تاريخ: چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۱۲ ب.ظ
بدون اغراق کنشگران سیاسی (اعم از اصلاح طلبان واصول گرایان) ابهردرعرصه کارتئوریک و یا فعالیت های میدانی دارای ظرفیت های بسیاربالایی می باشند که به جرات می توان ادعا نمود که می توانند درمدیریت های کلان کشوری (هوشمندصفایی،مصطفی مرسلی،مهردادحاجی خانی،همایون حاجی خانی،احمدمهدوی،رامین حاجی خانی،عطا معروفخانی و....)ویا مدیریت های استانی دارای وزن و قدرت قابل محاسبه ای باشند اما چرا دراستان زنجان این همه بی مهری وجفا درحق نیرو های موجود درابهر وزنجان (علی کاوندی،رحمت بیگدلی،فرشیدامینی،حکمت الله آدرم برادران برجی و...)می شود سئوالیست که پاسخ دادن بدان چندان سخت نمی تواندباشد وآن اینکه من ومای ابهری برای خودمان ارزش واعتبار قایل نیستیم و دردیدما مرغ همسایه نه تنها غازبلکه شتر مرغ می باشد ودردید براداران زنجانی ابهری نبایدبه جایی برسد چون دراین حالت نمی توان به او حکومت کرد.
درچرایی پیدایش چنین نگاه و معیاری علت های مختلفی را در درون یک نگاه سیستمیک می توان مورداشاره قرارداد اما مهمترین این علت ها را می توان درچند پکیج جامع گردآورد که عبارتنداز
1- نداشتن تشکیلات
ما کنش سیاسی فراوانی را تجربه نموده ایم ومی نماییم و کنشگران برجسته سیاسی درشهرمان را مشاهده می کنیم اما چون چشم دیدن همدیگررا نداریم ویا جرات دفاع وحمایت ازهمدیگر را به خودنمی دهیم تک تک افتاده ایم وحتی درجریان فعالیت های مقطعی درفصل انتخابات که دور هم جمع می شویم بشدت مواظب همدیگرمی شویم که مبادا کسی ازمیان ما بتواندبا برخوردن درمیان فعالان کشوری ویا استانی سری درمیان سرها دربیاورد ویا اگراز قضای روزگارچنین شد تا جا دارد پشت سرش بدگویی می کنیم تا جایگاه خودرا ازدست بدهد وازاین روست که نتوانسته ایم درمیان حتی اصول گرایان که چندان هم با فکر و کارهای فکری همسنگی وهمسویی ندارندورهبری درچنان مجموعه ایی به راحتی شکل می گبرد محوریتی فکری برای ایجادیک تشکل ایجادکنیم وازاین محل همیشه بشدت ضربه خورده ایم ودرعین حالی که تمام ظرفیت ها ولیاقت ها را داشته ایم نتوانسته ایم جایگاه معتبری در داخل فعالیت های استانی به خوداختصاص بدهیم
2- ما اهل اجماع وفکرجمعی نیستیم
ابهری یکیش کم است ودو تایش اضافی واین نه ازآن جهت است که ارزش با هم بودن را نمی دانیم ویا متوجه خسارت هایی که ازتفرقه متوجهمان می شودنمی شویم بلکه دقیقا پی به آثارزیانبار تفرقه واختلاف برده ایم اما چون نمی توانیم درکنارهم فکرکنیم وچون به هم رسیدیم باید غیبت کنیم و دیگرانی را که نیستند باید خراب کنیم تهمت ها و انگ زدن های درخفا به سرعت عمومی می شود و با تاراندن جمع هایی که تشکیل می شود تنها وبی کس می مانیم.
3- برای آینده ارزش قایل نیستیم ودرزمان حال مانده ایم
همه ما بدون استثنی ازاینکه دراستان به حساب نمی آییم دررنجیم اما چون چشم دیدن همدیگر را نداریم برای برطرف نمودن این نقص که تنها با داشتن تشکیلات منسجم وبا کاربرای آینده امکان برطرف شدن داردنمی توانیم دنبال چاره باشیم ازاین روست که همه دست به گردن اویخته ومنتظر فردایی می مانیم که قراراست زنجان برای ما ترسیم نماید
4- ما نه مفروض روشن ونه معیاروارزش با اعتباری داریم
هیچ یک ازما ابهری ها قادرنیستیم بگوییم که ابهربا کدام مختصات وممیزات ازدیگرشهر های ایران را آرزو داریم چون تا به امروز فکرش را نکرده ایم وچون فکرابهری با مشخصات ویژه را نکرده ایم معیارهایی که بتواندبرای رسیدن به ابهری آباد کمک مان بنماید تدوین نساخته ایم و ارزش هایی را که بایدبگویندبرای رسیدن به ابهری زیبا مهم تلقی گردنددرنیافته ایم وازبرای همین است که نمی دانیم ونمی خواهیم بدانیم که درفردای ابهربه چه چیزهایی احتیاج خواهیم داشت تا برای ایجادآنها تلاش داشته باشیم.
5- من تعصب به نفع خودم و یابه نفع مجموعه ام را درخود نهادینه ننموده ام
دلبستگی وهواداری جانانه از مجموعه هایی که بتوانند از حقوق حقه نیروهای زیر مجموعه خوددفاع نمایند سرمایه ای تلقی می گردد که اگروجودنداشته باشد هیچ فردی ویا گرذوهی نمی تواند به آنچه که استحقاقش را دارددست بیابد
براستی من ومای ابهری کی به ابهری که زادگاه ماست تعصب ورزیده ایم وبا هزینه نمودن ازوقت ومال برای آن تلاش داشته ایم بلی دوستانی بوده اندکه خودرا سینه چاک ابهرنشان داده اندودادوبیداداین ادعا را تا آسمان رسانده انداما چون فکرشان و سقف آرزوهایشان کوتاه بوده با گرفتن حکمی ورسیدن به موقعیتی آتش تندتعصبشان فرو کش نموده تا جایی که خودآنها به مانعی دربرابرهمجوشی ابهری تبدیل شده اند نمونه چنین آدم هایی فراوان بوده اندکسانی که مهدوی را تنها به خاطرغیرفعال بودن دفترارتباطش تکفیر می نمودندوچون خان محمدی به نمایندگی رسید و ازآنهادر دفتر خود استفاده کردخودعامل تاراندن ویا عدم دعوت شدند ودفتررا درععمل تعطیل کردند ویا به محفلی برای برخی از اقدامات تبدیل ساختند
به اجمال آنکه امروزویا فردا تکلیف جایگاه فرمانداری ابهر مشخص می شود واین درحالیست که سیاست دولت انتخاب نیروی بومی برای فرمانداری می باشد واستاندارمحترم با پناه گرفتن درپشت این شعارفردی را اززنجان برای ابهر انتخاب نموده ومعرفی خواهندکرد واینجا سئوال من این خواهدبودکه چرا این انتخاب ازبین جوانان ابهرنخواهد بود.
مگرنمی شودکه ازمیان نیروهایی که درستاد جناب روحانی ویا خیرسال ها برای بلندنگه داشتن پرچم اصلاحات تلاش داشتند یکی را انتخاب نمودو برای تصدی این پست معرفی کرد چنین افرادی را هم اکنون درمیان جوانان ساکن درابهر مشاهده می کنیم(علی کاوندی،رحمت بیگدلی،فرشیدامینی،حکمت الله آدرم برادران برجی و بسیارانی که من الان حضور ذهن ندارم ویا آنها را نمی شناسم) اما اگرنشد ازمیان ابهری های مقیم تهران آیا نمی توان کسی را براین پست انتخاب نمود
