وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: چهارشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت: ۸:۴۰ ق.ظ

در ارگان غیر رسمی اداره محترم فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان ابهرکه عنوان روز نامه یافته و درطی مدت تصدی مسئولیت اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان کلمه ای در نقد ویا تحلیل عرصه های نگرشی و عملکردی حوزه مدیریت آن به نگارش در نیاورده است رپرتاژ مصاحبه ای در شماره8/457 منتشر گردیده بود که در نوع خودش و از نظرکار حرفه ای در مطبوعات از بدایع محسوب می شود زیرا که رسم معمول درمطبوعات براین است که مدیران در مقابل انتقاداتی که از هدف گذاری ها و عملکرد های آنان به عمل می آید ویا اهداف خاصی که از مصاحبه دنبال می کنند رپرتاژآگهی را (که از بابت آن مبلغی به مطبوعه مورد نظر داده می شود) به جریده می دهند و آنها هم مصاحبه ای را که از قبل اهدافی برای آن مشخص گردیده و سئوال ها و پاسخ ها دقیقا در جهت تحقق اهدافی خاص سمت داده شده اند آماده می کنندو طبق روال ابتدا مصاحبه را درج می کنند و در شمارگان بعد اقدام به انتشار رپرتاژ آگهی (که در اصل گواهی بر صحت ادعا های مدیر است ) می نمایند تا مدیریت به اهداف خود و جریده به منفعت و سودی که در نظر دارد دست بیابند اما از آنجا که جریده مذکور خود را تافته ای جدا بافته از مطبوعات وکارکرد ها و تاثیرات آن می داند ویا برای افکارعمومی ارزش و بهایی نمی دهد کاری را می کند که درآن بیشترین سود نهفته باشد یعنی با یک تیر دو نشان می زند به شکلی که هم مصاحبه را با اهداف از پیش طراحی شده به انجام می رساند و هم با تلفیق آن با رپرتاژ اگهی حجم کار را به حدی می رساند که برایش نان وآب داشته باشد ودر این میان این مردم می باشند که حیران می مانند که هدف اصلی و دقیق از انتشار این حجم عظیم از مطالب متنوع چه بوده است مثلا اگر ارائه بیلان کار منظور و قصد نهایی ازچاپ مطلب بوده پس حمله و توهین به منتقدین وبی ارزش دانستن نظر و رای آنها به چه منظوری صورت گرفته (مگر آنکه توهین و تخریب فعالان در عرصه فرهنگ را هم جزیی از عملکرد های اداره فرهنگ وارشاد اسلامی ابهر بدانیم که حتما می باید در ارائه گزارش به آن هم می پرداختند) و اگر تمام مقصود از انجام این مصاحبه مواجه با منتقدین بوده چرا اینگونه کلی و مبهم آیا نمی شد که مصاحبه گر محترم به جای حرف گذاشتن در دهان مصاحبه شونده با استفاده از کلمه ای چون چرا جواب آنها داده نمی شود به صورت مختصر می گفتند که آنها چه گفته اند و چه انتظاری از سیستم موظف به انجام وظایف خاص فرهنگی و ارشادی در شهرستان ابهر داشته اند تا مردم قضاوت نمایند که غش متعامل در کجا بوده است تا نه برای روسیاه نمودن او بلکه برای بازگشت دادن امور به مجرای اصلی خود دست بکار شوندو مانع از بروز تباهی و اضمحلال در منابع و فرصت های سازنده گردند.

اما اگر از کلی گویی دور گردیم و در پاسخ به آنچه گفته آمده است بخواهیم که تحلیلی مناسب ارائه دهیم مجبوریم که ابتدا یک تصویر روشنی از حوزه فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه نماییم تا با نمایان شدن سایت پازل، قطعات ارائه شده از سوی مدیریت محترم ارشاد اسلامی را در آن جا گذاری نماییم تا مشخص گردد که چه مقدار از عملکرد ها متناسب با فرهنگ عمومی وچه مقدار از آنها درمسیر و راستای کاری ارزشی تحت عنوان ارشاد اسلامی صورت گرفته است.

عرصه فعالیت های فرهنگی و اقدامات ارشادی(1)   

این عرصه در اصل ازترکیب وبه نمایش گذاردن نقش هایی از سوی جریان های شکل دهنده به فعالیت های هوشمند در عرصه کلان اجتماعی بوجود می آید و با تاثیرگذاری و تاثیر پذیری از خرده سیستم های هوشمند دیگری چون اقتصاد،سیاست و فعالیت های اجتماعی وبا استفاده از بازیگرانی چون عقاید وآداب ،زبان،عملکرد های علمی ودانش افزایانه سیستم های رسمی و غیر رسمی آموزشی ،برداشت های شخصی افراد ودر نهایت تمام عناصرمادی و معنوی که بر شکل گیری فعالیت های فرهنگی موثر می باشند به حیات خود ادامه داده و در جریان آن ضمن تاثیر بر روند تحولات کلان اجتماعی تحول و تغییر می پذیرد وبه تکامل می رسد تا با انتقال به نسل های آینده بتواند روند فکری و رفتاری آنها را تا پاسخ به نیاز مندی هایشان تحت کنترل واداره بگیرد.

با این تعریف کلی حدود فعالیت های اداره فرهنگ وارشاد اسلامی مشخص می شود ویا پازل مورد اشاره در بخش مقدمه مطلب اجزا خود را نمایان می سازد که به صورت مختصر به هریک از آنها اشاره می نماییم.

الف- فعالیت در عرصه فرهنگ باید هوشمندانه صورت پذیرد.

اگر بپذیریم که سیستم فعال در عرصه فرهنگ زنده می باشد و از این طریق با دیگر ارگان های موجود در محیط پیرامون خود که در عرصه های سیاسی،اقتصادی و اجتماعی فعالیت می نمایند ارتباط متعامل و توام با احترام برقرار می نماید در اصل پذیرفته ایم که بین تمامی فعالیت های در حال انجام اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی که یکی از نهاد های اصلی و موثر در شکل گیری تمدن و توسعه می باشدوآنچه که نیاز آن در نهاد های دیگر اجتماعی احساس می شود باید نوعی پیوند و ارتباط ارگانیک وجود داشته باشد تا از طریق آن فعالان در تمام عرصه های اجتماعی بدانند که برای تحقق آرمان های فرهنگی چه باید بکنند مثلا شما زمانی که در اندیشه اسلامی ودر آیه ای از قرآن کریم با مفهومی چون وای بر گران و کم فروش مواجه می شوید آیابه این نتیجه نمی رسید که کم ویا گران فروشی نوعی طرز تلقی غلط فرهنگی،اقتصادی از رسیدن به سودبیشتر است که باید با آن برخورد شود و ریشه های نگرشی آن با ارائه اصول و قواعد عقیدتی وتحکیم جایگاه آنها خشک و قطع گردد. خوب با چنین برداشتی آیا در گزارشی که از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه شده است اشاره ای به ایجاد ارتباط این اداره عریض و طویل و با وظایف متفاوت با بخشی از حوزه خدمات که نام بازار می یابد شده است و یا مدیر محترم اداره تنها جمع کردن تعدادی هنرمند در عرصه موسیقی و یا دیگر صور هنر ومشغول نمودن آنها به انجام فعالیت های فنی و تخصصی را وظیفه خود می داند و کاری با این موضوع ندارد که در بازار چه می گذرد.

ایشان اگر بواقع می خواستند که کار ارشادی را سر لوحه اعمال و فعالیت های خود بدانند باید می دانستند که در فرهنگ عمومی که دین بخشی از آن محسوب می شود مردم وجوانان ما به تبین ریز بینانه مفاهیم ایدئولوژیک نیاز مند می باشند که تفسیر و انتقال آنها با برگزاری کوهپیمایی وبرگزاری مراسم برای بزرگداشت این و آن محقق نمی گردد بلکه برای رسیدن به چنین مقصودی نیاز به این است که برای تمام اقشار و به تناسب دریافت های علمی که آنها از موازین فرهنگی و دینی دارند کلاس ها و کار گاه های آموزشی برگذار شودواین امر میسر نمی گردد مگر آنکه مدیریت با هوشمندی به عرصه های مزبور توجه نماید و برنامه های هوشمندانه ای برای آنها طراحی و به اجراء بگذارد. براستی آیا در گزارش ارائه شده از جانب ریاست محترم به غربتی که امروز شامل حال مفاهیم ارزشی و تبین جایگاه آنها شده است توجه داده شده است و کارگاه هایی برای نهادینه نمودن مفاهیمی چون امامت،عدالت،دشمن شناسی،جهاد،شهادت وحتی معادو.....در منش و شخصیت جوانان برگزار گردیده است.ویا تا به امروز سطح تماس و برنامه ریزی اداره ارشاد ابهر با بازار و اصناف فعال در آن چه مقدار و چگونه بوده است؟

ب- عناصرفعال در عرصه فرهنگ  و نقش های آنان

اگر عناصر فعال در عرصه فرهنگ را (بر خلاف نظر ریاست محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی  که تنها هنرمندان می شناسد و حتی نویسندگان و وب نگاران راهم جز هنرمندان محسوب می دارد)شعراء،نویسندگان،هنرمندان،خطباءوحتی هرکسی که توان ایجاد ارتباط و انتقال مفاهیم را داشته باشد بدانیم مسلم است که این افراد با توجه به وابستگی که به اقشار مختلف دارند می توانند نقش های گسترده و متفاوتی را برعهده بگیرند و به شکل منسجم و سریعی مفاهیم تفسیر کننده اهداف فرهنگی را به گروه های هدف در جامعه  منتقل نمایند مثلا شاعری که کشاورز است و یا نویسنده ای که در کارخانه و اداره ای مشغول به فعالیت می باشد و یا هنرمند موسیقی که حرفه خاصی در بازار داردآیا به سادگی نمی تواند مقاصد و اهداف فرهنگی را با زبان و ادبیات مخصوص همان گروهی که به آن وابستگی دارد به اعضاء آن حرفه و صنف منتقل نماید مسلم است که جواب به این پرسش مثبت می باشد ومی توان از این افراد در اموری خاص استفاده نمود با این تفسیر آیا ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال حاضر و یا در زمان های ماضی اقدام به جمع آوری اطلاعات جامعی از مجموع فعالین فرهنگی در سطح شهرستان نموده است تا با استفاده از مشترکاتی که بین آنها و دیگر همکاران صنفی شان وجود دارد به روش ساده و کم هزینه ای به انتقال اهداف مرحله ای در عرصه فرهنگ و یا تعمیق باور های دینی در عرصه ارشاد اقدام نماید.

جمع کردن شعراء،نویسندگان،هنرمندان، خطباءودیگر فعالان عرصه فرهنگ در همایش های ناهمگن و متفاوت با سطح آگاهی و انتظار افراد و مشغول نمودن آنها به سخنرانی های رسمی بدون آنکه در چنین سخنرانی هایی مشخص شود که هدف انتقال چه مفهومی و یا تغییر در کدام عادت و کنشی می باشد مسلم است که نه تنها نتیجه ای به دست نمی دهد بلکه به خاطر عدم پیدایش ارتباط و تعمیق پیوند های مورد انتظار چنین نشست های منجر به بی انگیزه شدن فعالان در عرصه فرهنگ می شود و با قطع ارتباط آنها با اداره فقط هزینه ای را به سیستم تحمیل می نماید که می شد از طریق استفاده بهینه از آنها تغییرات قابل ملاحظه ای را در ساختار اجتماعی شهرستان ایجاد نمود.

ج- خرده سیستم های موثر بر عرصه فرهنگ و روش استفاده از آنها برای ارتقاء سطح فعالیت های فرهنگی

گفتیم که هوشمندی و ارتباط متعامل ضرورتی حتمی برای کسب موفقیت در مدیریت عرصه فعالیت های فرهنگی و ارشادی می باشد که این امر تنها با شناختن خرده سیستم های موجود در جامعه و استفاده از توانمندی و ظرفیت آنها در راه اندازی فرآیندهای آموزشی،تقویتی و ارشادی می باشد مثلا زمانی که اقتصاد ،سیاست ودر نهایت فعالیت های اجتماعی خرده سیستم های مرتبط وموثر در عرصه فرهنگ شناسایی و تعریف می شوند مسلم است که ریاست محترم اداره فرهنگ وارشاد اسلامی ابهر باید برای گروه های هدف فعال در این عرصه های فعالیت و برنامه های هدفمندی داشته باشد مثلا از بدو پیروزی انقلاب اسلامی جامعه کارگری که در خرده سیستم اقتصاد موثرترین عنصر شناخته می شود مورد هدف در آماج حملات با برنامه گروه ها و ممالک مخالف با انقلاب و اهداف آن بوده است که می باید برای همراه داشتن مستمر این قشر بسیار مهم با اهداف انقلاب و تغییرات مستمر کار فرهنگی و ارشادی گسترده و مستمری صورت گیرد تا با ارتقاء سطح دانش و خرد سیاسی این بخش مهم فعالیت های هدفمند دررسیدن به استقلال و خود کفایی اقتصادی با هزینه کم و سرعت زیاد دنبال شود. براستی آیا در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابهر مجموعه ای تحت عنوان کار گروه بررسی مسائل کارگری که بتواند با ارزیابی نیاز های فرهنگی جامعه کارگری برنامه هایی را برای تقویت مبانی نگرشی کارگران به اجراء بگذارد وجود دارد و یا اصلا در نزد مدیر محترم ارشاد اسلامی ابهر چنین نیازی احساس می شود ویا ایشان معتقدند که می شود با برگزاری مراسم بزرگداشت و مراسم موسیقی و در نهایت حضور در جلسه شورای فرهنگ عمومی و با اعتقاد به منطق انشاالله که گربه بود به مبارزه با اهداف مخالفان و معاندان با انقلاب رفت و پیروز از میدان خارج شد.

د- فعالیت فرهنگی باید با آداب و سنن وباور های دینی جامعه هماوایی داشته باشد.

ثبات و پایداری جامعه در مقابل توطئه هایی که بر علیه آن بکار می رود وابسته به میزان ارادت و احترامی می باشدکه ارگان ها رسمی و اهالی آن جامعه برای آداب و رسوم و سنت های دینی و اجتماعی آن قائلند و یا طرح ها و برنامه هایی می باشد که برای تقویت ساختار این سنت ها و آداب و رسوم به اجراء گذارده می شود ومسلم است که این دو ویژگی از اهم مولفه ها و آموزه ها ی مورد توجه وتمرکز در فعالیت های فرهنگی و ارشادی می باشند که در این راستا اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابهر در طی سال گذشته نه برنامه داشته که اگر تنها کمیت برنامه ها مورد نظر باشد و کاری با کیفیت و گستردگی اثر گذاری آنها نداشته باشیم مسلم است که برای شهرستانی مثل ابهر که می خواهد در عرصه معادلات مهم ملی حرفی برای گفتن داشته باشد بسیار کم و ناچیز می باشد مثلا شما زمانی که از قریب به پانزده هزار دانشجوی میهمان صحبت به میان می آورید وقضاوت قریب به اتفاق اهالی شهرستان در خصوص تاثیر های فرهنگی و فکری این حجم عظیم از نسل جوان  بر فرهنگ وارتباط جوانان بومی با آداب گذشتکان را منفی ملاحظه می نماید مسلم است که تنها با نه برنامه وآنهم با اتکاء صرف به امکانات و منابع موجود در اداره ارشادنمی تواند تضمین کننده سالم سازی فضای جامعه و تقویت مبانی رفتاری در عرصه ارشاد باشد براستی ریاست محترم اداره ارشاد اسلامی در چه زمانی  وبر مبنای طراحی کدامین برنامه تلاش نموده تا از منابع انسانی و مادی موجود در دانشگاه های منطقه  برای ایجاد حرکت وسیع و هدفمندی  در جهت تعمیق و ایمانی نمودن آداب فرهنگی و سنت های دینی در میان دانشجویان میهمان شهرمان استفاده نماید و یا در کدام تاریخ ایشان با برگذاری نشستی با مسئولان دانشگاه های منطقه در خواست مشارکت این عناصر موثر در تولید فکر و ترویج آداب دینی را ارائه نموده است مگر مراکز بزرگ آموزشی دانشگاهی یکی از مهمترین بازیگران مهم وموثر در عرصه فرهنگ نمی باشند که می باید همپای دیگر بازیگرانی چون اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به ارائه تفسیر و تاویل مترادف با اهداف جامعه اقدام نمایند و یا مگر اساس توفیق در مدیریت علمی نوین بر مبنای به مشارکت فراخواندن تمام بخشها در تصمیم گیری ها واجرای برنامه نیست و یا مدیریت نوین بر مبنای تعامل بین و درون بخشی اعمال نمی گردد چگونه است که ریاست اداره ارشاد اسلامی برای ایجادچنین هماهنگی و توافقی در بین بازیگران عرصه فرهنگ فعالیتی نمی نماید.

ه- اداره فرهنگ وارشاد اسلامی می باید فعالیت های خود را با برنامه های دانش افزایانه هماهنگ نماید.

گفتیم که در حدود هشتاد و هشت برنامه ای که اداره فرهنگ وارشاد اسلامی در سال گذشته به اجراء گذارده تنها نه برنامه وآنهم تا حدودی با منطق تعمیق باور های دینی و تغییر در موازین فرهنگی هماهنگی و همراهی داشته است و مابقی برنامه ها یا برگزاری موسیقی بوده و یا در مقام تجلیل از افراد ومناسبت های  تاریخی برآمده است. که برای برون رفت از چنین تنگنایی لازم است که مسئول محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به این نکته توجه داشته باشند که برای افزون نمودن شتاب روند متعالی در برنامه های فرهنگی و یا تاثیر گذار نمودن آنها می باید برنامه های فرهنگی رامنطبق بر سه سطح تبدیل آگاهی های عمومی به خرد نمود وگرنه مردمی که برای تبدیل اندیکس های معرفتی به معیار ها و موازین قضاوتی برای تمیز بین باید و نباید به آگاهی و دانشی نیازمندند که بتواند این قدرت را در آنها ایجاد کند تا بوقت ضرورت بتوانند مناسبترین انتخاب را از نظر اخلاقی داشته باشند و در این راه چشم امیدخود را به اداره ای چون فرهنگ و ارشاد اسلامی دوخته اند تا در گذر نمودن آنها از سطح برخورداری عمومی از آگاهی و اطلاعات وتبدیل آن به دانش و خرد به یاریشان بیاید واداره ارشاد هم باید با تمام توان در جهت رفع چنین نیازی اقدام نماید مسلم است که با برگزاری تجلیل و یا اردو ویا در نهایت بازدید از نمایشگاه چنین فرآیندی به نتیجه نمی رسد بلکه برای تحقق چنین هدف بزرگی به برگزاری کار گاه های آموزشی و تشکیل نهاد تولید فکر در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی  نیاز احساس می شود تا از طریق آن بتوان در لایه های مختلف اجتماعی این باور را ایجاد نمود که می توانند با حضور در این کار گاه ها سطح برخورداری خود را تا به آنجا بالا ببرند که بتوانند خوب را از بد،خیر را از شر و در نهایت راه رسیدن به رسالت انسانی را تشخیص دهند تا با این توان بتوانند در مرحله گذار و عمل بوظیفه واقعی خود دچار لغزش و انحراف نگردند اما باید در نظر داشت که در برگزاری کار گاه های آموزشی نیز اگر مدرس بومی و مورد قبول مردم منطقه باشند مناسبتر از آن است که ما فردی را از منطقه ای دیگر که برای مردم ما ناشناخته می باشد و یا آداب آن فرد با ما تا حدودی متفاوت است وارد نماییم.

مثلا آیا نمی شد که به جای خانم شایق که بیشتر فردی با گرایش خاص سیاسی هستند و در منطقه کسی ایشان را نمی شناسد از خانم طاهری که اهل خرمدره ومدرس دانشگاه های استان می باشند استفاده نماییم و یا از افرادی که در منطقه دارای تحقیقات گسترده در حوزه اندیشه دینی می باشند بهره برداری نماییم آری می شود منوط برآنکه ما این افراد را بشناسیم.

و- فعالیت فرهنگی می باید در راستای حل مشکلات موجود جامعه باشد.

بدون اغراق از هرکسی که دغدغه ای در خصوص مشکلات و معضلات امروزی جامعه دارد اگر پرسیده شود که بالاترین خطر و بزرگترین مشکل اجتماعی را در چه می بینی مسلم است که در پاسخ خواهد گفت که ما می باید در رابطه با مشکلات فرهنگی بیش از دیگر گرفتاری هایی که داریم مطالعه و تحقیق و فعالیت های میدانی داشته باشیم بدلیل آنکه دزدان جامعه با چراغ آمده اند و گزیده ترین کالایی که می توانند ببرند همانا موضوع مربوط به هویت افراد است وبزرگترین بحرانی که می تواند از این محل امنیت و سلامت جامعه ما را در خطر اندازد مشخصا بحران هویت خواهد بود که با بی توجهی مسئولان متاسفانه این بحران راه افتاده و می رود که آثار کلان خود را در جامعه ما اعمال نمایدکه نمونه های از عوارض آن را در نوع آرایش لباس و موی سر،عدم اهتمام به انجام تکالیف و وظایف شرعی،آلوده شدن به انواع انحرافات اخلاقی و عدم پایبندی به تعهدات فردی و گروهی و.... مشاهده می نماییم براستی اگر همه موارد ذکر شده را مولفه های ساختاری فرهنگ جامعه محسوب داریم و برای برطرف نمودن آنها تنها نسخه ای راکه می توان پیچید نسخه فرهنگی بشناسیم آیا سزاوار نخواهد بود که بخش مهمی از فعالیت های اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابهر اختصاص به این عرصه ها داشته باشد و اگر هم قرار است که بیلان کاری داده شود ریزوم مهم و قابل اتکای آن کار در عرصه مطالعه و پژوهش برای تحت کنترل در آوردن اثر گذاری آیتم های فوق الذکر باشد یعنی اگر قرار بوده که ریاست محترم اداره ارشاد ابهر خود را قوی تر از مدیران برکنار شده و همسو با مدیر کل محترم عنوان دارند و آن را شاخصی معتبر برای عدم تعویض خود بدانند بگویند که مثلا کار گروه جوانان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابهر در خصوص راه های محدود نمودن اثر بخشی عوامل بحران زا در جوانان و جلوگیری از مبتلا شدن آنان به بحران هویت فلان تعداد نفرساعت کار کرده و بهمان محصول برآمده از کار مطالعاتی خود را به حوزه فرهنگ عرضه داشته است

براستی چرا در اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان ابهر برای کار تحقیقاتی و مطالعاتی ارزش و بهایی داده نمی شود نگویند که پیشنهاد داده نشده است بنده در چند مورد خدمت ریاست محترم رسیده ام و پیشنهاداتم را داده ام ولی ایشان برای این کار ها بهای لازم را نمی دهند و بیشتر علاقه دارند که نمایشگاه بزنند و یا از نمایشگاه بازدید به عمل آورند و گرنه اگر علاقه مند به مطالعه و تحقیق بودند و برای محققان ارزش قایل بودند با فعالان حاضر در کانون فرهنگی امام حسین (ع) مسجد باب الحوایج اینگونه معامله نمی کردند.

ز- فعالیت فرهنگی باید در نسل جوان مهارت یافتن پاسخ برای سئوالات مبتلابه را ایجاد کند

هرسال شمسی در ایران با عنوان خاصی نام گذاری می شود و مسئولان موظف می گردند که برای تحقق این عنوان که در اصل یک ایده بسیار روشن و آرمانی می باشد تمام تلاش خود را بکار گیرند که مسلما مهمترین راه و یا ابزار کارآمد در این مسیر فعالیت فرهنگی می باشد مثلا زمانی که سال 88 تحت عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفت وهمه مسئولان وعده نمودند که برای تحقق این آرمان تلاش خود را بکار گیرند مشخص بود که اولین کار در این زمینه باید شناسایی محدوده های فرهنگی اصلاح باشد یعنی در اصل پیشقراولان ورود در عرصه تلاش برای اصلاح فرهنگی می باید فعالان و بازیگران عرصه فرهنگ مخصوصا بخش های رسمی آن باشند با این تفسیر می توان گفت که اگر قرار بوده در این کشور و در شهری چون ابهر برای رهانیدن اقتصاد از بند بی بندو باری در مصرف، اصلاحی در الگو های مورد بهره برداری مردم صورت بگیرد مشخصا در این کار ابتدا باید ارگان های فعال در عرصه فرهنگ و به خصوص فرهنگ و ارشاد اسلامی سر دمدار ورهبری حرکت های عمومی را برعهده داشته باشدو مثلا در ابهر اداره ارشاد اسلامی به تولیت مدیر فعلی همایش ها ،تولید بولتن ها و یا انتشار مقالات فراوان در جراید محلی را به انجام رسانده باشد حال اگر به گزارش کار جناب آقای مرادی در سال 88 مراجعه گردد مسلم است که از همه چیز مخصوصا موسیقی،نمایش خیابانی،تئاتر،نمایشگاه عکس و نقاشی و بازدید از آنهاو... صحبت به میان می آید ولی مشخص نمی شود که چرا در سیستم مدیریتی ایشان برای کار در عرصه اصلاح الگوی مصرف حساسیت و دغدغه ای بوجود نمی آید اما تا حرف تبعیت و دلبستگی به انقلاب و فرامین رهبری پیش می آید ایشان یک نیروی به شدت ارزشی می شوند و بقیه مردم ویا در نزد ایشان تعدادی که گوش به فرمان او ندارند بیمار روانی و بریده از مردم محسوب می گردند براستی مگر سال گذشته سال کار و همت مضاعف نام نگرفته بود چرا در لیست فعالیت های اداره ارشاد اسلامی ابهر که در عمل بیلان کار یک نیروی ارزشی ومتعهد می باشد حتی اشاره ای به برگزاری یک همایش با عنوان کار و همت مضاعف در حد یک شب شعر نشده است؟. در پاسخ به این سئوال مهم می توان اینگونه اظهار نظر نمود که یا ایشان تخصص لازم در این زمینه را ندارند و یا ارزش آرمانگرایی در نهاد فکری ایشان نهادینه نشده است و یا اینکه گوش به فرمان نبوده و معنی تبعیت و پیروی را نمی دانند و فقط می خواهند که با هیاهو و شعار تبعیت، عنوان ومسئولیت خود را محفوظ دارند وگرنه اگر ایشان به اندازه ای که برای بقاء در مسئولیت و هزینه نمودن از مقدسات برای این کار دغدغه دارند برای امور مهمی که انجام آن از حد قوانین رسمی بالاتر بوده و حکم حکومتی یافته است دغدغه و دل مشغولی از خود نشان می دادند حداقل می بایست در طی سال گذشته ده ها همایش و یا نشست و یا حداقل  جلسه کار گروهی وبا استفاده از منابع موجود در منطقه برای بررسی راه های تحقق این آرمان مهم برگزار می نمودند.حتما ایشان در جواب بنده خواهند گفت که تو چون از جنس عموم مردم نیستی و یا شرایط روانیت برای پرسیدن این سئوال مناسب نیست من پاسخی به تو نمی دهم و باید پاسخ تو را همانندان تو بدهند.

ح- قوی ترین راه مبارزه با بروزانحراف در جامعه قوام دادن به فعالیت های فرهنگی می باشد.

ما چه بپذیریم و چه با سخت سری بخواهیم که از کنار و اقعیت ها فرار کنیم مواجه با انحرافات پیش رونده ای می باشیم که بزرگترین دغدغه های نه تنها ما بلکه بخش گسترده ای از جهان امروز و تمدن امروز بشر می باشد.پدیده هایی چون شیطان پرستی،گرایش به ادیان دیگر،موسیقی های زیر زمینی،بزه سازمان یافته،گسست نسل ها و هزاران بدبختی دیگر بلای جان بشریت شده است  وهمه این موارد در شهرستان ابهر هم نمود یافته است که باید برای کنترل آنها اقدامات و فعالیت های با برنامه ای انجام گیرد که مشخصا سهم اداره فرهنگ ووارشاد اسلامی در این عرصه بسیار زیاد خواهد بود یعنی این حوزه با داشتن امکانات میدانی فراوان و برخورداری از ظرفیت های قابل قبول می باید بسیار گسترده و عمیق تر از ارگان های دیگر وارد میدان فعالیت در جهت محدود نمودن میدان مانور و تاثیر گذاری پدیده های شوم مزبور شود و با برنامه و طرح های واقع بینانه و جامع عمل نماید که متاسفانه ما نه تنها هیچ امیدی به این کار نداریم بلکه با نگاه به کارنامه یکساله ای که شخص مدیر محترم ارشاد ارائه داده اند این نا امیدی ما افزونتر می شود براستی چرا در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابهر انگیزه ای برای کار های سازمان یافته که بتواند امور عادی را فرآیندی نماید و یا با مشخص نمودن ورودی و خروجی های دقیق بار علمی به فعالیت های خود بدهد وجود ندارد؟آیا غیر از این است که چنین اقداماتی به تحمل مرارت شب نخوابیدن  مطالعه کردن در امور مبتلابه جامعه و جستجو نمودن برای یافتن نیرو هایی نیاز دارد که برای هر دردی درمانی دارند واین تحمل در مدیر محترم ارشاد وجود ندارد وگرنه اگر ایشان تحمل این سختی را داشتند آیا وقت خود را تنها در بازدید از نمایشگاه ها و یا برپایی نمایشگاه ها و تمجید وتقدیر ها سپری می ساختند و یا با فراخواندن نیرو های که در رابطه با پدیده های مورد اشاره تخصص و مطالعه ای دارند گروهی را ایجاد می کردند تا با ریشه یابی نفوذ و بروز پدیده های فوق راه های مبارزه با آنها را پیدا کنند وبا مصون نگه داشتن جوانان منطقه از خطر انحراف هزینه های درمان ومبارزه را به حداقل برسانند در واقع اگرامروز شهرستان ما خود را با خطری چون گسست،شیطان پرستی و گرایش به ادیان دیگر می بیند و لی برای محفوظ ماندن از خطر آنها دامن پر مهری را نمی یابد که با پناه بردن به آن آینده خود را مصون از گزند بدارد به خاطر آن است که مدیریت بزرگترین پایگاه و سنگر مبارزه با این پدیده ها خود را با نمایشگاه واردو و... مشغول نموده است .

براستی چرا در هیچ یک از بند های گزارش ریاست محترم ارشاد ابهر سخنی در خصوص پدیده های فوق به میان نیامده است؟آیا نمی شد که به جای یکی از نمایشگاه ها ویا در کنار آنها جلسه ای هم برای باز شناسی روند ورود و خطر زایی شیطان پرستی  برگذار می کردند.

ط- خط مقدم دفاع از اساس و بنیاد جامعه ودین مبین اسلام در فعالیت فرهنگی و هدایت ارشادی نهفته است.

اغراق نیست اگر گفته شود که پاشنه آشیل هر جامعه ای بی دفاع ماندن محرمات در آن جامعه می باشد و مطمئنا به خاطر این دریافت است که مسئولان فرهنگی جامعه موضوع جنگ و تهاجم فرهنگی و مهم وجدی بودن آن را مطرح می سازندودر بسیاری از اوقات تمام منابع را برای مبارزه در این مسیر بسیج می کنند یعنی اگر امروز یکی از سیاست های راهبردی نظام تمرکز در توطئه های مخملین و یا جنگ نرم می باشد به خاطر آن است که این عرصه بیش از هر موضع و جبهه دیگری نیاز به مداومت در برنامه ریزی و دشمن شناسی دارد والحق که می باید در این موضوع مراکز و مسئولان فرهنگی ما بیش از هر جایگاه و مدیریت دیگری احساس مسئولیت بنمایند و برای حضوری جسورانه و پر محتوی از خود خلاقیت وابتکار عمل به خرج دهند مثلا اگر قرار بود که بیلان کاری از عملکرد های اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابهر ارائه شود و ریزوم های مستقر در آن مایه مباهات گردد حتما می باید در این بیلان نمای سالانه جنگ نرم و فعالیت هایی که در خصوص مستحکم نمودن سنگر های اجتماعی مخصوص مقابله با آن واز سوی اداره عظمای ارشاد ابهر به انجام رسیده است گزارش شود براستی چرا در کارنامه سالانه مدیریت محترم ارشاد ابهر فاکتوری که نشان دهنده دقت عمل وهمراهی ایشان با بزرگترین سیاست های راهبردی نظام باشد دیده نمی شود؟آیا جز این است که ایشان و مشاوران پا به یراقی که نظر او را به همه توام با سوءظن نموده اند و یا هاله ای از توهم توطئه را در پیرامون ایشان ایجاد کرده اند اساسا با مقوله ای به نام جنگ نرم آشنایی ندارند و ابعادآن را نمی شناسند و یا اطمینانی به نظر و رای مسئولان ارشد نظام ندارند که جنگ مزبور را یکی از بزرگترین خطر های متوجه جامعه و مردم مسلمان ایران می دانند وگرنه اگر ایشان و مشاوران قد و نیم قدشان که خود را نویسنده ومعیار شناس در نویسندگی می دانند و مجموعه ای که در روزی نامه ذهنیت آفرین خط و خطوط ارتباط با دیگران را ترسیم می نمایند آشنایی با موضوع داشتند و یا حداقل نه در بیان بلکه در عمل خود را مرید و مدافع مسئولان ارشد نظام می دانستند حتما برای مشارکت در موضوع مهمی چون جنگ نرم و مقاصد شوم دشمنان در این عرصه می توانستند همایش برگذار نمایند و یا نمایشگاه عکس بگذارندو یا حداقل برای خالی نبودن عریضه در رپرتاژ مصاحبه به عمل آمده چند کلامی هم در این زمینه مطلب بنگارند تا به قولی گزک به دست افرادی چون من نیفتد.

براستی اداره ارشاد ابهر و مدیریت محترم آن کی ودر کجا نماد هایی از جنگ نرم را ملاحظه خواهد نمود تا با اطمینان به نماد هایی که بدست آورده است به این باور برسد که برای همسویی با مدیران ارشد نظام باید فعالیت های باز دارنده ای در این زمینه داشته باشد؟.

 مفاهیم کلیدی در فعالیت های فرهنگی و هدایت ارشادی(2)

در عرصه فرهنگ، مدیریت سازمانی در دو محدوده کاملا مشخص رفتار می کندکه عبارتند از

1- عرصه ارشاد(هدایت). در این عرصه سازمان و مدیریت آن تلاش می کنند تا با ایجاد ارتباط با بخش هایی از جامعه که با محتوای اندیشه و باور دینی الفتی نیافته اند و یا به عنوان گروه هدف باید در آنها این الفت ایجاد شود هماهنگی نظام مندی را باآنها ایجاد کنندتا ازطریق انتقال مفاهیم ،آموزاندن آموزه های دینی ودر نهایت ایجاد مهارت خوب دیدن ،راه انداختن فرآیندارزیابی ودقت ، درونی نمودن نگاه منتقدانه (امر به معروف ونهی از منکر) ودر نهایت فراگرد آوردن حس تعلق خاطر به جامعه، فردی را تربیت نمایند که یا تولید کننده محصولات فرهنگی باشد یا حداقل تمایلی به مصرف تولیدات این حوزه داشته باشدتا روند سیال ورو به تعالی ارتقاءسطح عمومی فرهنگ سیردائمی ومستمر بیابد.

براستی آیا وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و ادارات کل و مجموعه های تابعه آن در شهرستان ها با آنچه که در اختیار دارندمی توانند برای چنین سطحی از فعالیت آمادگی داشته باشند و اگر ندارند چرا کسی با طراحی مدل مناسبی از ارتباط با مراکز تصمیم گیری در دولت ومجلس اعلام نمی دارد که با این سطح از سرمایه گذاری و توجه نمی شود کاری ماندگار برای جامعه انجام داد.مثلا اگروزارت ارشاد دانشجویان دانشگاه های کشور را بعنوان گروه هدفی(که بیشتر از هر بخشی از جامعه در مظان هجوم توطئه های استکباری قرار دارد) که نیازبه ارشاد و هدایت دارند در نظر بگیرد که رفع نیازمندی های فرهنگی آنها فوریتی می باشدآیا توان دادن سرویس و یا خدمات به آنها را دارداگر دارد ومی تواند چنین اقدامی را به انجام برساند چرا گزارشی از عملکرد خود را دراین زمینه منتشر نمی سازد تا مشخص شود که برای مقابله با توطئه چه کار هایی کرده است اگر ندارد (که با توجه به آنچه ما آن را درابهر شاهدیم ندارد) چرا اقدامی در جهت انتقال شفاف،جامع و واقع بینانه واقعیت ها به مراکز تصمیم گیری نمی کند تا مردم بدانند که اقداماتی عمیق وگسترده برای جلوگیری از عملیاتی شدن توطئه در جریان است تا با امید واری بیشتری جوانان خود را به عرصه های مختلف جامعه گسیل دارند. ب

راستی در چه بخشی از گزارش ارائه شده از سوی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابهر توجهی به نکته مزبور شده و اعلان گردیده که تیم های مقتدری برای مطالعه و پژوهش در این زمینه تدارک دیده شده اند تا با پرداختن به کمبود های موجود که کار اثربخشی عناصر فرهنگی را محدود نموده اند و نیاز مندی هایی که به دلیل عدم پرداختن به کمبود ها ویا تغییر در دریافت ها و ذائقه مردم بوجود خواهد آمد مشکلاتی را متوجه جامعه خواهد نمود تا با ره یافت های حاصل از تحقیقات گرو های مزبور فردای روشنی در انتظار آیندگان و امروز پر رونقی فراروی فعالان در عرصه فرهنگ باشد.؟

اگر نشده به خاطر آن است که در قاموس مدیریت و اداره کردن دوستان حرفی از کمبود ها اگر زده شود عنوان سیاه نمایی می یابد و حرفی اگر به سیاق رخ نمایی از  نیازمندی ها مطرح گردد به مثابه تخریب مسئولان محسوب گردیده و ارائه کننده مطلب عنوان منافق ، مزدور و یا حداقل بیمار روانی ونامتجانس با مردم می یابد.

2- تعمیق باورهای دینی و تثبیت شخصیت مذهبی.

 درست است که جامعه ما جامعه ای دینی می باشد که چار چوب رفتاری آن را اصول  وقواعد دینی مشخص می سازداما داشتن این تصورکه آنچه تا به امروز و از طریق مکاشفات گسترده در حوزه های دینی صورت گرفته برای تمام دوره های بعدی نیز کافی خواهد بود فکری ناپخته وخام می باشد زیرا هرزمانی نیازهای فرهنگی خاص خود را داردوتولید مطابق با این نیاز ها یک ضرورت والزام تعهد آور است که مسئولین باید در جهت به جا آوردن آن تمام تلاش خود را به کار گیرنداما این کار نباید به این نتیجه منجر گردد که مسئولان با کشیدن مرزهای مرعی و نامرعی و خودی وغیر خودی نمودن مردم تعمیق باور های دینی و ایجاد شخصیت مذهبی را تنها در جاهای مشخص ودر همنشینی با افراد معیینی پی بگیرندهمان کاری که هم اکنون در ابهر در جریان است و تمام وقت وامکانات اداره ارشاد در اختیار طیف خاصی از افراد قرار می گیرد و آنانی که در واقع نیاز مندان واقعی حضوردر ارشاد وبهره برداری از امکانات آن می باشند یا به آن راه  نمی یابندو یا فرصتی برای هدایت و جذب آنها در فعالیت های در حال انجام و یا فعالیت های هدفمندی که باید برنامه ای برای آنها تدارک دیده شود ایجاد نمی شوددر عمل باید هم این گونه باشد برای اینکه یک اداره وآنهم با حداقل امکانات مگر می تواند برای دویست هزار نفر برنامه بریزد،سازمان دهی مناسب را برای آن کار ایجاد کند،وظایف مدیریتی را به جا آوردودر نهایت همان برنامه ها را به اجرا بگذارد تا آنگاه بتواند با تعمیق باور ها، شخصیت های مذهبی اثر گذاری را به عرصه جامعه تحویل دهد.

جامعه در حال گذارشهرستانی مابرای هماهنگی با شرایطی که در آن اهرم هایی چون نظارت خانواده برداشته می شود،اداب وسنن مورد اعتقادو باور عموی درمقابل یورش بی امان فرهنگ شهرهای بزرگ وامکانات رسانه ای رنگ می بازد ورفتارهای سازمان یافته وهدایت شده جای رفتارهای تحت کنترل وبه نظم در آمده طایفه ای را می گیرد. به سازمان ارزیاب وبرنامه ریزی نیازمنداست که بتواند به عنوان الترناتیوجانشین خانواده ،آداب سنتی ونظارت قومی و قبیله ای گردد و این با شرایط حاکم برمجموعه ای که در ابهر نام فرهنگ وارشاد یافته است واز حداقل امکانات برخورداراست امکان پذیر نمی باشد مگرآنکه در رویکرد های مدیریتی مخصوصا در شناسایی مشکل ،نگاه واقع بینانه به آنهاوبه کار گرفتن خلاقیت وابتکار عمل در عرصه مدیریت از تعصبات دوری گردد و چاره کار  از جایی که برای آن در آنجا کارشده است وطرحی قابل اجرا تهیه وارائه میگردد طلب شود.

کلام آخر

به اجمال آنکه ما امروز در شرایطی قرار گرفته ایم که برای برون رفت از آن باید تنها اتکایمان را بر فعالیت عمیق ،گسترده و واقع بینانه فرهنگی قرار دهیم و با هزینه نمودن حساب شده امکانات وفرصت هاشرایطی را بوجود آوریم که در آن نسل های آینده بدانندکه از ما میراثی قابل اتکاء برای آنها باقی مانده است که می توانند با پناه بردن به آن راه خود را پیدا کنند تا با بدست آوردن باز تعریفی از رسالت خود که مطابق با شرایط خود آنها باشد مملکتی را بسازندکه از سر وروی آن شادابی وتحول ببارد تا سندی زنده باشد براین نکته که اسلام بالاترین است وایرانی توانمندترین در تولید فرصت وخلق موقعیت می باشد.برای پیدایش چنین موقعیتی لازم است که فعالیت در عرصه های فرهنگ و ارشاد را با نگاهی گسترده و جامع دنبال نماییم تا بلکه از طریق وانمایی موقعیت و کشف توانمندی هایی که داریم یاری وحمایت مناسب را برای گذر از شرایط در اختیار مسئولان قرار دهیم. وگرنه با عنوان این نکته که افرادی تنها منتظرند که تخریب نمایند و یا چوب لای چرخ بگذارند ممکن است که چند صباحی را با آرامش بتوانیم به گذران مدیریت بپردازیم اما مطمئنا با چنین طرز فکری نمی توان آینده را ساخت اما به عنوان نظری دوستانه چند کلامی راهم لازم می دانم که با ریاست محترم ارشاد و برخی از دوستان که خود را نویسنده و یا دارای روزنامه و رسالت روز نامه نگاری می دانند در میان بگذارم اول آنکه بنده به عنوان یک ایرانی خود را محق می دانم که حتی اگر مدیری و شیوه مدیریتی را قبول نداشته باشم در چار چوب قانون نظرم را ارائه نمایم و در این راه مسلم است که به احسنت و بارک الله کسی و یا اجازه وبفرمای کسی دیگر نیاز مند نمی باشم زیرا می دانم که خداوند تنبیه آگاهان ترسو و یا منفعت جورا بیش و سختتر از کسانی میگیرد که در آن زمینه از آگاهی کافی برخوردار نمی باشند. دوم آنکه هیچ گاه خود را نویسنده وصاحب حق در این زمینه ندانسته ام و گرنه اگر به چنین حقی معتقد بودم به سادگی می توانستم به دفاع از حقوق خودم که ضایع می گرد بپردازم وآن را مسترد گردانم.سوم آنکه به عنوان یک فعال اجتماعی پای خود را از تحولات و گروه های سیاسی بیرون کشیده ام زیرا که می دانم فعالیت اجتماعی با حضور در عرصه های سیاسی همخوانی ندارد وگرنه از چنان سواد و تجربه سیاسی برخوردار می باشم که به سادگی می توانم حرف حق خودم را به کرسی بنشانم واما سخن آخر اینکه من مسئولان را دوستان خودم می دانم و به فرمایش مولایم علی سعی می نمایم که برای آنها آیینه تمام نمایی باشم که می توانند با نگاه به من ضعف های خود را برطرف ودر جهت تقویت نقاط مثبت خود عمل نمایند ودر این راه هیچ تشر و ترش رویی را عاملی برای خالی نمودن میدان نمی دانم و دوست دارم که به جای لطف حاصل از تملق و چاپلوسی که دنیای مسئولان را با عدم اطمینان و رضایت مردم و آخرت آنان را با مواخذه و توبیخ خداوندخراب می سازد تشر و ناراحتی حاصل از رک گویی و نقد در یافت دارم اما جا دارد که چند نکته ای هم خطاب به دوستان فعال در عرصه مطبوعات مخصوصا به اصطلاح روزنامه.... بیان دارم دوستان آیا مناسب نیست که شسما پند جناب داود رشیدی را به گوش گیرید و به عنوان ناظر مردم در امور عمومی کار نکته سنجی عا لمانه را به انجام رسانید و با پر نمودن دور و بر مسئولان آنان را از هوای سالم و پاک دست یابی به حقیقت که تنها در نزد مردم کوچه بازار است محروم نسازید باور بفرمایید که بزک کردن های شما بسیار بیشتر از عدم دست یابی به اطلاعات موثق باعث مخفی ماندن مشکلات و عدم برنامه ریزی برای برطرف نمودن آنها می شود واما در خصوص مناظره همین بس که چون خود را مخالف و یا حتی رقیب جناب مدیر ارشاد نمی دانم ضرورتی هم برای اینکار نمی بینم چه بهتر که ایشان برای تمام آن چیز هایی که گفته آمد و جای آنها در کارنامه ایشان خالی بود برای سال جاری فکری بنمایندو مطمئن باشند که اگر از من هم کمکی بخواهند برای توسعه و پیشرفت شهر و کشورآماده ام که در تمام زمینه ها یار و یاورشان باشم.