همین الان در جامعه مجازی اطاق فکر ابهر ودر تلگرام دوست عزیزی که استاد دانشگاه است با گذاشتن عکسی از ورقه امتحانی دانشجوی رشته مهندسی عنوان کرده بود که این دانشجو حاصل نیم باضافه نیم را نمی داند واضافه کرده بود که
امروز به این ورقه امتحانی برخوردم . هرچند برایم خیلی عجیب نبود اما شاید برای بسیاری از دوستان عجیب باشد که یک دانشجوی دانشگاه جواب نیم بعلاوه نیم را نمی داند !
درد ما ریشه بسیار عمیقی دارد. چرا باید چنین فردی وارد دانشگاه شود .چرا باید همه دانشجو باشند؟
از چنین دانشگاهی چه انتظاری وجود دارد ؟
دانشگاههاي ما هم شبیه همه چیزهای دیگر ما می شود !!!
واقعا سر کلاف را گم کرده ایم .
ومن در پاسخش نوشتم که
استاد عزیز زمانی دانشگاه فلسفه وجودی خویش را گم کرد که همه چیز در خدمت ایدئولوژی قرار گرفت و ایدئولوژی همه چیز را به سمت جهان ما بعد الطبیعه راند وامروز اگر نمی توانیم به جهان مادی به سرعت در حال رشد نقبی بزنیم از آن جهت است که همه ما به موقعیت وجایگاه ماوراء فیزیک رسیده ایم یعنی روح های سرگردانی شده ایم که صبر می کنیم تا برای زیستن بهانه ای حتی بسیار سطحی و ابتدایی پیدا کنیم واینجا دیگر دانشگاه معنای شکافندگی و ابداع کنندگی خود را از دست می دهد زیرا که آنکه برای بودن تلاش می کند اساسا از بهبود و تغییر سر در نمی آورد وآنجا که دانشگاه عنوان شکافندگی خود را از دست بدهد مسلم است که همه کس می توانند با اندک دانشی خود را دانا جا بزنند و از همه چیز سرذ دربیاورند و همه چون همه چیز را دریافت و تفسیر می کنند ودر رابطه با همه چیز نظرشان راباید بدون کم وکاست ارائه بدهند وقانونی نیست تا به هرکسی حکم کند تا در خصوص تخصص و مهارتی که دارد حرف بزند ویا اساسا مهارتی وجود ندارد تا مرز بین دانا و عامی را نشان دهد وملاکی برای تمیز عالی و عامی محسوب گردد می مانند تا کسی بیاید و در آن خصوص چیزی بگوید و یا اشاره ای داشته باشد و چون گفته شد و اشاره ای گردید همه سر می جنبانند و تایید می کنند همانند همان تاییدی که زیر مدرک همان دانشجویی که قادر نیست حاصل نیم باضافه نیم را بدست آورد تاییدی که با یک مهرپلاستیکی و امضای استادی (که شاید خود او هم حاصل نیم باضافه نیم را نمی دانسته ولی دارای مدرک است) زده شده و مایه اعتبار آن می شود
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: سه شنبه نهم تیر ۱۳۹۴ ساعت: ۱۲:۱۰ ب.ظ
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ