وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۹:۵۸ ق.ظ
ظهور و سقوط قویترین امپراطوری اسلامی یا بهترین فرصت جهانی نمودن اسلام (مقدمه)
........................................................
بدون تردید امپراطوری عثمانی درزمانی و مکانی شکل گرفت که اگرمی توانست موردبهره برداری درست قرار گیرد بهترین فرصت جهانی نمودن اندیشه اسلامی را ایجادمی نمود زیرا که این امپراطوری حداقل درپنج قرن بزرگترین وقویترین قدرت بلامنازع جهان بود ومی شد آن را برای یک کاسه نمودن نگاه ایدئولوژیکی اسلامی درجهان مورداستفاده قرارداد اما حیف که درآن زمان هم مسلمانان همسان امروز که با داشتن قویترین منابع اقتصادی وانسانی می توانند قطب تعیین کننده ای درجهان باشند دچارتفرقه گردیدندوبه ابزاری دردستان دشمنان مشترکشان تبدیل شدند تا به جان هم بیافتند وبا اقدام آشکارونهان برای انهدام منابع مادی وانسانی درنهایت منقرض بشوند.
در علل ظهوروافول قدرت عثمانی اگربه تاریخ مراجعه نماییم مواردی را ملاحظه می نماییم که هریک ازآنها می توانند دراین دوران هم باعث وبانی افول وظهور قدرت ها باشند
منشأ پیدایش
مغولان پس از تسخیر آسیای مرکزی و ایران، بغداد را در سال ۱۲۵۸ میلادی تصرف کردند و مستعصم آخرین خلیفه عباسی و خانواده اش را به هلاکت رساندند و به فرمانروایی پانصد ساله سیاسی و مذهبی عباسیان خاتمه دادند. در این زمان شاخه‌ای از ترکهای اوغوز در اواخر امپراتوری سلجوقیان ازترکستان به آسیای صغیر کوچ کردند. سلجوقیان روم که قسمتی از سلسله دولتهای سلجوقی بودند در این سرزمین فرمان می‌راندند. ترکان عثمانی اندک اندک در نواحی غرب آناتولی به یک قدرت منطقه‌ای و متحد سلاجقه تبدیل شدند وبعدا جانشین سلجوقیان گشتند. ایشان نام خود را از عثمان اول پسر ارطغرل که رهبر ایل ایشان بود گرفته بودند.
امپراتوری عثمانی با نام رسمی دَوْلَتِ عَلِيّهٔ عُثمَانِی یک قدرت سیاسی و امپراتوری مسلمان بود که از ۱۲۹۹ تا ۱۹۲۲ میلادی در منطقهٔ مدیترانه حکومت می‌کرد. این امپراتوری در اوج قدرت خود (قرن ۱۶ میلادی) مناطق آسیای کوچک، اکثر خاورمیانه، قسمت‌هایی از شمال آفریقا، قسمت جنوب شرقی اروپا تا قفقاز را شامل می‌شد. قلمرو رسمی حکومت عثمانی در اوج قدرت به ۵/۶ میلیون کیلومتر مربع می‌رسید.
ترکان عثمانی به خاطربرخورداری ازویژگی هایی چون
1- عثمانی‌ها جزء مشهورترین نژادهای جهان بشمار می‌رفته‌اند که دارای جمعیتی زیاد، قدرتی عظیم، فتوحاتی کثیر و تاریخی نمونه بوده‌اند.
2- ملتی بیدار، دارای فکری بلند و حماسی و روحیه‌ای جهادی بودند. مفاسد اخلاقی و اجتماعی که دیگر گروه‌ها به آنها مبتلا بودند دراین گروه کمتر دیده می‌شد.
3- از مهارت و نیروی جنگی خاصی برخوردار بودند که از آن در تشکیل لشکرها و ساختن سلاح‌های مدرن آن روز استفاده کردند بطوری که در نتیجه همین مهارتها و تکنیک‌های جنگی توانستند حاکمیت بر سه قاره بزرگ جهان ( اروپا- آسیا- آفریقا) را بدست بگیرند. 
4- از بهترین موقعیت جغرافیایی برای حکومت جهانی برخوردار بودند. زیرا آنها در جزیره بالکان بودند که از این جزیره قاره آسیا و اروپا در کنترل آنان بود. پایتخت حکومتی آنان درمیان دریای سیاه و دریای مدیترانه که پل ارتباطی آسیا و اروپا به شمار می‌رفت قرار داشت.
عثمانیهااز بزرگترین امپراطوری های تاریخ جهان بوده اند که می توانستند با کمی درایت ودوربینی توام با برنامه، جهان را به سوی تعالی هدایت نمایند که متاسفانه این گونه نگردید وضعف واستیصال ناشی ازعواملی که می توان هریک از آنها را در تمام حکومت های متمرکز ملاحظه نمود برپیکره آن حاکم گردید وباعث فروپاشیش شد
در نگاه معمول می توان عواملی چون دخالت زنان حرمسرا همچون اتفاقاتی که توسط خرم سلطان درزمان سلطان سلیمان قانونی شکل گرفت ودرنهایت موجب مرگ جوانان آینده ساز امپراطوری و یا نخست وزیر برجسته آنان شد ویا خستگی وبی تفاوتی سلطان سلیمان درپایان دوره پادشاهی و عدم شرکت او در جلسه هیئت دولت را باعث فروپاشی دانست اما واقعیت این است که امپراطوری بدان بزرگی که کمتر شهروکشوری مانده بود که دریوغ تسلط آن واقع نگردد امکان نداشت که تنها به خاطر خرم سلطان نابودومضمحل گردد ومطمئنا دلایل مهمتری باعث فروپاشی آن شده است که با کمی حوصله ومطالعه درتاریخ وتحولات آن زمان می توان بدانها دست یافت ودرتفسیروتحلیل فروپاشی حکومت های دیگربکار بردکه امیداست در مطالب بعدی بتوانم بدانها وانطباقشان با شرایط امروزینگاهی بی غرضانه و صرفا عبرت گیرانه بیاندازم.