تاريخ: چهارشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۵:۳۸ ب.ظ
همانگونه که دوستان عزیزدرجریان تحریراین سلسله ازمقالات قراردارند موضوع را از این نکته آغازنمودیم که گفتیم انسان ازهمان ابتدای حضورش درزمین این واقعیت را پذیرفته که باید با فکر دنبال حل مسائل ومشکلات خودباشد زیرا که او ازقدرت درک موقعیت فعلی ومزایا ومعایب آن برخوردار است وهمچنین می داند که می تواند با کاستن ازمعایب وتقویتمحاسن موقعیت برای خود وضعیت جدی ومطلوبی را درست کند که بسیار بهتراز گذشته اش باشد.
ازسوی دیگر انسان درجریان تحولات وتطوری که درمراحل تاریخی خود داشته دریافته است که می تواند با ترکیب افکار مجموعه ای ازافراد راههایی را پیدا کند که هموارتراز راه های گذشته وکوتاهترازآنها دردست یابی به مقاصد واهداف خود باشد.
حال اگر به این واقعیت های موجود در زندگی ودرک انسان موضوع ظرفیت تحقیق وپژوهش را اضافه نماییم به مجموعه ای می رسیم که درآن فردبا احساس نیازبه جمع دریافت های خود از زندگی را برمی دارد وبا وروددر مجموعه ای ازدیگرانسان یافته های دانش بنیان خودرا دراختیار آنها می گذاردتا ازمجموع دانسته های او ودیگراعضاء بسته ای مرکب از شناسایی وپرورش ظرفیت ها واستعداد ها به عمل آید و یا دریافت هایی ازواقعیت ها بدست آید که راه را برای تولیدایده های نو ویا تبدیل ایده های تازه به باورها،برنامه ها و سیاست های مدونی که بتواند موفقیت های بزرگی را برای او بدنبال داشته باشد هموار کند
ویا به عبارتی انسان برای عضویت دراطاق هایی از فکر به تکاپو می افتدتا درآنها بتواند فرایندی ازتولیدفکر ومدیریت آن را ایجاد کند که محصولش شناسایی موقعیت وتلاش برای حرکت ازآن ودست یابی به وضعیتی ایده آل باشد واین بدست نمی آید مگرآنکه انسان بتواند برای ایجاداطاق فکر ومیدان دادن به فعالیت های آن ازخودمحوری ها ومنیت های فردی وحزبی دست بردارد و برای تجمیع تلاش درمسیرتحقیق وپژوهش تمام امکانات را فراهم سازد
تا بدینجای کار آنچه که تا به حال در سلسله مقالات گذشته مطرح شده بود بازخوانی نمودیم و اگربخواهیم برای ادامه این مطلب یک آیتم از ضرورت های توجه ونیازبه اطاق فکرررا مطرح نماییم بی گمان می توان به این نکته پرداخت که امروزه تاسیس موسسات سیاست پژوه مستقل برای انجام مطالعات وتحقیقات کار بردی یک الزام جدی محسوب می گردد که هرجامعه ای توانسته به چنین مهمی اقدام وبه محصولات متقن ازدرون آنها دست بیاورد بدون تردید گام درراهی گذاشته است که این راه ممیزاتی چون
1- جمع اندیشی و نگاه به موضوع ازجهات مختلف
2- تولید محصولات ناب فکری وانتقال آن به مخاطبان وگروه های هدف
3- اندیشیدن به مسائل ومشکلات روز
4- درگیرنشدن با مسائل اجرایی وتشریفات اداری
5- نقد واصلاح فکروطرح موجودواعمال تغییرات برای به حداقل رساندن انحراف معیار
6- اعمال اراده جمع برای القای خودباوری واقعی
7- راه اندازی فراین خودانتقادی وخوداصلاحی
8- ارائه تصویری روشن وقابل ارزیابی ازوضعیت موردانتظار ومطلوب
9- ترویج خصیصه فکرورزی و فکرسازی در افراد عضو
10- ارائه مدل ها و روش های مختلف ازآنچه که بدست خواهدآمد وکاری که بایدصورت گیرد
11- تلاش سازمان یافته برای ارائه تصویری روشن ازفکری که باید حاکمیت یابد
12- هدایت مجموعه و جامعه پیرامون به نوگرایی
13- ودرنهایت هدایت افکارو آراء تولیدشده به نظام تصمیم سازی ودرنهایت نظام تصمیم گیری
14- ارائه خدمات مشورتی ونظارتی بر نحوه اجرایی نمودن فکر تولید شده درعرصه تصمیم گیری.
حال اگر به تک تک موارداشاره شده توجه نماییم و آنها را برشرایط موجوددرجامعه منطبق نماییم متوجه خواهیم شد که جامعه ما بیش ازهرجامعه ای وبیش ازهرزمانی نیازمند ایجاد موسسات تحقیق وپژوهش محورودارای مهارت درتولیدفکرمی باشد زیرا که درجامعه ما مختصاتی چون
1- غلبه شوربرشعور
2- احاطه سلیقه بر مصلحت ومنفعت
3- فرد محوری و گذشته باوری
4- طولانی بودن زمان اجرای پروژه ها
5-نامعین وبی نهایت بودن دامنه حضور انحراف معیار
6- مغفول ماندن منطق هزینه به فایده
7- عدم ارزیابی عملکرد ها برمبنای هدف ووظیفه فردی وسازمانی
8- دوباره کاری وتکراراشتباهات
9- غیرپاسخگو بودن درمقابل انحرافات و صدمات وارده برمنابع وفرصت های جامعه
10- نداشتن طرح وبرنامه برای کارهایی که می خواهیم انجام دهیم
11- سپرده شدن کاربه افرادی که درحوزه مسئولیت تخصص ومهارتی ندارند
12- انتخاب مسئولان ونمایندگانی که برای وظیفه موردنظربرنامه ای ارائه نمی دهند
13- عدم بررسی پرونده وکارنامه مدیری که تقویم سیاسی موجودرا به سرآورده است
14- عدم پیگیری کارهایی که اجرا شده ونیمه کاره مانده است
15- اقدام به انجام کارهای جدید درمدیریت و ریاست ها بر مبنای تقویم سیاسی
بدون آنکه مشخص شود که آیا درگذشته کاری همسان آنها صورت گرفته است
16- و.....
ادامه دارد
