تاريخ: سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۱۷ ق.ظ
سخن گفته دگر باز نیاید به دهن
اول اندیشه کند مرد که عاقل باشد
تا زمانی دگر اندیشه نباید کردن
که چرا گفتم و اندیشهٔ باطل باشد
...................................................................
اگر گفته می شود که حرف معیار و سنجه روشن اندازه وقدر فردمی باشد بخاطرآن است که یادآوراین نکته باشدکه آنکه می خواهد سخنی بگوید و معیارو سنجه ای را بدست دیگران بدهدتا ازطریق آن دررابطه با او قضاوتی صورت گیرد بایدمواظب باشد تا محصول بیرون آمده ازسخن او وقضاوت دیگران چیزی نباشد که مایه شرمندگیش شود
اما چرا ما انسان ها به چنین موضوع مهمی توجه نمی کنیم سئوالیست که باید پاسخ آن را در فرهنگ عمومیمان جستجو نماییم زیرا که این فرهنگ ومولفه های ساختاری آن می باشد که امکان آن را فراهم می نماید تا قردی ویا عضوی ازگروهی ویا حتی رهبر یک جریان اجتماعی وسیاسی اعمال و افکاری را ازخودبروز دهد که درقضاوت ویا سنجش هنرآن مجموعه ویا حتی خود فرد باعث سربلندی و یا سرذافکندگی شود
در توضیح وتفسیراین موضوع می توان به آیتم های مختلفی اشارت نمود که ازجمله آنها توفق فرهنگ شفاهی برفرهنگ کتبی می باشد زیرا که ارجح دانستن گفتن به نوشتن موجب می شود که فردبدون آنکه درخصوص جمله جمله چیزی که می نویسد اندیشه نماید وبا گزینش بهترین جملات چیزی بنویسد که اگربا عنایت بدانها قرارشد درخصوص او قضاوتی صورت گیرد نمره قبولی را ازآو دریافت دارد زیرا که نوشته سندی می شودکه می ماند اما حرف به مفهوم باد هوا چیزی است که پس از رها شدن ازدهان کسی دقیقا نمی توان آن را موردارزیابی قرارداد ویا فردرا متهم به داشتن نیت ومقصودخاصی نمودزیرا که درکلام آواها وهجا ها نیز اثربخش می باشند وفردمی تواندبا استنادبه آنها نیت خودرا با برداشت شنوندگان متفاوت نشان دهد
دومین نکته موثر در شکل گیری این واقعیت که هرکسی درهرزمینه ای دلش خواست می تواندحرف بزند مربوط به این است که هیچ موقعیت وجایگاهی این مقدارنسبت به خود تعصب ندارد که پیگیر این موضوع باشد که اگر حرفی درخصوص آن گفته شد ازطریق مراجع قانونی دنبال نمایدکه چرا این حرف وبتوسط کسی که کمترین دانشی درآن زمینه را ندارد گفته شده است
وسومین بحث ودلیل این موضوع که هرکسی هرچه را که دلش خواست می گوید این است که درسیستم آموزشی ما روی این موضوع کارنشده است که سخن تعهد ایجادمی کند تا دانش آموز ودانش جویی که ازچنین مرجعی حکم بر ورود ومشارکت درمسائل اجتماعی می یابد بداند که نباید هرحرفی را بردهان بیاورد وازاین روست که هرکسی هرچیزی را دلش خواست برزبان می آورد
درحالی که قرآن کریم بیان می دارد که
«یا ایهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیدًا» (احزاب/70) ؛ اى كسانى كه ایمان آوردهاید، از خدا پروا كنید و سخنى درست و استوار گویید.
که اگردرستی واستواری را به عنوان ویژگی های سخن موردنظرقرآن درنظربگیریم می توان اینگونه عنوان نمود که گوینده سخن ابتدا خود بایدبر درستی حرفی که می زند ایمان وباورداشته باشد تا حدی که اگر نیازشد از آن دفاع نماید بتواند به نوعی ازآن دفاع کند که استواری کلام ازآن هویدا باشد
