تاريخ: دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۵۰ ق.ظ
تشنهٔ سوخته در چشمهٔ روشن چو رسید
تو مپندار که از سیل دمان اندیشد
ملحد گرسنه و خانهٔ خالی و طعام
عقل باور نکند کز رمضان اندیشد
.............................. ...........................
موجود زنده برای زنده ماندن به مایحتاجی نیاز منداست که تامین آنها درفوریت های آدمی قرارمی گیرد ویا به عبارتی انسان آنجا که نیاز فوتی وفوری داشته باشد مطمئنا با به جان خریدن خطردنبالش خواهد رفت و بدون هراس ازهرخطری آن نیاز را تا تحقق دنبال خواهد نمود
پس می توان انسان چنین آزمندی را به نحوی تربیت نمود که تعالی و توسعه را هم نیاز فوری وفوتی خودتصورنماید وبرای بدست آوردن آنها تلاش بنماید ویا به عبارتی اورا چنان آموزش وعادت داد که تمام تلاش وهمت خودرا برای بدست آوردن برای اعمال تغییرات مثبت بکاربردتا به نوعی امروزش مثل دیروزش وفردایش مثل امروز نباشد.
اما حیف که ما درکشوری چون ایران عادت نموده ایم که در حال بمانیم وبه گذشته افتخار کنیم وهمین عادت به رخوت وترس ازتغییر کارمان را به جایی رسانده است که ولعمان بیشتربرای دست یابی به محصولات روزمره وانتظارات و نیاز های سطحی ودم دستی می باشد وازاین روست که تشنگی را به جان می خریم و درسرچشمه جوشان آب حیات جرات دست فرو بردن درآبی که روح وجانمان را به خودفرا می خواند و مشتی آب به حلقوم تشنه خودریختن را به خودنمی دهیم ویا حتی آنجا که رمضان گذشته است و خوردن مباح گردیده است جرات خوردن میوه ممنوعه وچشم بازنمودن برحقایق را برخودنمی دهیم
واز همین است که روز مان چون شبمان گردیده ومجهولات زندگیمان تمام انرژی وانگیزه فعالیتمان را ازبین برده است تا جایی که به هرجا نگاه می کنیم وبه هر چیزی دست می زنیم ما را با این سئوال بزرگ روبرو می سازد که فلسفه وجودی این چیست وبه چه دردمان می خورداما جرات آنکه با یک کار مطالعاتی بتوانیم درپی دست یابی به این سئوال برویم وبا یافتن جوابی بتوانیم از تمام امکانات وفرصت های موجود درمحیط اطرافمان استفاده نماییم تا به فلاح وصلاح برسیم به خود نمی دهیم وازاین روست که آب را درکوزه و خوراک لذیذ را درسفره می یابیم ولی تشنه وگشنه روزگاربه پایان می رسانیم تا جایی که اگر کسی از من زنده درقرن بیست ویکم بپرسد که تفاوت زندگی توبا آنانی که درقرن هفده ودرایران زندگی می کردند چیست باوربکنید که جواب برای آن نخواهم داشت.
