تاريخ: پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۱۱:۱۱ ق.ظ
هر بد که به خود نمیپسندی
با کس مکن ای برادر من
گر مادر خویش دوست داری
دشنام مده به مادر من
.............................. .................
بسیاری ازماها چون پای تذکروانذار به میان می آید به حکیمی حاکم تبدیل می گردیم و همگان را به بادتکفیر می گیرم که چرا چنین بودید وچنان نشدید و یا چنین کردید وچنان نکردید اما اگرکسی ازما درآن میان پرسیدکه پس خودت چی دست پیش می گیریم تا پس نیافتیم ازابن گونه است داستان کسانی که در کوی وبرزن مزاحم موامیس مردم با نگاه والفاظ بدو یا حتی دنبال نمودن می شوند اما چون کس دیگری چشم بد ناموس آنها داشت تعادل زمین وزمان را به هم می ریزند که ....
براستی آن دوستی که با فهم این نکته که در صفحات امکانات رسانه ای مجازی دختران وزنان جوانی ازباب حضور ویافتن حقیقت حاضرشده اند تمام صبح تا شامش نوشتن از موضوعاتی می باشدکه می تواند تخلخلی را در قوام فکری و شخصیتی جوانان ایجاد کند آنهم درزمان وشرایطی که خودش زن ودختران جوانی درخانه دارد آیا راضی می شودکه همان مفاهیم وکلمات درنزدزن ودختران او مطرح گردد و یا زن وفرزندان خودش همان مطالب را بخوانندویا جرات آن را داردکه آنچه نوشته کسی به خانه او بفرستد و به خانواده اش نشان دهد وبه آنها بگوییدکه ببینید فعالیت روشنفکری شوهر ویا پدرشما در یک فضای رسانه ای جهانی این محتوا را داشته است
من نمی گویم که خودم آدم تمام عیاری هستم وای بسی که درمیان همه فعالان درحوزه های رسانه ای ازتمام فعالان دفتارهای ابهام آمیز و بدداشته باشم و نمی گوئیم که مطلبی برای تفنن نگاشته نشود اما اعتقادم به این است که حتی می شوددرمتن آن پیامی وجود داشته باشدکه بتواندراه درست را نشان دهد.
اما اینکه درکوچه وخیابان وحتی فضاهای مجازی ازمحل فعالیت افرادی چون من آرامشی برای افرادباقی نماند نتیجه این واقعیت است که ما ازمنطق آنچه برای خودنمی پسندیم بردیگران مپسندیم دورافتاده ایم و عملا کارهایی را انجام می دهیم که اگرکس دیگری دامن الوده همان کارها بشود چون رعدی برسرش نازل می گردیم واو را به بادتکفیرمی گیریم که .....
