تاريخ: چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۳۷ ق.ظ
در شمارگان گذشته و پس از برشمردن مشکلات ساختاری که جامعه ما را دربرگرفته ونیازبه این هست که با توافق جمعی وبا دست برداشتن از هرگونه توهم توطئه و یا انجام تلاشی برای یافتن نقطه ضعف از همدیگر بدنبال شناسایی وبرطرف نمودن این نقایص باشیم یکی ازراههای مهم ویا به جرات می توان ادعا نمود که تنها راه ممکن برای رسیدن به این توافق را مذاکره عنوان داشتیم وبا این عنوان که اگر بخواهیم که از مذاکره تعریفی تحت الفظی ارائه دهیم می توانیم بگوییم که
مذاکره در تعریف امروزی به فرآیندی گفتوگو محور اطلاق میشود که روی یک موضوع مشخص ، به منظور حل یک اختلاف و یا رسیدن به منافع مشترک بین دو یا چند نفر یا گروه ویا حتی یک ملت ویا ملل مختلف انجام میپذیرد. و بعداز بحث روی برخی از نکات عناصر تشکیل دهنده مذاکره را در مواردذیل خلاصه کردیم.
1- مذاکره یک فرایند گفتگو محور است .
2- در مذاکره روی یک موضوع مشخص صحبت می شود.
3- منظوراز مذاکره حل یک اختلاف و یا رسیدن به منافع مشترک است.
4- طرف های گفتگو می توانداز دو یا چندنفر،دویا چندگروه ویا حتی اقوام ولایه های مختلفی ازیک ملت باشد.
ودرادامه با بحث روی محور نگاه دینی به موضوع مذاکره این مهم را مد نظر ومطالعه قرار دادیم که اسلام به عنوان دینی الهی معتقدبر دو گانگی درانسان است و با تقسیم نمودن موجودیت انسان به دو نفس اماره(منشاء ونماینده شر)ونفس لوامه(ملامتگرمنشا وهدایت کننده به خیر)محصول تخاصم این دونیروی درونی درانسان را حرکت به سوی تعالی و به نمایش گذاردن تکامل وتعالی می داند ولی از آنجا که درروند فعالیت های اجتماعی امکان ادامه رفتار متعالی به قدرت یابی نفس لوامه یا ملامتگر وابسته میباشد واین موضوع بدست نمی آید مگر آنکه دقیقا مشخص شود که چرا باید نظارت درکار باشد به عواملی چون زیاده خواهی انسان،محدودیت منابع،محدود بودن فرصت عمر،متفاوت بودن امیال وآرزوها،ضرورت توزیع عادلانه فرصتها ومنابع ،الزام به حرکت جمع گرایانه،الزام به شناسایی وپرورش استعدادها اشاره وآنها را عواملی برای اختلاف وبرهم خوردن روند حرکت متعالی انسان فرض نمودیم و با اشاره به اصول یقینی زیردراسلام
1- الزام به تلاش برای متحدنگه داشتن ویا متحدنمودن مردم
2- باور این نکته که اختلاف امری طبیعی دربین مردم است
3- یقین به این موضوع که حیات اجتماعی و روابط انسانی نیاز به نظارت واصلاح مستمر دارد
.4- ایجاد امنیت اجتماعی با مشارکت تمام مردم ازطریق سهم دهی به آنها ممکن می شود
5- ضرورت ظلم ستیزی و حمایت از محرومان
6-حل اختلاف و رفع موانع ومشکلات تنها با مذاکره ممکن می باشد
به این نکته واصل شدیم که انسان دراصل یک دیپلمات است چون راهی جز مذاکره ودست یابی به توافق برای کاستن از تشنجات وخونریزی ها ندارد
وحال اگر بخواهیم ادامه بحث را داشته باشیم می باید به عناصرتشکیل دهنده تعریف ارائه شده از مذاکره باز گردیم تا ببینیم که با تمام تاکیداتی که روی ضرورت والزام مذاکره صورت گرفت و یکی از با اهمیت ترین ابزارهای زیست جمعی وانسانی تلقی گردید یک مذاکره خوب باید چه مختصات وویژگی هایی را داشته باشد تا از طریق شناسایی آنها اگر قرارشدسرموضوعی خاص مذاکره بنماییم خود را برای ورود خلاقانه درآن آماده کنیم.
الف - مذاکره یک فرایند گفتگو محوراست.
با مشخص شدن این بند از مختصات لازم است که ابتداء به تعاریف روشنی از فرایند وگفتگو بپردازیم تا با روشنی بیشتری به بحث محوریت گفتگو در مذاکره اقدام نماییم
یکی از اولین متفکرانی که بر گفتگو برای یافتن حقیقت تأکید میکرد، سقراط بود. او معتقد بود آفرینش معنا در پرتو گفتگو حاصل می شود و بدون مکالمه نمی توان انتظار شنیدن و همرأیی داشت. ازاین روی است که هیچیک از مکالمات سقراطی برای قانع ساختن یا مخالفت ورزیدن نبودزیرا که او شالوده این مکالمات را فهم و تفهم میدانست.
پس می توان با توجه به نوع نگاهی که سقراط به گفتگو ومذاکره داشت گفتگو را نوعی برهمکنش بین دو یا چند نفر و ارتباطی بداهه بین دو یا چند نفر از مردم دانست که در راستای رسوم موجود ودر جهت تولید ویا تعمیق معنایی خاص ومتعالی صورت می گیرد تا به فهمیدن ودرک ازیک موضوع ویا موقعیت مشترک وموردنیاز منتهی گردد.
اما اگربخواهیم ازفرایند تعریفی را ارائه نماییم می توان فرایند (پروسه) یا روند (به انگلیسی: Process)را دنبالهای از تغییرات رخدهنده در ویژگیهای یک سیستم یا شیء اطلاق نمود. که میتوانند به طور طبیعی رخ دهند یا با شناسایی کمبودها ونیازمندی ها وتوان وعلاقه مندی انسان به برطرف نمودن آنها مورد طراحی وبرنامه ریزی واقع گردند.
حال اگر گفتگو وفرایند را برای استخراج مفهومی کلی از مذاکره گفتگو محور درهم آمیزیم می توان این تعریف کلی را از آن مستفاده نمود که مذاکره عبارت از برهم کنش مستمر وهدفمند وبا رعایت اعتقاد بر اصل استمرارتغییرات درفهم ودرک ازیک موضوع مشترک وبرای تعالی بخشی به زندگی انسان می باشد که درآن طرفین با استفاده از روش هایی چون بازی ویا منطق فازی(ویا ترکیبی ازهردو) دنبال اهداف خاصی می باشند تا با تحقق آن بتوان مشکل ویا مانعی را از سرراه فعالیت های هدفمندانسانی برطرف نمود.
پس مذاکره موجودیت پیچیده ای می باشد که برای راه افتادن آن می باید
1- شناسایی کاملی از مشکل ویا مانع موجود درمسیر فعالیت های متعالی انسان صورت گیرد.
2- اعتقاد والتزامی برای برطرف نمودن مشکل ویا مانع دربین طرفین وجودداشته باشد.
3- منطق فهماندن ویا ایجاد درک مشترک ازموضوع دربین طرفین شکل بگیرد.
4- همتی برای ادامه دادن به موضوع با عنایت به تمام احتمال تغییرات وتحولات شکل گرفته باشد.
5- طرفین واقعیت مشترک بودن منافع را درک نموده ودرمذاکره بر تحقق آن اصراربنمایند.
6- تحمل ادامه مذاکره و طی مراحل آن را درخود بوجود آورده باشند
با عنایت به موارد فوق که درادامه بحث وبنا به ضرورت به هریک ازآنها اشاراتی خواهیم داشت معلوم می شود که مذاکره یک آیتم جدی وتاریخی درزندگی انسان شناخته می شود که هرکس با شناسایی مختصات آن و تلاش برای کسب مهارت انجام درست آن خود را برای شرکت درمذاکرات آماده نموده توانسته با ورود درآن نتایج قابل ملاحظه ای را از آن بدست آورد و به تعالی حیات خود وجامع کمک نماید اما آنکه بدون توجه به ضرورت نهادینه ساختن منطق گفتگوی فرایندی بدنبال پیش بردن اهداف خود بوده بدلیل بی توجهی به فرایندی بودن گفتگو درمرحله ای بدلیل عدم شناسایی تغییرات آن مرحله دچار مشکل وشکست گردیده ونه تنها خود بلکه نسل های آینده را هم دچار مشکلات فراوانی ساخته است.
ادامه دارد
