تاريخ: پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۲۲ ق.ظ
بدون تکلف بگویم که استان زنجان با عنایت به دارا بودن تمام مولفه های ساختاری در عرصه جغرافیای سیاسی که هر کدام از آنها اگر دراستان های حتی مرزی وجود داشت بی گمان بسیار در شرایط توسعه ای آنها می توانست موثر باشد،برخورداری از هشت اقلیم طبیعی که راه توسعه کشاورزی در آن را هموار می کند،مردمانی قانع وسخت کوش ،بالا بودن معدل سواد و....یکی از عقب مانده ترین ومحرومترین استان های کشور می باشد که علت این عقب ماندگی را نه در بی توجهی مسئولان ملی بلکه در کند بودن برقراری ارتباط و دست یابی به پیوندی مستحکم با زمان و شرایط ازسوی مسئولان انتصابی استان دانست واین دردیست مزمن که فکر نمی کنم چندان به بومی ویا غیر بومی بودن آنها مربوط باشد زیرا که اگر در دولت های گذشته می توانستیم ازاین بنالیم که چون مدیریت غیربومی می باشد و تا بیاید ودرک درستی از موقعیت بیابد و یا بتواند پیوندی با ارکان ساختاری شرایط بزند(قرقی شیروانودان آشار) زمان ازدست می رود امروز که مدیریت استانداری با ترکیبی از نیروهای تماما بومی شکل گرفته چرا این اقدامات به کندی وحتی نامحسوس به انجام می رسد سئوالیست که پاسخ بدان را باید باراه انداختن یک فرایند جدی آسیب شناسانه به انجام رساند تا شاید با نشانه گذاری و اعلان دلایل وعلامت های مرضی وریشه ای این کندی بتوانیم راه کارهایی برای برون رفت ازاین وضعیت پیدا وبیان داریم.
برای نمونه اگربه دومین شهرستان وشهر استان یعنی ابهر توجه نمایید همین الان قریب به شش ویا هفت ماه است که فرمانداری معاون ندارد ،تعیین فرمانداربرای آن به اما واگر کشیده است ،مدیران دچار استرس ودغدغه تغییر دست ودلشان به کار نمی رود و.... واین همه ناشی از آن است که دراستانداری به جای آنکه ابتدا برای مشکلات بزرگتر و برای ساختارهای مهمتر فکر وطرح ارائه دهند دنبال حل مشکلات کوچکتر وکم اهمیت تر رفته اند ویا می روند.
حال اگر ازشهرستان ابهر ومسائل آن با این احتمال که حتما حکمتی در آن است!!! خارج شویم ودرسطح استان دنبال نوع نگاه وفعالیت های مدیریت عالی استان بگردیم متوجه استیلای شرایطی همسان با شهرستان ابهر درمزکز استان می شویم شرایطی که درآن مدیران به انتظارتغییر وسازمان های رها شده به امان خدا مانده اندتا دستی از آستین (شاید ازغیب)برآیدوبرای اعمال تغییرات همسو با نوع نگاه و شعارهای دولت اقداماتی را به انجام برساند!!!
براستی استانداربومی استان منتظر کدامین فرصت ویا موقعیت است تا برای کندی حاکم در تغییرات وانتخاب مدیران چاره ای بیاندیشد تا راه برای اصلاح ساختار مدیریتی استان که در هشت سال دولت های قبلی یکی ازبی اثرترین دوران های اعمال اراده ملی دراستان را تجربه نموده و یا پشت سر گذارده باز وهموار گردد؟!!!
جناب استاندار
مردم آنجا که با تمام علاقه مندی و حمیت در انتخابات ظاهرشدند و با دست رد زدن به سینه آنانی که همسان رئیس دولت های نهم ودهم فکر می کردند اقبال خودرا به شما وهم تیمی های اصلاح طلبتان نشان دادند نه ازاین جهت بود که تنها شخص ریاست دولت های مزبور نارضایتی عمومی را باعث شده و موجب اقبال به اصلاح طلبان گردیده بود (زیرا که چنین برداشتی عملا مایه وهن دانش و آگاهی مردم ودرستی انتخاب آنان می باشد)بلکه همه آنانی که با ایشان همکاری وهمفکری داشتند درنزدمردم کارآمد وتوانا در تحقق اهداف نظام وانقلاب تشخیص داده نشده بودند وامروز هم که آنها را درراس کار و روش های مدیریتی آنان را حاکم برمقدرات خودمی بینند مسلم است که اعتماد خود را به شما ودولت یازدهم و یقین خودرا بدرستی انتخابی که داشته اند ازدست می دهند ومایوس ازامکان دست یابی به توفیق می گردند.
جناب استاندار مماشات و تساهل در تمشیت کلی اموراستان با هر منطقی صورت بگیرد صدمات عمیقی بر باورمندی مردم در خصوص توان مندی نیروهای بومی می گذارد ودرنهایت به ذهنیتی تبدیل می شود که نتیجه آن رحمت فرستادن به مدیران غیر بومی می شود که زنجان با تمام امتیازات را در حد ده کوره ای کرده اند که قادر نیست ازظرفیت ها وتوان مندی های فراوان خود با سرعت وضریب اطمینان بالا استفاده نماید
جناب استاندار
من نمی گویم شما قبل از هراقدامی حتی درسطح مدیران استانی باید برای شهرستانی چون ابهر که به حق در کوران کشمکش های مدیریتی مظلوم ومحروم مانده است فکری می کردید وبا انتخاب فرمانداری توان مند و تحول گرا وخلاق همراستایی در بنیان گیری نگاه جامع به توسعه استان را رقم می زدید (زیرا که ممکن است سیاست شما وهم تیمی های شما به این باشد که به ساختار وترکیب مدیریتی شهرستان ابهر دست نزنید وهمین شرایط را برای ابهر ازسرشهرستان زیاد بدانید)اما شما را آدرس می دهم به نوع وتوان مدیران حاکم بر مقدرات مراکز دانشگاهی و یا آموزش عالی دراستان که درطی ده سال مدیریت خود نتوانسته اند کمترین تغییری را در حوزه های مدیریتی خود (عرصه های فرهنگ عمومی و پژوهش میدانی برای تغییر در کلیت استان)بوجود آورند که موثر بر بومی نمودن نگاه تغییر دراستان باشد و با متمرکز نمودن توجه شما دراین عرصه می پرسم که تا کی باید استان متحمل هزینه ازسوی مدیرانی گردد که کاروظیفه آنها آدم سازی می باشد ودراین کار کمترین موفقیتی را ازجانب آنها مشاهده نمی نماییم.
به عنوان مثال آیا می دانید که دانشگاه علمی کاربردی که با فلسفه تولیدنیروی انسانی موردنیاز صنعت وخدمات استان بوجود آمده است با تسلط مدیری با سطح سواد غیر همسطح با مدیریت دانشگاهی در طی ده سال گذشته نه تنها نتوانسته کمترین توفیقی در همگون سازی دانشگاه با فلسفه خود داشته باشد بلکه خود به معضلی تبدیل گردیده که دراثربی توجهی می تواند ماشین تولیدهزینه درصور مختلف برای استان ومردم گردد.
براستی برای عزصه هایی که نیاز مندی آنها به مدیران رهبر می باشد تا با طراحی مدل ها والگو های مدیریتی نو گرا وتحول خواه بتوانند حوزه های تحت تولیت خود را به سازمان های پیشرو ومتعالی تبدیل سازند آیا مناسب نیست دنبال تغییرات عمیق درنگاه به انتخاب وانتصاب مدیران باشیم
و آیا می توان با مدیرانی که توان مدیریت آنها درحد مدیریت مدارس می باشد دانشگاه پیشرو ومتعالی داشت؟ دانشگاهی که بتواند برای بومی نمودن دانش و انجام مطالعات میدانی تغییرمحور دراستان سهم ونقشی تعین کننده برعهده بگیرد
