وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۴۹ ق.ظ

یکی ازچهره های پایداردرورزش استان که چندروز پیش طومارمدیریتش درهم پیچیده شد آقای رحمانی مدیر کل سابق تربیت بدنی ویا ورزش وجوانان استان زنجان بود که از امتیازات ومولفه های لازم برای تکیه بر جایگاه مدیریت ورزشی تنها دو گوش شکسته را ملاک ومعیارداشت ودرتمام سال های مدیریت احتمالا در جایگاه ریاست تربیت بدنی شهرستان زنجان و سپس سال ها معاونت ورزشی اداره کل و حدود نه سال جلوس برکرسی مدیر کل ورزش استان مقوله ای که رنگ وبوی علمی از اعمال مدیریت برورزش داشته باشد چیزی ازایشان به چشم نیامد وانصافا داشتن چنین انتظاری هم ازایشان درست نبود زیرا که اساسا درایران ما هنوز هم به ورزش نه به عنوان یک صنعت که می بایدبرای مدیریت آن یک فرد تکنوکرات بلکه به عنوان یک تفریح نگاه می شود که مشخصا مدیریت چنین حوزه ای را فردی با اختصاصات نگرشی و رفتاری جناب رحمانی می تواند برعهده داشت باشد زیرا ایشان فردی بودند که خوب حرف می زدند ،خوب ارتباط برقرارمی کردند وبه نوعی خوب می توانستندبا مشغول نمودن سروته قضیه را هم بیاورند والحق هم چنین فردی برای ورزش به مفهوم عاملی برای تفریح وسرگرمی مدیر توان مندی می تواندمحسوب گردد

اما اگرقراربود که به ورزش به عنوان یک صنعت توجه شود مسلم بود که مدیرآن باید فردی با قابلیت های مدیریت منابع و مدیریت فرصت ها می بایدباشد تا بتواند با تلفیق منابع مادی وانسانی با تقویم سیاسی ومدیریتی که فرصت کار وبرنامه ریزی می باشد فرایند خلق امکانات وابداعاتی را برای ورش استان فراهم آورد که درمتن آن تن برای سلامت وعقل برای مشارکت تعلیم وتربیت یابد ویا به عبارتی ورزشکاری تربیت شود که اگربرای قهرمانی نیاز به توان بدنی داشت این توان برای انجام کارهای سخت دراختیارش باشد وبیا اگرازاوبرای توسعه فعالیت ها دعوت بکارشدبتواندبه عنوان مربی و یا معلمی توان مند برای تربیت نسل های آینده بکار گرفته شود

به اجمال آنکه رحمانی رفت ومتاسفانه ازخود باری را به یادگارگذاشت که هرکسی را توان اززمین برداشتن وبه مقصد حمل نمودنش نیست زیرا که این بارنه برمبنای ساختاری چیدمان شده است ونه برارکانی مهندسی شده گسترش یافته است ودرنهایت باریست که اگر کمترین تکانی بدان داده شود چون آواری برسر تکان دهنده آن خواهدریخت مگرآنکه بکناری نهاده شود وبا روش های علمی مهندسی نوین چیدمان جدیدی به عناصر آن داده شود والحق این عمل نه درتوان معاونان ایشان است ونه مجموعه تربیت بدنی و یا ورزش وجوانان استان چنین نیرویی را درختیاردارد و نیازبه این هست که از توان مندان موجود درعرصه های مدیریتی دیگر برای این کاردعوت شود