تاريخ: شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۱۳ ق.ظ
امروز اولین روز از دهه پیروزی انقلاب اسلامی درسال پنجاه وهفت می باشد که بدلیل اینکه خود من هم در همان سال ها ودرمسائل انقلاب حضورداشتم وبه نوعی سهم کوچکی در این پیروزی برای خودم قائلم (هرچند که تا به امروز خواهان آن نبوده ام وتازه اگر هم می خواستم نمی دانم که می باید آن را ازچه کسی طلب می نمودم زیرا که انقلاب را مال کسی ویا گروهی نمی دانسته ام ونخواهم دانست تا مطالبه ای ازاو داشته باشم )برخودوظیفه می دانم که به شمارش نیازهایی که امروز جامعه ما دارد تا بتواند اهداف و آرمان های انقلاب را به آینده ونزد نسل هایی که خواهند آمد تسری بخشد بپردازم.
1- عدالت
آری انتظار تحقق عدالت ازهمان آغازین دوران حضورانسان بر روی زمین با خون ناحق هابیل بدست قابیل رنگین گردیده است وازاین روی بود که سنگ فرش خیابان های ایران هم به خون جوانانی رنگین شد که بزرگترین آرمان آنها تحقق عدالت بود وامروزهم اگر ازتمام مردم واز طریق یک نظرخواهی پرسیده شود که بالاترین انتظارو آرزویتان ازانقلاب ونظام برآمده ازمتن آن چیست مشخصا پاسخ روشن وشفاف مردم مخصوصا دانش آموختگان ومتخصصان جامعه تحقق عدالت خواهدبود زیرا که تنها درسایه این امکان است که می شود به شناسایی وپرورش استعدادها امیدواربود .
اما چگونه می توان عدالت را که بالاترین آرزو وانتظار انسانهاست محقق گرداند سئوالیست که پاسخ بسیارروشنی دارد وآن اینکه با معین نمودن سهم مردم ازفرصت ها وامکانات زیرا که همه مردمی که دریک منطقه جغرافیایی وتحت عنوان مملکت زندگی می کنند بدون توجه به هرنوع اندیشه وتفکری که داشته باشند ویا به هر دین وآیینی اعتقاد یافته باشنددرتمام فرصت های ممکن برای فعالیت وبرخورداری اقتصادی که درآن تولید می شود سهیمند ومی بایدازسهم خاص خودبهره ببرند ویا طوری نباشد که گروهی همه چیز را مال خود کنند و بقیه مردم حسرت حداقل ها را داشته باشند
اما باید باورداشت که محقق ساختن این مهم چندان ساده نخواهد بود که یکی ازعلل سختی کار در خودافرادمخصوصا قدرت مدارانی که وظیفه محقق ساختن عدالت را دارندنهفته است وآن مسلط شدن نفس اماره که به صورت مستمر انسان را به مال خود نمودن تمام منابع وفرصت ها فرا می خواند است که بایدبشدت درمقابل آن ایستادگی نمود
ودرخصوص چرایی نیازبه عدالت هم باید گفت که برای دست یابی به توسعه نیازبه این هست که تمام استعدادها وظرفیت های مردم برای مشارکت درساختن جامعه شناسایی وپرورش یابد که اگرعدالت محقق نشود نمی توان امیدواربه تربیت عمومی برای پذیرش مسئولیت ها شد واز تمام نیروها برای توسعه استفاده نمود
باید یقین نمود (هرچند که این یقین برای عده ای سخت است) که حاکمیت تحت لوای دینی که همه مردم درآن مسئول شناخته می شوند وباید درمسیرتحقق رسالت انسانی وظایف خودرا بدرستی به جا آورندوانقلاب بزرگی برای محقق ساختن این هدف مهم شکل گرفته است درست نخواهدبود که عده ای بخورند و لذت ببرند وعده ای بدون یافتن دانش وتخصص وبدون برخورداری از حداقل حمایت ها بیشترین بار وکاررا بر دوش داشته باشند
