تاريخ: پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ساعت: ۱۰:۲۳ ق.ظ
بیهنر را دیدن صاحب هنر
نیش بر جان میزند چون کژدمی
هر که نامردم بود عذرش بنه
گر به چشمش درنیاید مردمی
راست میخواهی به چشم خارپشت
خار پشتی خوشترست از قاقمی
.............................. .............................. ......
زمانی که انسان را به ظرفیت و خلاقیت می شناسند ودر جامعه ای که استوار به قواعد واصول اخلاقی باشد صاحب هنررا به سر می گیرند وحلوا حلوا می کنند مسلم است که بی هنر درمصاف با هنرمند جز حقد وعداوت چیزی نخواهد داشت تا نثارش نماید وازاین روست که در انتخاب دوستی وبرقراری رابطه باید مراقب بود که تابا فردی که از خود خصوصیات ویژگی های بد اخلاقی را دور نساخته است پیونددوستی برقرار نگردد زیرا که او مترصد آن خواهد بود تا با بدست آوردن فرصتی درون مایه های خود را برای واردنمودن صدمه و خسارت بیرون بریزد
در ثانی آدمی که در درون خود جز دشمنی وخصومت وجز پستی ودنائت انباشته ندارد چگونه می تواند برای فردی که همه خوبی ومتانت است خیری را در نظر آورد وبرای بزرگی او دغدغه و حساسیت داشته باشد وازاین روی است که باید ازاو اجتناب نمود
ازسوی دیگر آدم بی هنر و بد کردار به خاطر نهاد شخصیتش دوست نمی دارد ویا نمی تواند با افراد هنرمند ونازک اندیشه همراهی وهمگامی داشته باشد چون در نظر او بنا به فرمایش سعدی حکیم خار پشتی بسیار زیبا تر و پسندیده تر از نازک تنی ونرمی آن است وازاین روی است که چون با نازکاندیشه ولطیف طبعی روبرو می شود چون کژدم زهر خود را می ریزد و باعث رنج وعذاب می گردد زیرا که اگر هم دشمنی نداشته باشد عادتش براین استوار شده است که برنجاند وعذاب دهد هرچند که برای خودش هم نفعی نداشته باشد.
