تاريخ: جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۴:۵۵ ب.ظ
اگرچه به خاطر شرایط حاکم برجامعه دیرگاهیست که از مولفه رفتاری واخلاقی تشکر ازمردمان دور شده ایم اما امروز صبح مرا به جلسه افتتاحیه هنرستانی دعوت نموده بودند که واقعا با دیدن آن چیزی که درست شده بود و دراختیار نسل جوان و دانش آموز جامعه قرارگرفت برخودم لازم دیدم که ازبانی این کار یعنی عزیان مهندس احرار زاده ومهندس مهرصادقی ویا به عبارتی ازمجموعه تولیدی صنعتی هوایارتشکر بنمایم وجزای خیربرایشان ازخداوند متعال مسئلت بدارم براستی والحق که گل کاشته اند و هنرستانی مطابق با تمام معیارهای استاندارد آموزشی ایجادنموده اند
درتوضیح کار می توانم بگویم که خیرین مزبور با حدود پنج میلیاردتومان مجموعه ای را ساخته اند که بنابه تعریفی که ریاست آموزش وپرورش شهرستان ازاین کار داشتند درشهرستان مانندی برای آن نمی توان پیدا نمود که انشالله که خدا از آنها قبول بدارد
حال بیایید این موضوع را به چند سئوال مهم تبدیل کنیم وسر اصولی که درجامعه ما رعایت نمی گردد به بحث بپردازیم
1- واقعا درجامعه ای که هرکسی امکاناتی دراختیارش قرارمی گیرد سعی می نماید آن را مال خود کندویا دربین اعوان وانصار خودتقسیم نماید چگونه پیدا می شوندافرادی که میلیاردها تومان خرج می کنند تا دانش آوزان دریک شهرستان محرومی چون ابهر دریک محیط امن وزیبا به تحصیل بپردازند؟
2- درجامعه ای که مسئولان برای دراختیارداشتن موقعیت شغلی عنوان اتهام ها را به همدیگر واردمی سازند چگونه است که فردی ثروت وامکاناتی را که به رنج وزحمت بدست آورده است برای ساختن مدرسه ای ویا محل تحصیلی هزینه می کند وبه شکرانه پایان یافتن کارآن ولیمه می دهد؟.
3- درجامعه ای که افرادی چون خیرین مزبور درآمدهای خودرا صرف تولیدموقعیت وفرصت برای نسل های آینده می کنند چگونه است افرادی مثل مدیرکل سابق بانک صادرات ویا ... با بلندنمودن سرمایه های فراوانی از بانک وجیب مردم را برای سرمایه گذاری برای کاندا ویا جاهای دیگری می برند.
4 - چگونه است درجامعه ای افرادی از سرمایه وثروت خودبرای توسعه ورفاه مردم هزینه می کنندوتازه منتظرمی مانند تا اگر مشکلی هم برزمین مانده آن راهم برطرف نمایند وافرادی که تا دیروز نان به کف نداشتند وهر روزاز خدا طلب می نمودند که لنگشان نگذاردچون به مقام ومسئولیتی رسیده اند خدا را بندگی نمی کنند و ادعایشان به این است که اگر آنها نباشند دنیا به آخر می رسد ویا آنجا که قرارمی شود ازمال مردم حصه ای به خود مردم داده شود آن چنان سرمردم منت می گذارند که گویی اگر آنها نبودندمردم می مردندآنهم ازگرسنگی.
5- چگونه است که درجامعه ای چون ابهر ریاست اداره آموزش وپرورش با تواضع وفروتنی تمام از خیری که هنرستانی به آن بزرگی را ساخته است به التماس می خواهد که برای انتقال دانش آموزان ازهنرستان به خانه ویا ازخانه به هنرستان ومراکزدیگر مینی بوس هایی هم بخرد و دراختیار آموزش وپرورش بگذاردو درادامه این حرف مجری به طعنه عنوان می دارد که خیر می گوید کاش سند کارخانه را هم می آوردم ومی دادم ومی رفتم وآنگاه دولت برای خریدن حداقل دو دستگاه مینی بوس کاری به انجام نمی رساند ویا پول های ایرانی را درکشورهای دیگرهزینه می کنند
و دهها سئوال دیگر اما با همه این سئوال ها وجواب ها بازهم گلی به جمال آنکسی که چنین خیرینی را دارای انگیزه می نماید تا با وروددر شهرهای محروم برای جوانان ونسل های آینده امکاناتی را تهیه نمایند وخدا خواسته وطلبشان را برآورده نماید کسانی مثل مدیریت شرکت هوایار را که با اقدام به خلق چنین حماسه هایی و موقعیت هایی امکان آن را فرام می نمایند که آیندگان حداقل درمحیط های سالم وزیبایی به تحصیل مشغول گردن
