تاريخ: یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۴۸ ق.ظ
اگر خود بردرد پیشانی پیل
نه مردست آنکه در وی مردمی نیست
بنی آدم سرشت از خاک دارد
اگر خاکی نباشد آدمی نیست
.............................. .........................
انجام کارهای بزرگی چون با پیل درافتادن و بردردین پیشانی آن نشانه مردی ومردانگی نیست زمانی که همان آدم برای درد مندی همنوعان خود همتی به خرج ندهد ویاازانسانیت درخصوص برطرف نمودن مشکلات مردم خبری نداشته باشد.
وهمچنین انسانی که ازخاک آفریده شده است وبی گمان به خاک برخواهد گشت اگر خصوصیات این بازگشت را فراموش نماید وازیاد ببرد که روزی زیر پای مردمان خواهدماند وازاین روی گردن فرازی نماید وخودرا برتر از دیگران بیانگارد وفخرفروشی نماید نمی توان او را خاکی دانست وبرایش اعتبار انسانی قایل شد
براستی مفاهیم مورداستفاده سعدی حکیم را اگر موردمطالعه قرار دهیم آیا متوجه این واقعیت نخواهیم شد که درفرهنگ ما مفاهیم بسیار خردی دارای معانی وتعابیر بسیار بزرگی می باشند که می توانند بارآموزشی بسیار گسترده ای داشته باشند اما حیف که ما کمتر چشم واقع بین باز می کنیم تا با استفاده از بار معنایی موجود دراین کلمات خود را به آداب و صفاتی مزین نماییم که می تواند بسیار تغییر دهنده در جهت نگاه ورفتار ما باشند
مثلا همین کلمه خاکی را اگر درنظر آورید این مفهومی دربرابر رخوت وتکبر و خودبالاتر بینی است که متاسفانه درجامعه ما بیشتر نماد خودرا درنزد افراد بی بضاعت وکم بضاعت نشان می دهد که دارای روحیه بسیارافتاده ومردمی می باشند درحالی که این صفت می بایددرافرادی به چشم بیاید که دارای جایگاه مالی وسیاسی بالایی می باشند وازاین روی خود را برتر از دیگران می بینند ومی توانند با مزین شدن به صفتی خاکی بودن خود را مردمی نشان دهند که متاسفانه کمتردربین چنین مردمانی به چشم می آید زیرا چنین افرادی چون به موقعیتی می رسند که می توانند تمیز وتفاوتی بین آنان و مردمان معمولی ایجاد کند خودرا بالا می کشند واین موقعیت را فراهم نمی نمایند که با مردمانی که طبقه وخاستگاه اجتماعی آنها خردوبه خاک نزدیکتر است معاشرت داشته باشند
درچرایی بروز چنین پدیده های اخلاقی می توان دلایل مختلفی را مد نظرقرار داد اما مهمترین آنها را می توان درضعف سیستم آموزشی ما در نهادینه نمودن ظرفیت تحمل مزایایی موقعیت می باشد به نحوی که درکل سیستم آموزشی ما نمی تواند سرفصل هایی را شاهد مثال آورد که در آنها تکیه براین نکته شده باشد که
اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ
اگر ملک سلیمانت ببخشند
در آخر خاک راهی عاقبت هیچ
