تاريخ: یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۴۱ ب.ظ
همانگونه که درشماره گذشته مطلب و دربحث فعالیت های اجتماعی زنان عنوان داشتیم متاسفانه موقعیت برای فعالیت هایی که زنان بتوانند با حضوردرآنها به اثبات وجودبپردازند بوجودنیامده وازاین روی زن ایرانی نتوانسته آنچه را که آرزو دارد ویا استحقاق بدست آوردنش را درخودپرورانده است کسب نماید.
ازاین روی زن درهرجایی حضورداشته به عنوان یک موجودیت منفرد وجدا ازجمع تصورشده است وکمترمجال آن را می یابد که بتواند ظرفیت ها وتوان مندی های خودرا به نمایش بگذاردو برمبنای آنچه که تولیدمی نماید ودرسرنوشت ووضعیت جمع تاثیردارد ادعای حق داشته باشد وبه اثبات توان مندی ها وظرفیت های خوداقدام نمایدو یا از نتایج فعالیت های خود بهره برداری نماید.
برای ایجاد ارتباط حسی با موضوع لازم است که به جامعه مراجعه نماییم وبا برشمردن برخی از وظایف ونقش های زنان دنبال این واقعیت بگردیم که چرا با انجام درست این وظایف ونقش های منحصربه فرد، زنان نمی توانند در کسب موقعیت های اجتماعی و یا حقوقی که می توانددربرگیرنده امتیازات مناسبی برای زنان باشد دارای موفقیت باشند.
همانگونه که می دانید زن درجامعه امروزین ما نقش های فراوانی را برعهده می گیرد که ازجمله آنها می توان به نقش مادری،نقش همسری،نقش مدیریت خانه وخانواده،نقش های اقتصادی،نقش های سیاسی ومشارکتی و...اما متاسفانه ازسر جمع تمام این نقش ها یک موقعیت ووضعیتی که درآن زن بتواندبا اتکای بدان حضورونقش آفرینی جدی را که براثرآن نظراتش دریافت شود ،موردتوجه قرارگیرد ویا به نام خودش مورداستفاده واقع شود ایجاد نمی شود که در چرایی پیدایش چنین وضعیتی می توان عنوان نمودکه زن نمی تواند و یا به دلیل تربیتی که یافته است نمی خواهد که خودرا درمجموعه هایی که رفتارهای شکل گرفته درآن می تواندبه تغییرات در نگاه وبرداشت اززن منجر گردد جا بیاندازد و با اثبات توان مندی وظرفیت های خود ازآنها به نفع خوداستفاده نماید.
برای نمونه درتمام مجامعی که به نوعی بکار تحقیقات مشغول می شود زنان ازموثرترین عناصرآن مجموعه ها شناخته می شوند اما زمانی که قراراست محصول این موسسات تحقیقاتی عرضه گردد ویا ازمجموع دست آوردهای علم بنیان آنها در میان مردم ویا صاحب نظران دفاع شود زن خودرا کنارمی کشد ومسئولیت این کار را به مردان می دهد.
ویا با مشارکت نمودن دراطاق های فکر ومطالعه آنجا که قرارمی شودهرکسی نظر ورای خودرا با جمع مطرح نماید زن عضو مجموعه با این عنوان که حرفی ندارد و یا تمام حرف ها را دیگران گفتندشانه اززیر بار حضورمداخله جویانه و اظهارنظر گرانه خودداری می نماید درحالی که درفردیت و درمباحث دو نفره همان زن می تواند نظراتی را ابراز داردکه بسیار قوی وپرمحتوا باشد
این نوع ازکنش در مجامع عمومی ریشه درنوع تعین جایگاه وتفسیری دارد که درخصوص زنان شکل گرفته است تا جایی که زن ایرانی نمی تواند در حد واندازه ای ظاهرشودکه ازاو وتوان مندی های اوانتظارمی رود
ازسوی دیگرمی توان دلیل پیدایش چنین وضعیتی را در انحصاری بودن دسترسی به اطلاعات ودانش مبتنی برآمار برای مردان دانست تا جایی که اگرمدیری ناپرهیزی نمایدو بخواهد اطلاعاتی درخصوص فعالیت های سازمان تحت تولیت خویش به جامعه ارائه نماید این موضوع را بیشتردوست داردکه با مردان درمیان بگذاردو یا حتی اگردرجمعی قراربراین باشد که بخواهنددرخصوص مسائل مبتلابه جامعه سخنی گفته شود سعی می گردد که این مباحث درمجامعی که زنان حضورندارند وبا استفاده ازاین مستمسک که زنان سردرنمی آورند ویا ممکن است که اطلاعات را لو بدهنددرمیان گذاشته نشود .
هرچند که زنان هم درمجامعی که حضوردارند کمترخودرا درگیر بحث ومجادله دراین خصوص می نمایند .
پس نتیجه این بخش از گفتارما این خواهدبودکه اساسا زنان خودرا نیاز مند به داشتن دانش وآگاهی موردنیاز وارائه تحلیل ازشرایط نمی دانند وازاین روست که دنبال کسب اطلاعات از آنچه که درپیرامونشان درجریان است نمی روند تا چیزی را که دراین راه بدست می آورند مطرح سازند وازآنچه که مرح ساخته اند دفاع کنند وچون چنین حرکات وفعالیت هایی اززنان به چشم نمی آید مطمئنا درجامعه نیز اقبالی به زنان نشان داده نمی شود ویا آنها میدانی نمی یابند که برای بیان نقطه نظرات ویا ارائه تحلیل های خوداقدامی داشته باشند.
به هرحال علت عدم حضورزنان درمجامعی که درآنها کارمطالعاتی توضیح داده می شود هرچه که باشد این حضور و مداخله حقی می باشد که بایدزنان ما ازآن برخوردارباشند زیرا که ازیک سو هرآنچه که درجامعه شکل می گیرد برسرنوشت زنان نیزتاثیرمستقیمی دارد وباید آنها هم درخوب وبدآن مسئول وشریک شناخته شوند ودرثانی زنان با بیرون ماندن ازگود تصمیم سازی ها ویا حتی فکرورزی برای شکل دادن به تصمیم سازی های درست عملا به طفیلی مردان تبدیل شده ودر جایی که اقتدار بخشی ازمردان زیادباشد عملا برابزاری برای بایکوت نظرات مردان تبدیل می گردند وازاین روست که نیازجامعه ما به این امراحساس می گردد که هم زمینه شرکت زنان درمجامع فکری وعلمی ازسوی جامعه فراهم مهیا شود وهمینکه خود زنان برای بدست آوردن چنین شانس وحضوری تلاش نمایند تا بتوانیم ازنیمی ازفکر ومشارکت جمعیتی جامعه که زنان می باشندبه نحو مطلوب استفاده نماییم
