تاريخ: یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۴۶ ق.ظ
در هشت شماره گذشته مطلب هشت نیاز ساختاری امروزی جامعه را(عدالت،اتحاد،آزادی،استقلال،ح رمت منابع انسانی ومادی ، پاسخگو بودن مسئولان ،ضرورت توجه به جایگاه واهمیت علم و ضرورت توجه به هزینه شدن اصول اعتقادی)مورد بررسی قرار دادیم وعنوان نمودیم که امروزدرهمه مواردفوق که جز محورهای اتفاق مردمی و پیدایش زمینه های انقلاب بود با مشکل مواجهیم وبایدبا یک تغییر رویکرد و نگاه نو به ارائه بازتعریفی ازآنها که مطابق با شرایط روزباشد اقدام نماییم ودراین شماره به رکنی ملموستر ویا به قولی جدیترین موضوع ومبحث موثردرمشکلات امروزین توجه می نماییم
9- غفلت از سرمایه گذاری برای تولید و کالا های تولیدی
بدون تردید هیچ جامعه ای نمی تواند بدون راه انداختن فرایند تبدیل ثروت به سرمایه و استخراج کالاهای سرکایه ای ازدرون دانش فنی به توسعه و مقاومت دربرابردشمنان وترفندهای آنان دست بیابد و ازاین روست که می توان تاکید داشت که درهرجایی انقلابی ویا تحولی بنیادین درعرصه کلی جامعه به وقوع پیوسته بکارانداختن این روند(تبدیل ثروت به کالای سرمایه ای اعم ازانسانی ویا مادی) یک هدف تام وتمام محسوب گردیده وانقلاب ما هم مستثنی ازاین قاعده نبوده است به نحوی که بسیاری از شعارها وشکل گیری فعالیت های زمان انقلاب وسال های پس ازآن چون جهاد سازندگی ،جهاد دانشگاهی،مصادره زمین های بزرگ کشاورزی وتقسیم آنها دربین مردم ویا مصادره کارخانه ها و تقسیم سود سالیانه درمیان کارگران برای رونق بخشی به روند کار درتبدیل ثروت به سرمایه بود که درسال های اولیه انقلاب بسیارهم موثربودتا جایی که ما توانستیم در تولیدبسیاری ازمحصولات کشاورزی به خود کفایی وسپس صادرات آنها دست بیابیم ویا درتولیدات صنعتی خودمان را به یکی ازقطب های منطقه ای اقتصاد خود اتکاء تبدیل سازیم
اما رفته رفته که ازسال های اولیه انقلاب دور شدیم وبه نوعی بحران های تحمیلی مدیریت کلان نگررا به مسائل ویژه ای چون قدرت نظامی وموشکی و بدنبال آن صنعت هسته ای متمرکزساخت کم کم راه توجه بنیادین به کشاورزی و یا توسعه صنعت بنیادین وحتی دانش فنی فراموش گردیدویا حداقل به حاشیه رانده شد و دوباره ما درعرصه کشاورزی به مصرف کننده ای تبدیل شدیم که شاهرگش به نفت بسته شده بود ویا نفت می فروخت تا کالا بخرد وازاین روی بود که ترکیه ویا چین که زمانی ازما بسیار عقبتر درتولید وتوجه به فرایند تبدیل ثروت به کالای سرمایه ای بودند به شرکای اقتصادی تبدیل شدند که ازما نفت می خریدند واز کشورهای غربی مواداولیه وهمان مواداولیه را با کمی تغییربه قیمتی چندبرابربه جای نفت خریداری شده ازما به ما می فروختند درحالی که ما می توانستیم با واردنمودن تکنولوژی ازعرب ازنفتمان همان مواردرا استخراج وضمن تامین مصرف داخلی بخش بزرگی ازآن را صادر نماییم اما نکردیم وامروز به مصرف کننده ای تبدیل شده ایم که چون غربی ها می خواهنداراده خودرا به ما تحمیل نمایند با تحریم فقط خریدنفت ویا بازپس ندادن بهای نفت خریداری شده با تحریم بانکی همه امورما را مختل می نمایند واین همه ناشی ازآن است که ما تولیدوسزمایه گذاری دراین امررا فراموش نمودیم واین همه داستان نیست زیرا با عدم سرمایه گذاری ویا توجه به موضوع تولیدزمینه ها وبستر های تولید را هم تخریب نموده ایم مثلا همین منابع آبی که بحران آن را درسال گذشته ودرموضوع انتقال آب اصفهان به یزدمشاهده نمودیم همه ناشی ازبی توجهی به سرمایه گذاری و یا تولیددانش فنی ونگاه جدی به کالا های سرمایه ای می باشد
