تاريخ: پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۱۰ ق.ظ
دربخش پیشین مطلب وزمانی که موضوع اطاق فکر و نقش آن درراه اندازی اقداماتی برای شناسایی وحمایت ازنیروهای صاحب فکرسخن به میان آمد هدف این بودکه عنوان شود که برای دست یابی به توسعه یکی ازمهمترین فعالیت ها واقدامات می تواند شناسایی و تربیت نیروی انسانی آشنا ومزین به صفت فهم ارزشمندی فکرتوسعه باشد واین کاریست که اطاق فکربایدبدان مبادرت ورزد زیرا که اطاق فکرخودمی تواندبه زمینی برای تمرین از محل آزمون وخطا و گذر دادن فرد ازاتکای محض به اطلاعات ودانش عمومی ورساندن او به سطح خردورزی و بدست آوردن توان داوری وقضاوت تبدیل گردد
اما حیف که ما به صورت تاریخی چنین نکرده ایم وارزش واعتباری برای موجودیت هایی چون اطاق فکرو نقش آن در رابطه باشناسایی وبالا کشیدن صاحبان توان نظریه پردازی قائل نشده ایم که اگرمی کردیم امروزگرفتارپدیده ای بسیارزیانبار تحت عنوان فرارمغز ها که همراه با خسارت های هزاران میلیاردی می باشد نمی شدیم
اما دراین بخش ازمطلب می کوشم تا مزیتی دیگراز وجوداطاق فکررا مطرح سازم تا دوستانی که به مطالعه ادامه مطلب علاقه دارندبدانندکه چرا بایدبه داشتن وایجاد اطاق فکراعتنا ء نمود.
همانگونه که درمطالب گذشته به موضوع ضرورت اهتمام به ایجاد اطاق فکر اشاراتی داشتم وعنوان نمودم که درامریکا ودرفلسفه ایجاد آن هدف ازایجاد اطاق فکر را ایجادپیوند بین قدرت حاکم برجامعه با دانش روزآمدعنوان نموده اند و در تکمیل این بند عنوان داشتم که اطاق فکر می تواند فکررا از وابسته شدن به قدرت وتحت تولیت آن قرارگرفتن نجات بخشدویا مصون دارد حال نیازبه این هست که بدانیم اساسا قدرت چیست وچه نیازی به این هست که بین قدرت ودانش روزآمد پیوندی مستحکم ومستمری بوجودآید؟
مطمئنا دوستانی که مطلب را مطالعه می نمایند با کمی دلهره روبرو شده اند زیرا که مطلب کم کم رنگ وبوی سیاسی می گیرد وممکن است که به مذاق خیلی ها خوش نیاید اما اگرتحمل فرماییدملاحظه خواهیدنمودکه قدرت برخلاف هیبت مخوف و ترسناک خود درنزد ما چون موردکنکاش قرارگیرد وبه صورت علمی بدان توجه شود چه مقدارمی باید از روح وبافت لطیفی می بایدبرخوردارباشد زیرا که قدرت محصول نهایی فرایندبسیارسازمان یافته وهدفمندی می باشد که از مراحل ومقدامتی چون احساس نیاز،تلاش برای شناسایی راه های برطرف نمودن آن ،آماده نمودن امکانات وکسب مهارت های لازم برای انجام امور ذی دخل در تامین نیاز آغازمی گردد ودرنهایت به اهتمام به انجام فعالیت نهایی ازطریق ترکیب مهارت های انسانی با منابع طبیعی منتهی می شود تا نیازی تامین شود و کمبودی که مانع ازانجام درست وظایف می گردد برطرف شود .
حال اگربه این مجموعه از گفتاردرخصوص قدرت توجه نماییدملاحظه خواهیدنمودکه ورود درآن برای موشکافی وبدست آوردن درک نه تنها نباید خوفناک باشد بلکه موضوعی است دامن گیرهمه که می باید ازطریق آشنایی با مولفه قدرت برای بهره گیری از آن درخصوص رفع نیازها ویا برطف نمودن کمبودهای حتی شخصی استفاده کنیم وازاین روست که دولت به عنوان نماد اعمال اراده عمومی در تدبیر منزل وظیفه و مسئولیتش تسهیل درفعالیت های مردم نام می گیرد و موظف می شودکه درجهت دارای اراده وهمت نمودن مردم برای غلبه برکمبودها و تامین نیازمندی های فردی وگروهی ازتمام امکانات ومنابع موجود آموزشی استفاده نماید .
بی گمان خواندن مطالبی که تصویری این گونه ازقدرت و یا قدرت سیاسی ارائه می دهد این تردیدرا درخواننده ایجادخواهدنمودکه اگر دولت ویا حاکمیت به مفهوم عام آن وظیفه دارد که تسهیلات لازم را برای فعالیت های مردم فراهم آورد ویا عصای دست مردم در چارچوب جغرافیایی یک کشورباشد پس این همه فاصله بین دولت وملت و استفاده ازاین همه امکانات وابزارهای امنیتی وپلیسی برای وادار نمودن مردم برای تمکین وبا حمایت ومراقبت از کلیت حاکمیت وساختار دولت ازبرای چیست ؟
سئوال بسیارمهمی می باشد که به جرات می توان بی پاسخ ماندن آن را علت العلل تمام مشکلات بین دولت وملت بوجود نامید و به تحقیق بیان داشت که آبشخور دوام ونقش آفرینی تمام عوامل وعلت های بروز اختلافات وکشمکش های خون بار تاریخی میان ملت ها و حکومت ها در این مقوله بسیار مهم مستقر بوده است زیرا که ازبی توجهی به این موضوع وعدم واشکافی دقیق وشفاف معادلات موجود دراین واقعیت نه مردم می دانندکه ازحکومت بایدچه بخواهند ونه حکومت ها می دانندکه در برابرمردم بایدبه چه اقداماتی دست بزنند تا با تسهیل در فعالیت های آنان موجبات کاهش فاصله میان خواست مردم واقدامات حکومت گردد وبا راضی نمودن مردم ازحکومت همراهی آنان را با حاکمیت موجب گردد واین وظیفه ای می باشدبرای اطاق فکرتا با ارائه تصویری روشن از وظایف حاکمیت و چرایی همراهی مردم با دولت موجبات همسویی این دو را برای تعالی منافع ملی فراهم آورد
بایدبه خاطر داشت که توجه به این واقعیت بسیارمهم درجامعه ما که حاکمیت خود را منتسب به مکتبی الهی می نامد ودراصل از دین واعتقادات مردم درمشروعیت دادن به تصمیمات خوداستفاده می کند می بایدبیش ازهر اجتماع وحاکمیت غیردینی ویا ادیان دیگر باشد زیرا که دراسلام با تاکیدبراین اصل که ساعتی اندیشیدن گرانمایه ترازهفتادسال عبادت نمودن است مسلمانان را فراخوانده است که هیچ کاری را بدون دست زدن به کارفکری و گذر دادن آن ازتمام دقت نظرها ومشورت ها پیگیری ننمایند وازاین روست که ما می باید بیش ازهر جامعه وحکومتی اقدامات لازم را برای ایجاداطاق فکرکه دراصل زمین تمرینی برای ساختاری نمودن هدایت،مدیریت و تعالی فکرمی باشد ومی تواندبرای تعمیم پیونددانش با تمام زمینه های زیست فردی واجتماعی مفیدباشد به انجام برسانیم
ادامه دارد
