دوست رندی که خدایش رحمت بکند می گفت که از همان ابتدا که کلاغ نوع خاکستری بومی ابهر شناخته شد و یا در سهم حیات جانوری ابهر گنجانده شد یکی از بچه های تخس (بومی و غیر بومی بودنش مشخص نشده )در فصل جفت گیری و تخم گذاری با بالا رفتن از درختی که کلاغ سینه خاکستری بر بالای آن لانه داشت اقدام به جابجای و عوض نمودن تخم های آن با تخم های کلاغ سیاه که بومی ابهر شناخته نمی شده کردو چون بچه ها بدنیا آمدند و به ظن کلاغ ها کلاغ سینه خاکستری را نسبت به شوهر بی وفا و خائن یافتند آن کلاغ را با بی رحمی به قتل رساندند اما چون بعدا متوجه شدند که این توطئه و یا محصول بازی گوشی کودکی بوده و آنها خامی کرده اند مجموعه کلاغان سینه خاکستری تصمیم گرفتند که از ابهر کوچ بکنند و اگر هم ماندند دراین شهر خانه نسازند و بچه نیاورند!!!!
حال اگر همین داستان تخیلی را به میدان گسترده ممانعت و مخالفت و با حتی عدم حمایت از نیروهای بومی تسری دهیم و بگویم در ابهر برای خود ابهری جا برای رشد وجود ندارد آنگاه باید بر گردیم و ببینیم که آن آدم تخسی که از ابتدا ریشه این ابتذال و یا انفعال در حمایت از نیروی خودی و بومی را در بین ما دوانده چه کسی بوده است؟
اما چون ماهیت فرد مهم نیست و باید برای برطرف نمودن اثرات تلخ بی توجهی به نیروی بومی توجه �%E�f8�شت تا از استمرار آن کاسته شود پرداختن به این مسئله مهم به نظر می رسد که گفته شود
ابهری باید با یافتن آگاهی از ظرفیت های انسانی که در اختیار دارد و با هزاران هزینه توفیق به یافتن آنها نموده است زمینه و فضای لازم برای یافتن اعتماد و اطمینان به خود را در میان جوانان خود ایجاد کند واین گونه نباشد که با دست بر روی دست گذاشتن و پایین آوردن سر تسلیم در برابر جو حاکم پر پر شدن نیروها و ظرفیت های انسانی شهر و شهرستان را نظاره کند برای یافتن حسی ارتباطی با موضوع عرض کنم که شایعه ای با محتوای بسیار عمیق در میان تحصیل کردگان و دارندگان موقعیت در دانشگاه آزاد می چرخد که بر مبنای آن گفته می شودکه
گویا مدیریت دانشگاه آزاد ابهر پس از سپری نمودن دوران تثبیت خود که به نوعی با پشت سر گذاردن بحران مشروعیت به انجام می رسد علامت هایی را در سطح دانشگاه منتشر نموده که بر مبنای آن می توان به این نکته رسید که گویا سونامی در راه است که در اثر آن بخش بزرگی از نیروهای بومی موجود در شاکله مدیریتی دانشگاه با نیروهای غیربومی جابجا خواهند شد
و این تغییرات مدیریتی در دانشگاه آزاد ابهر با حذف مدیران یکی از گروه های آموزشی که خود او در یکی دوسال اخیر برای ریاست دانشگاه آزاد ابهر مطرح بوده و توانسته چند رشته دکترا در مجموعه مدیریتی ویا شاخه علمی تحت مدیریتی خویش راه بیاندازد و به خوبی مدیریت کلید خواهد خورد زیرا که اگر این وزنه بدون کمترین چالشی حذف شود عملا راه برای بیرون راندن نیروهایی که در معادلات تغییرشان کمتر حساسیت زا خواهد بود هموار خواهد شد وشرایط را به گونه سر و شکل خواهد داد که در آن ما با فراموش نمودن عرضه و ظرفیت بچه های خود ابهربه نوعی با مدیریت ضعیف غیر بومی کنار خواهیم آمد
مثلا زمانی که دکتر رامین حاجی خانی ومعاون ایشان هوشنگ طاهری در ابهر و در دانشگاه آزاد ابهر مدیریت و مسئولیت داشتند این دانشگاه در غرب کشور اول بود حال چطور شد که در یک بازه مدیریتی قریب به ده ساله دکتر رجایی این دانشگاه به افول گرایید ولی کسی پیدا نشد تا به فریاد بگوید که چه نیازی به این بود که دکتر رامین حاجی خانی برود و یا با تجربه خوبی که از مذیران و جوانان بومی پیدا کرده ایم چرا نباید باز کار به مدیران بومی سپرده شود ؟
براستی در نیروهای جوان و بومی چون دکتر نجفی،دکتر فرید عسگری ،دکتر جماعت،دکتر کرمی از خرمدره ،دکتر سلیمان نژاد و ......چه ضعفی وجود دارد که نمی گذارد آنها رئیس دانشگاه و یا حتی رئیس یکی از دپارتمان های دانشگاه شوند واگر هم انتخاب شوند در این عرصه نپایندو آنگاه در نزد نیروهایی از میانه ،کردستان ،کرمانشاه و....آن چنان مظاهر روشنی از توان مندی به چشم می آید که ما با خیره ماندن در آنها نیروهای خود را تحت الشعاع می یابیم ویا با آغوش باز به استقبال نیروهای غیر بومی می رویم
براستی همین اقداماتی را که در دوره مدیریت فرماندار فعلی مشاهده می کنیم کدام تحصیل کرده ابهری قادر نبود به انجام رساند ویا در طول ده سال رخوت و عقب گردی که متوجه کیان دانشگاه آزاد ابهر شد کدام جوان ابهری نمی توانست به صحن علنی جامعه ارائه دهد که ما مجبور شدیم تا برای فرمانداری از شمال و یا برای دانشگاه آزاد مدیری از کردستان و یا میانه داشته باشیم
ببینید عزیزان من نمی خواهم بگویم که نیروی غیر بومی نباید استفاده شود زیرا در شرایطی که خود منطقه نیرویی نداشته باشد و امانت منابع و فرصت توسعه و پیشرفت با این فقدان در خطر واقع شود برهمه ما لازم است که برای سپردن سکان مدیریت فرصت ها و منابع در تمام نقاط ایران بگردیم اما زمانی که داریم و نیروهای خودمان در کوچه و خیابان و در اثر غفلت عمومی ما در حال نابود شدن می باشند ما فرصت را به افراد غیر بومی بدهیم خود کفران نعمت تلقی می شود و شایسته عذاب است
در جمع بندی می باید به این نکته اشارت داشته باشم که
1- در ابهر هزارانند گل های پرورش یافته ای که می توانند مدیران موفقی از کار در بیایند اما اگر بر سر کار نیستند ازاین روست که ما با عدم حمایت از آنها در زمانی که باید معرفی و تحت حمایت قرار بگیرند آنها را پژمرده و فرسوده می کنیم
2-در ضمن رجال از آسمان نازل نمی گردند ساخته می شوند آنهم با سپردن کار و همراهی نمودن در دوران مدیریت و اعتماد مردم واین در حالیست که ما اساسا با روند نخبه سازی و نخبه پروری در میدان عمل و به شیوه کار میدانی یا پراتیکی آشنایی نداریم
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ساعت: ۱۲:۸ ب.ظ
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ