تاريخ: دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۳۳ ب.ظ
به بهانه برگزاری انتخابات هیئت مدیره حانه مطبوعات استان زنجان
.............................. .............................. ...................
مطبوعات فعلی ایران را می باید موجودیت عجیب الخلقه ای دانست که دقیقا معرف وضعیت عمومی ما درتمام عرصه های اجتماعی می باشد تا جایی که ازهرچیزی درآن نشانه ای وجودداردالی عمل به تعهدات اخلاق حرفه ای درعرصه رسانه ای ازسوی فعالان ویا حمایت از رعایت کنندگان اخلاق حرفه ای درفعالیت های مطبوعاتی ازسوی حاکمیت.
ویا به عبارتی مطبوعات ما دراصل شقی ازاحزاب سیاسی می باشند که تمام وظایف یک حزب را به انجام می رساننداما سهمی که می باید درشالکه قدرت داشته باشند بدانها داده نمی شود وازاین روی می توان مطبوعات را درصحنه فعالیت یک حزب سیاسی ودرسهم بردن ازقدرت یک عنصرفرهنگی مزاحم (وحتی اگر کمی با چالشنی بدبینی به موضوع نگاه کنم معاند) شناسایی نمود وازاین جا همه مشکلات مطبوعات ما آغازمی گردد و فعال مطبوعاتی را به وادی می کشاند که در آن تا زمانی که به او برای ترغیب مردم به مشارکت دررای دادن ویا حمایت خیابانی و طوماری ازیک مسئول ومدیر احتیاج هست حلوا حلوا می گردد وبه سرگرفته می شود وچون شاکله قدرت شکل گرفت فعال مطبوعاتی وخود مطبوعات به عنوان دشمنی شناخته می شوندکه اگربدانها مجال داده شودو یا به خواست ومطالبه آنها وقعی نهاده شودحکم مماشات با دشمن و یا حمایت ازمزدور خارجی یافته وتبعاتی را برای علاقه مندبه حمایت ازفعال مطبوعاتی به بارمی آوردکه تاب تحمل آن غیرممکن می گردد.
ودراین میان خانه مطبوعات موجودیت عجیب الخلقه تری می شود که می باید برای سازمان دهی جامعه ای که عمده فعالان آن برای قدرت مداران عناصری مزاحم شناخته می شوند کاری صنفی انجام دهد و یا به عبارتی حکم سندیکایی را می یابدکه بایدازحقوق بر زمین مانده ،ناشناخته ویا به رسمیت شناخته نشده سندیکایی خبرنگاران وفعالان مطبوعاتی دفاع نماید عمل سختی که اگر بنگویم نا ممکن حداقل می توانم بگویم که طاقت فرسا
و عمل به این تعهد ازآنجا سخت می گردد که درطی سال های گذشته دامنه حقوق صنفی فعالان مطبوعاتی بدلیل یورش بی امان نهادهای سیاسی تا بدانجا تنگ گردیده که حرف زدن و گستره روشن نمودن برای آن هم غیرممکن گردیده است.
پس درعمل می توان گفت که خانه مطبوعات به موجودیت فانتزیکی تبدیل گردیده که می تواندنقش های محفلی زیبایی را به نمایش بگذاردبه طوری که می تواندبرای خودهیئت مدیره انتخاب نماید ،ساختمانی برای خوددایرنماید،مسئولان خانه مطبوعات را درجات متعالی سیاسی واجتماعی دهد و کلاس وکارگاه آموزشی دایرنماید اما آنجا که به حقوق صنفی خبرنگاران وممانعت ازتبدیل مطبوعات به روابط عمومی ادارات مربوط می شود خانه مطبوعات نه قدرتی داردکه ورودنمایدونه توانی داردکه حداقل با خط کشیدن به مرز های قلمرو خویش عنوان بداردکه من می خواهم دربین فعالان خودم و دریک جمع خصوصی حقوقی را تعریف وتفسیرنمایم که بتوسط آن اخلاق حرفه ای حداقل درجمع خبرنگاران رعایت گردد ومورداحترام واقع شود.
براستی برای دایرنمودن چنین موجودیتی چه نیازی هست به اینکه انتخابات برگزارشود و محلی درنظرگرفته شود همان بهترکه مدیرکل محترم فرهنگ وارشاداسلامی به عنوان بالاترین مسئول ومتولی حوزه مطبوعات درعمل به عنوان مسئول خانه مطبوعات شناخته شود و معاونت های ایشان هم اعضاء هیئت مدیره محسوب گردند زیرا که درچنین روال کاری بازجای امیدواری وجودداردکه ازقدرت تصمیم گیری وجایگاه اجرایی مدیر کل برای برطرف نمودن برخی از تنگناها ومحدودیت های اعمالی ازسوی مدیران اجرایی استفاده نمود
اما اگرقرارباشدکه انتخاباتی صورت گیردوخانه مطبوعاتی دراستان بوجود آیدنخست نیازبه این هست که استاندارمحترم بهمراه مدیر کل ارشاد دریک نشست کاملا تخصصی با فعالان مطبوعاتی استان اقدام به بررسی شرایط موجود درعرصه فعالیت های مطبوعاتی بنمایند تا مشخص شودکه اولا فلسفه وجودی مطبوعات دراستان چیست؟ (جایی که مدیران به لطایف الحیل تلاش می نمایندتا با به انحراف بردن مفهوم کارمطبوعاتی عملا این جریان مهم واثرگذاررا به روابط عمومی اداره خودتبدیل نمایند)
ودرثانی وظیفه خانه مطبوعات چیست و چه ابزارهایی به این خانه برای اعمال حدود وثغورفعالیت های مطبوعاتی و یا محقق ساختن اخلاق حرفه ای داده می شود؟
تا برمبنای آن به کسانی برای حضوردرهیئت مدیره رای داده شودکه می دانیم توان بهره گرفتن ازاین ابزارها را دارند.
وگرنه اگرروال کار به همان سیاق قبل باشد بازکسانی درخانه مطبوعات به رای فعالان مطبوعاتی تکیه خواهندزد که نیازدارندتا با استفاده ازاین موقعیت بتوانند درمجامع سیاسی سخنرانی نمایند ویا به نام مسئولان خانه مطبوعات به محافل ومجامع سیاسی دعوت گردند ودرپایان مدت ماموریت وحضورخود دراریکه قدرت کاری که بتوان بدان دفاع ازحریم مطبوعات و یا ارتقاء حرمت فعال مطبوعاتی نام نهادبه چشم نیاید.
دوستان مطبوعاتی من با خشم وغضب به مطالبی که مطرح می گردد نگاه نکنند و نگارنده را فردی بیمارکه قصد دارد اقدامات وفعالیت های مدیران سابق خانه مطبوعات را تخطئه نماید فرض ننمایندبلکه فرصتی را فراهم نمایندتا بنده بتوانم بدون حب وبغض ازاموری بگویم که برای تعالی فعالیت درعرصه مطبوعات نیازمی باشد وخانه مطبوعات نتوانسته با پرداختن بدانها قلمرویی را برای فعالان تعریف وتحدیدحدودنمایدمحدوده ای که فعال مطبوعاتی درآن آرامش وامنیت یابد تا ازتمام خلاقیت های خودبرای تدارک رکنی که حرمت رکن چهارم دمکراسی را دارد استفاده نماید.
مثلا آیا می دانیدکه درطی چتدین سال فعالیت های منسجم مطبوعاتی درسطح استان زنجان تا به امروز اتفاق نیافتاده که یک فردفعال درعرصه مطبوعات و یا مطبوعاتی حرفه ای بتواندخودرا به موقعیت های فرا دستی درعرصه مدیریت ویا نمایندگی مجلس برساند واین بدان دلیل است که هرکسی وارد عرصه فعالیت در حوزه مطبوعات گردد عملا با این اقدام فاتحه حضوردرسایرمیادین زندگی خودرا می خواند.
براستی کدام عنصر مطبوعاتی را سراغ دارید که درمیان مسئولان ودردرون سیستم اجرایی دارای چنان احترامی باشدکه اگرکارش گیرآنها بودبه احترام سال ها فعالیت فرهنگی ورسانه ای برایش تره خردکنندوبه حرفش گوش دهند .
وآیا این همه ازفقدان یک خانه مطبوعات قوی نیست که بتواند با نهادینه نمودن فلسفه وجودی مطبوعات وارزشمندی وجود فعالان این عرصه موقعیتی فرادستی را برای آنها درمدیریت ها ایجادکند ویتا برای جا انداختن نقش ماقعی وپراهمیت مطبوعات وفعالان دراین عرصه کارماندگاری انجام دهد.؟
ادامه دارد
