خداوندمتعال در آيه 72 سوره مبارك احزاب به این امانت اشاره فرموده: «انا عرضنا الامانةعلى السموات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انهكان ظلوما جهولاً، ما امانت را بر آسمانها و زمين وكوهها عرضه داشتيم ولى آنها از حمل آن خوددارى كردند و از آن هراس داشتند اماانسان اين بار را بر دوش كشيد او بسيار ظالم و جاهل بود
براستی این امانت که پس از ارائه تمام اسماء از سوی خداوند اختیار انتخاب آن صادر و کوهها از پذیرش آن سرباز زدند و انسان آن را پذیرفت چه بود وچه نیازی به این هست که من ومای جانشین خداوند بر زمین و آدمی که این امانت را قبول نمود با شناسایی این امانت خود را موظف به صیانت و تعالی آن بدانیم ؟
در پاسخ به این سئوال حرف و حدیث های فراوانی گفته شده است که می تواند در نوع خود بسیار آموزنده و هدایت گر باشد اما به رعم من که موجودی ذیشعور و مسئول شناخته می شوم و با دریافت تفاوت های موجود میان من و ساید جانداران در می یابم که حیات و خلقت من بی برنامه نبوده این امانت قدرت تشخیص و تعهد عمل به تمام انتخاب هایی می باشد که بر منطق فهم دقیق صورت می گیرد زیرا که انسان آمده بود تا در بهشت ساکن گردد و با به نمایش گذاردن یک زندگی قاعده مند الگوی شود که دیگران بتوانند با استفاده ازآن زندگی خود را سامان دهند اما چون گول خورد و منحرف شد به زمین تبعید گردید تا با شکافتن بطن طبیعت و دست یابی به قواعد موجود در آن بازگشت خود را تعجیل نماید
واین امانتی سنگین است که پذیرش و عمل بدان تنها از عهده موجودی برمی آید که قدرت تغییر دارد ویا باید داشته باشد تا بتواند با اعمال آن راه بازگشت را به بهترین وجه باز شناسد و به رهروی در آن مبادرت ورزد
اما انتخاب برای چی و برای اعمال کدام تغییر زیرا که اگر انسان تبعید شده است تا خود را باز سازد ودراین امر قواعد بر او نازل شده است و اگر از آنها تخطی نماید زندگی وموقعیتی همسطح با حیوانات بلکه پایین تر از آنها می یابد چه نیازی و یا اساسا چه توجیهی برای برخورداری از حق انتخاب وجود دارد؟
در پاسخ به این سئوال می توان اشاراتی به شرایط امروزین انسان داشت همان موجودی که پس از دست یابی به تمام موقعیت های برتر و قدرت احاطه بر طبیعت خود را تنها تر از همیشه می یابد و حتی مرگ را بر زندگی ترجیح می دهد زیرا منطقی برای ادامه آن نمی یابد
آری امروز انسان بیش از گذشته خود را تنها می یابد در حالی که بیش از تمام تاریخ و ادوار حیات بر روی زمین امکانات ارتباطی در اختیار گرفته است و با استفاده از آنها خلاء های عاطفی خود را پر می نماید واین محصول همان انتخاب هایی است که خود او داشته است انتخاب هایی که توانسته رابطه انسان با طبیعت را مخدوش کند،رابطه او با ماوراالطبیعه را برهم زند و حتی رابطه او با خودش را که می تواند تمامیت خواه و رفاه طلب باشد وبرای دست یابی بدان هر عملی را سالم و مقدس شمارد برهم زند زیرا که پس از دست یابی به تمام آرزوها و انتظاراتش تازه می فهمد که همه خواسته هایش آن چیزی نبوده که اورا اقناع نماید
انسان تنهای امروز می داند که قانع نمی شود ،می داند که دانسته هایش در برابر مجهولاتی که وجودشان را درک نموده بسیار ناچیز است،انسانی که می داند راه نه آن بوده که او درستش می دانسته و انسانی که دریافته بسیار بهتر از آن که کوشیده وتولید داشته می تواند عمل نماید وازاین روست که سرگشته به هر سوی می دود تا پاسخی بیابد عقب مانده و توسعه نایافته توسعه را هدف می گیرد پیشرفته و توسعه یافته افق فراروی خود را توام با ابهام می بیند و هردو می مانند که چه بکنند چون اگر به این سئوال پاسخ نگویند خواهند ماند و دوام توسعه و پیشرفت برایشان ممکن نخواهد بود
و همینجا تفاوت بین انسان و کوهها هویدا می شود کوه ساکن است و ثابت ولی انسان با همه ضعف و کوچکی که دارد پر جنب و جوش است و نمی تواند در یک جا و یک وضعیت ثابت و ساکن باشد واز سوی دیگر در راه دست یابی به هدف بسیار صبور و با تحمل است
پس آنجا که قدرت انتخاب و عمل به آن با هر نتیجه و هزینه ای امانتی بزرگ می بوده که خداوند در نهاد بشر بودیعه گذارده است آیا بهتر نیست که من وما ازاین امانت بهترین بهره را ببریم و به انتخابی دست زنیم که هموزن وهمسنگ جایگاه وموقعیت انسان باشد و نشان دهد که ما برای بازگشت آمادگی و مهارت یافته ایم و می توانیم بر روی زمین وبا تمام محدودیت های موجود در آن زندگی بهشتی ایجاد کنیم زندگی که قاعده مندانه می تواند گواه صداقت ما در نزد خداوند باشد تا بپذیرد که عالمانه و آگاهانه بازگشت و توبه را صلی زده ایم و دراین کار بهشت را به بهاء طالبیم و از بهانه گریزانیم
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ساعت: ۱۲:۳ ب.ظ
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ