موقعیت صاحب اختیاری وتصمیم گبری رسانده اندو حتی امکاناتی را صرف او نموده اندکه می تواند درزمین ادعای خدایی کند سخت گیرد و با غضب تارومارشان گرداند که اگر چنین کند مسلم است که خداوند آگاه وناظر بر چنین اعمالی تاب تحمل دیدن ظلم را نخواهدداشت و آنگاه است که بر برداشتن نظر لطف خود آنکه را با طغیان موجب رنج بندگان او را فراهم آورده است به روزی وموقعیتی برساند که تحمل آن برای آدمی بسیارسخت باشد
