تاريخ: چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۱:۱۲ ب.ظ
درشمارگان گذشته مطلب پس ازوروددر موضوع وصیت نامه داریوش وانتشارآن چیزی که با عنوان وصیت نامه داریوش نام می گیرد هفده محورموردعنایت قرارگرفته دراین وصیت نامه را موردتجزیه وتحلیل قراردادیم وبا عنایت به وسعت و عمق مطالب موردتوجه قرارگرفته عنوان نمودیم که می توان داریوش را جز نوابغ واستثناء های انسانی نام نهاد زیرا که دریک سنگ نبشه چنان عمیق به مسائل عمومی مملکت پرداخته است که نمی توان بدانها بی توجه بود ودراین بخش ازمطلب چندمحوردیگرازوصیت نامه را موردبحث قرارمی دهیم
18- هرگز از آباد كردن دست بر ندار
داریوش به وصی وجانشین خود ابلاغ صریح می داردکه هرگزازآبادکردن ممالک محصوره درایران زمین دست برندارد درچرایی این ابلاغ رسمی حکمی فرا دستی می توان عنوان نمود که هیچ جامعه ای بدون حرکت مستمردر بحث آبادکردن نمی تواند دوام و قرارداشته باشد ویا به عبارتی تمام تمدن ها زمانی روبه قهقراء رفته اند که حاکمان آن تمدن ها با فراموش نمودن اصل آبادکردن مستمر زمینه وامکان نابودی و فنای جامعه را بوجودآورده اند.
اما چرا داریوش به جانشینش چنین توصیه ای می کند سئوالی می باشد که می توان پاسخ آن را دراین ابهام جستجو نمودکه مگرشاه وحاکمی را می توان یافت که خواهان آن باشدکه مردم سازندگی را رها نمایند و رضایت به نابودی ویرانی کشوربدهند؟
ابهام موردنظر را اگرازمنظرنگاه داریوش موردتوجه قراردهیم می توان دواحتمال را برای چرایی تکیه داریوش درنظرگرفت اول اینکه او سرگذشت پادشاهان وحاکمان قبل ازخودرا مطالعه نموده بوده است وبا تجربه ای که ازنابودی کشورها براثرفراموش نمودن وظیفه آبادانی مستمردراختیارداشته به جانینش ابلاغ می داردکه این وظیفه را فراموش ننماید ودوم اینکه داریوش می دانسته ویادگرفته بوده که یکی ازمهمترین وظایف پادشاهان سازندگی مستمرمی باشد که با این اطمینان به جانشینش ابلاغ می داردکه بسازد وازسازندگی غافل نگردد.
19 - خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد.خواه پادشاه بيست وپنج كشور باشد و يا يك خار كن
بسیاری ازما آدم ها دربرابر حتمیت مرگ ازسرغفلت فراموش کارانه عمل می نماییم وازاین روست که درزمان مرگ کوهی از آرزوها وانتظارات را در فرا رویمان انباشته می بینیم که جامه عمل نپوشیده اند
درحالی که اگرمی دانستیم روزی مرگ به سراغمان خواهدآمدو برای تحقق آنچه که به صورت حسرت وآرزو برایمان باقی مانده است فرصتی نخواهیم داشت مسلم است که درآن زمان برای کاستن ازاین کوه بزرگ حسرت ها دنبال راه کارهای عملی می رفتیم تا درزمان مرگ حسرتی را با خودبه جهان باقی نبریم
واین واقعیتی می باشد که دامنگیرهمه مردمان اعم ازعالم و عامی می شود
ازسوی دیگربایدبه خاطرداشت که انسان با فراموش نمودن مرگ که حتمی می باشد دچارغرورگردیده و حقوق دیگران را تباه وضایع می گرداند واین مشکلی می باشدکه اگردامنگیر مردان بزرگ وپادشاهان بشودمسلما اثرات زیانباری را متوجه کل حاکمیت ومردم خواهدنمود
همچنین باید به خاطرداشت که افرادبا فراموش نمودن مرگ اقدامات موردنیازبرای تربیت نسل های آینده ویا جانشینان خودرا ازیادمی برند وچون سربربالش خشت ویا سنگ گذاردند تمام امورشان بدست افرادی سپرده می شودکه لیاقت ویا آمادگی برعهده گرفتن آن مسئولیت را نداشته اند که اگراین امردرنزدپادشاهان اتفاق بیفتد مسلم است که فاجعه ای را متوجه تمدن و مردمان ساکن درآن مملکت می کند که پرداخت هزینه ها ویا تحمل تلخ کامی های ناشی ازآن غیرممکن خواهدبود.
ازاین روست که داریوش به جانشینش عنوان می داردکه مرگ را فراموش نکن وبدان که این واقعه برای همه اتفاق خواهدافتاد
20-امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسندتا اينكه فهم و عقل آنها بيشتر شود وهر قدر كه فهم آنها زيادتر شود تو بهتر ميتواني سلطنت كني
اگر بخواهیم مهمترین محوروصیت نامه داریوش را انتخاب کنیم می توان گفت که این دستورویا تاکید مهمترین و به نوعی عالمانه ترین بخشی می باشدکه داریوش آن را به محوری برای تاکیدوتوصیه به وصی وجانشینش بیان داشته است ونشان می دهدکه این پادشاه بزرگ جهان آن روزچه مقداردرایت و واقع بینی داشته است زیرا که درنزد حاکمان کمتراتفاق افتاده ویا حداقل تاریخ کمتر نشانی ازاین را ارائه می دهدکه حاکمی به وقت مردن به وارث خودبیان داشته باشدکه برای آموزاندن ودانا نمودن مردمت تلاش کن زیرا که رسم معمول در حوزه قدرت آن است که مردمان را ازنظرملاک ها ومعیارهای دست یابی به دانش عقب نگه دارندتا مبادا مردم با دست یافتن به فهمی عمیق ازآنچه که دردور وبرشان می گذرد حکومت را کمتردرمظان سئوال وپاسخگویی قراردهند ویا با اعتراض وشورش ارکان حکومت را درخطراندازندومتزلزل سازند. حتی امروزهم که با عمومی شدن اطلاعات ودانش عمومی ،رسانه ها ونفوذ آنها تا مخفی وخصوصی ترین زوایای حیات فردی واجتماعی مردم راه یافته است تا مردم درکوران اطلاعات ودانش لازمه انتخاب قرارگیرند حکومت ها سعی می کنندکه اتکای خود را بر محروم نگه داشتن مردم به اطلاعات لازم قرار دهندوبه نوعی نگذارند تا مردم بفهمندوبداننددستورفوق امروزهم یکی از متعالیترین دیدگاه های حکومتی به مردم و ضرورت آموزش دادن به آنهاست اما اینکه داریوش می گوید مردم اگربفهمند وبدانند تو راحترحکومت می کنی آنهم در زمانی قریب به دو هزار وهفتصدسال پیش این نشانگرآن است که دستگاه حکومت هخامنشی ساختاری مبتنی بر دانش و خرد ورزی داشته و درآن رفت وآمد بزرگان وعالمان چنان با اهمیت تلقی می گردیده که تسهیلات برآمده ازاین موضوع شاهی چون داریوش را واقف به ارزش فهم ودانایی مردم نموده تا جایی که اوازجانشینش خواسته تا برای ارتقای دانایی مردم تلاش داشته باشد
ادامه دارد
