تاريخ: شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۴۷ ب.ظ
درمقدمه این بحث عنوان شدکه سمت جبری تعالی فعالیت وحرکت انسان ،محدودیت شدیدمنابع و فرصت ها، شرایط متغییری که انسان درهرلحظه ازعمر با آن روبرواست ودرنهایت مسئولیت انسان درقبال سرنوشت خودودیگران اورا وا می داردکه به تفکر(عملی ذهنی است و زمانی مطرح میگردد که انسان با مسئلهای مواجه می شود و خواستار حل آن می گردد) واندیشه کردن( فعالیت سازمان یافته ای مشتمل برحل مسئله (دارای مراحلی چون، تعریف مسئله به طور شفاف، روشن و ملموس،بکارگرفتن روش هایی چون آزمون وخطا وبحث ومناظره که به پیدا کردن راه حلهایی قابل تامل وتاکیدمنتهی می شود) ودرنهایت توصیه بکارگیریِ عملی بهترین راه حل واستخراج نتایج قابل قبول منتهی می گردد دست بزند.
اما با پیچیده شدن جامعه و وابسته شدن تولید امکانات به مقاطعی که ممکن است افراد متفاوتی درهریک ازآنها بکارگمارده شده باشند ویا درنهایت اینکه فردبایددرتصمیم سازی ها مشارکت داشته باشد فکر چه به صورت منتزع وفردی ویا سازمان یافته وجمعی که اندیشه نام می گیردازعمل ذهنی مختص فردخارج گردیده و شکل سازمان یافته ای به خودگرفته است که امروزه آن را تحت عناوینی چون اطاق فکرو یا مرکزمطالعات استراتژیک درکشورمان موردشناسایی قرار می دهیم
از این روی واگرچه انسان ازبدوپیدایش بر روی کره زمین ودست یابی به این واقعیت که متفاوت ازجاندران دیگرمی باشد وبه نوعی دنبال این بوده است که بداندازکجا آمده وبکجا می رود با فکرجمعی و یا مجمعی را برای حل مشکلات دورهم جمع نمودن آشنا بوده که ازمهمترین آنها می توان به اطاق جنگ و تیم های مشورتی درحوزه حکومت ویا مجالس مربوط به قانون گذاری اشارت داشت همچنین در اوايل قرن بيستم (1915-1910) مراکزي در اروپا و آمريکا تشکيل شدند که هدف عمدة آنها اراية مشاوره به دولتها بود.
اما تاریخچه شکل مدرن و سازمان یافته اندیشیدن به سال های ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺩﻭﻡ وبه پیدایش اتاق فکر ﺣﺮﻓﻪﺍﻱ ﻭ ﺳﺎﺧﺖﻳﺎﻓﺘﻪﻱ ﺟﻬﺎﻥ، یعنی انديشگاه ﺭﻧﺪ برمی گردد ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1948 و ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩﻱ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﻣﻨﻴﺘﻲ - ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺗﺄﺳﻴﺲ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎﺕﺩﻫﻲ ﻓﮑﺮﻱ ﺑﻪﻧﻴﺮﻭﻱ ﻫﻮﺍﻳﻲ ﺍﻳﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ ﻣﻲﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺴﺎﺋﻞ جنگ ﻭ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﻭ ﺑﻪﮐﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎﻱ ﺧﻼﻕ ﻭﻧﻮﺁﻭﺭ ﺑﻪﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ با تجربیات ارزش مندی که ازآن دریافت نموده بودند اقدام به تعمیم شیوه کاری مزبور درهمه زمینه های ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ نمودند.
تا بدینجای کارمشخص می شودکه حدود هفتادسال است که جهان متمدن با موضوع اطاق فکرآشنایی یافته وازآن درجهت کشف قواعدواصولی استفاده می نماید که می توان با برخورداری ازآنها منطق هزینه به فایده را درکلیه سطوح زندگی نزدیک نمود وبا کاستن ازپرت منابع وانهدام درفرصت ها انسان را برای دست یابی به ره یافت های دانش بنیان تحت هدایت ومدیریت گرفت.
حال که با تاریخچه پیدایش اطاق فکر آشناشدیم ضرورت ایجاب می کندکه به ارائه تعریفی موردقبول ازاطاق فکر اقدام نماییم تا مشخص شودکه تشکیل اطاق فکرمی باید با چه معیارهایی وبرای تحقق چه اهدافی تاسیس گردد.
برمبنای تعریفی که در دایره المعارف آمریکایی ازاطاق فکربه عمل آمده می توان اطاق فکررا
گروه یا موسسه ای دانست که برای انجام پژوهش های قوی و حل مسئله، بخصوص در حوزه های فناوری و استراتژی های سیاسی تاسیس شده است.
اما ازآنجا که امروزه برای تمام عرصه های حضورانسان فن آوری های ویژه ای ابداع و ساخته شده است وهیچ موقعیتی از حیات فردی واجتماعی انسان را نمی توان خالی ازوجودهدف دانست که استراتژی های مشخصی را برای تحقق آن اهداف درنظرنگرفته باشند پس دراصل اطاق فکررا می توان گروه یا موسسه ای دانست که برای انجام پژوهش های قوی و حل مسئله، در تمام حوزه های حضورودخالت انسان تشکیل می شودو می تواند با ارائه راه کارهای قابل اطمینان ومطابق با مقتضیات روزومحدودیت های منابع وفرصت ها بکمک انسان بیایند واورا درگزاراز گذرهای تاریخی مساعدت دهند
برای تعمیق عینیت های مربوط به تعریف ارائه شده وچیزی که ما بدان می توانیم اضافه نماییم توجه به این نکته می تواند مفید باشدکه بدانیم که ﺁﻣﺮﻳﮑﺎﻳﻴﺎﻥ دراصل ازاطاق فکربرای پیوندزدن میان قدرت ودانش می خواستنداستفاده نمایندو یا به عبارتی تلاش داشتندتا با استفاده از اطاق فکر قدرت را به شکلی گسترده مطابق با دانش روزنمایندتا مبادا با عقب ماندن حوزه های تصمیم گیری از مسائل روز هزینه های اداره کردن جامعه وافزودن به سرعت دست یابی به اهداف کندگردد
ویا به عبارتی می توان عنوان نمودکه چون درعرصه سیاست که به نوعی کاملترین جایگاه تدبیر امور مردم می باشد دوربودن حکومت ویا دولت ازمسائل علمی روزمی تواندمایه عقب ماندگی و ورودخسارت های فراوان به جامعه شود واطاق فکرمی تواند کمک موثری به دولت و حاکمیت برای به روزنمودن خودبکند
که این موضوع برای کشورهای درحال توسعه بسیارمهم می باشدزیرا که درهمه این کشورها حکومت ها بدلیل قائم بفردبودن رهبران ودوربودن حکومت ها ازواقعیت های علمی جهانی وچالش های داخلی که درمدیریت آنها نیازبه تدبیرعلمی جدی وجوددارد حوزه سیاست بیش ازهرچیزی به اطاق فکر نیاز مند است اما متاسفانه بدلیل آمیختگی این عرصه با استبداد ومخالفت جدی با چرخه آزاداطلاعات ودانش عمومی کارپرداختن به اطاق فکربا مقاومت های شدید ویا کارشنکی های گسترده مواجه می شود که حتی اگربا کنار گذارده شدن این مقاومت ها وفشارها چنین اطاق هایی تشکیل گرددبدلیل تولیت سخت و جدی حاکمیت برآنها به نشست های تجملی ویا محفلی تبدیل می گردندکه ازهرچیزی می توان درآنها سراغ داشت الی فکربرای تغییر و یا مقاومت ومدامت برای تولیدعلمی فکر
ادامه دارد
