جایگاه انگاره های مادی در نزد نادر نادر پور
................................................
ز نوشخند سحرگاهان ، خبر چگونه توانم داشت
منی که در شب بی پایان ، گواه گریه ی بارانم
شکوه سبز بھاران را ، برین کرانه نخواهم دید
که رنگ زرد خزان دارد ، همیشه خاطر ویرانم
...............................................................
نادر نادرپور در 16 خرداد سال 1308 در تهران به دنيا آمد. او فرزند تقی میرزا از نوادگان رضاقلی میرزا ، فرزند ارشد نادرشاه افشار بود. نادرپور پس از به پایان رساندن دوره متوسطه در دبیرستان ایرانشهر تهران ، در سال ۱۳۲۸ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. در سال ۱۳۳۱ پس از دریافت لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشته زبان و ادبیات فرانسه به تهران بازگشت. وی از سال ۱۳۳۷ به مدت چند سال در وزارت فرهنگ و هنر در مسئولیتهای مختلف به کار مشغول بود. نادرپور در سال ۱۳۴۶ در کنار تعدادی از روشنفکران و نویسندگان مشهور در تاسیس کانون نویسندگان ایران نقش داشت و به عنوان یکی از اعضای اولین دوره هیات دبیران کانون انتخاب گردید.
بدون تردید یکی از بنیانی ترین اگر نگویم اختلاف بلکه تفاوت ها در نزد انسان ها به تفاوت در برداشت از وقایع و اتفاقات مربوط می شود تا جایی که فردی با دیدن صحنه ای چنان متغییر می گردد که گویی در متن همان رخداد و متاثران از تبعات آن بوده و دیگری چنان از کنار موضوع با بی تفاوتی گذر می کند که گویی اصلا او متوجه بروز و ظهور آن رخداد نشده است در حالی که خود در متن آن حادثه و رخداد بوده است
در چرایی وجود این همه تفاوت می توان علل مختلفی را مورد عنایت و توجه قرار داد که یکی از مهمترین آنها نوع برداشت و یا به عبارتی طرز تلقی فرد از موضوع می باشد تا جایی که یکی از اتفاق بدلیل وابستگی و دلبستگی هایی که دارد برداشت بود و نبود می نماید و دیگری چون بارها و بارها آن را ملاحظه نموده و در متن آن قرار داشته نه تنها مفهومی چون بود و نبود برداشت نمی کند بلکه آن را جزیی از خود می داند و عکس العملی را نشان می دهد که گویی نه تنها اصلا اتفاقی نیفتاده بلکه آنچه که واقع شده بسیار کمتر از آن چیزی بوده که او انتظارش را داشته است
مثلا آنجا که شاعر از زبان درختی بیان می دارد که من چگونه می توانم از نوشخند نسیم و شبنم سحرگاهی خبر داشته باشم که همه شب های تاریک و سرد در معرض تند بادها وگریه های سیلاب گونه باران های سرد بوده ام و یا چگونه می توانم از سرسبزی بهاران خاطره خوشی داشته باشم که در خزان پاییزی مستولی بر من همیشه خطرتبر و تیشه را بر تن و ریشه خوداحساس نموده ام
بلی آدمی به تناسب در معرض حوادث قرار گرفتن نوعی فضای غالب بر برداشت های خود را تجربه می کند که تصمیم هایش در معرض همان فضای غالب قرار می گیرد وازاین روی است که در بسیاری از اوقات تمام تلاش های صورت گرفته برای تغییر ذائقه و رویکرد به نتیجه منتهی نشده و منجر به تغییر نگاه در آدمی نمی شود و حتی روابط را مشروب از تجارب تلخ و عدم اعتماد می نماید
براستی جایی که آدمی از شرایط تلخ ، تلخ کامی وعدم موافقت با منافع و مصالح می بیند و همه دریافتش تحت الشعاع دروغ و فریب قرار می گیرد آیا ممکن است که بتوان او را به خوش بینی وامید واری فراخواند و او را همسو با چیزی نمود که او نمی تواند با آن رابطه حسی خوبی برقرار کند؟ ویا آنجا که همه تجربه انسان محصول نیک روشی و صداقت می باشد می توان او را به یاس و نا امیدی گرایش داد؟
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: یکشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۵ ساعت: ۱۲:۳۸ ب.ظ
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ