تاريخ: چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت: ۶:۴۷ ب.ظ
آدمی بعضا حرف هایی را می شنود که می ماند گوینده این حرف چه مقصودی را ازاین بیان خود داشته است مثلا کسی می گوید که چون فضا و جوغالب در کشور سیاسی می باشد برای برون رفت ازعوارض آن باید کلا راه را بر سیاستمردان بست و اگر مجال عرض اندامی هست به مردان بفرض اقتصادی دادتا مردمی که از مشکلات اقتصادی در رنج شده اند کمی رفاه و آسایش ببینند
بلی امروز در استان زنجان دغدغه انتخاب استاندار برهمه افراد و جریانات غالب آمده است و همه به نوعی دلنگرانی این را دارند که کسی انتخاب شود و بیاید و با دست گذاشتن بر تعهدی که همه مسئولان باید داشته باشند همتی را جزم نماید که در پناه آن توفیقات عمومی مخصوصا درعرصه اقتصادی برای استان فراهم آید اما اینکه حتما این کار باید در تصدی جایگاه استانداری توسط یک نیروی محض اقتصادی ممکن شود تفکری نا صحیح می باشد زیرا که
1- جایگاه استانداری واستاندار بر مبنای و ظایف تعریف شده کاملا سیاسی است زیرا که این جایگاه در عمل حوزه ای مشابه جایگاه ریاست جمهوری است که در عمل مدیریت سیاسی کشورعملا در دست اوست اما اینکه استانداردرعین اینکه فردی کاملا سیاسی است دارای شم اقتصادی هم باشد ویا کارنامه انجام مسئولیت های اقتصادی هم داشته باشد می تواند جای بحث داشته باشد که متاسفانه جایش اینجا نیست چون شرایط استان بیش از حد حساس است و باید انتخاب استاندار به سرعت صورت گیرد
2- وظایف مدیریت عرصه های اقتصادی بنا بر تعاریف قانونی صورت گرفته در کشور بر عهده وزارت خانه هاست و در استان ها بر عهده ادارات کل می باشد وعملا استاندار حق دخالت در اختیارات و روش های کاری آنها را ندارد و می تواند از محل ایجاد هماهنگی توصیه هایی را به مدیران کل ارائه دهد یعنی این طور نیست که مثلا در استان استاندار قادر باشد که بگوید همه ادارات کل کار و زندگی خود را تعطیل کنند و جمع شوند تا مسائل اقتصادی استان را حل کنیم بعد به مسائل فرهنگی،سیاسی و اجتماعی بپردازیم
3- بی گمان حوزه وعرصه مدیریت اقتصادی مختصات خاص خود را دارد که این مختصات در سیاست گذاری های اقتصادی خود را نمایان می سازد و این گونه نیست که فردی با نگرش محض اقتصادی بتواند سیاست گذاری های مثلا استان محورانه ،عدالت گسترانه و فقرزدایانه داشته باشد برای هریک از این حوزه های کاملا تخصصی مدیرانی کاملا سیاسی لازم است که باید درزمان انتخاب تیم مشاوران و همکاران استاندارروی این مسائل دقت و پافشاری کرد
اما محض اطلاع دوستانی که نظریه های ابهام آمیزی ارائه می دهند و بعضا اعتبار معنوی و علمی شهرستان را هم با این نوع از نظریه ها زیر سئوال می برند باید به این نکات توجه داشته باشند که
1- تحول در استان را نباید درمحض دقت در انتخاب مدیران جستجو نمود بلکه تحول در استان زنجان عملا در گرو نرخ تولید فکر و آنهم از نوع علمی و تبدیل به پروژه است زیرا که تنها ازاین محل است که می شود نقاط ضعف استان را شناخت،پتانسیل ها و ظرفیت های مغفول مانده آن را احصاء نمودو در نهایت به نیروی انسانی توسعه یافته در استان رسید
2- مراکزی برای راه انداختن فرایند تحول در استان باید به خود بیایند و تحرکی از خود نشان دهند که ازاهم آنها می توان
الف- اتاق فکر استانداری با کار ویژه های مختلف
ب- اتاق فکر مجمع نمایندگان استان
ج- اتاق فکر دفتر نمایندگان شهرستان ها
د- اتاق فکر دفتر فرمانداران
ه- کمیسیون های فنی و فرهنگی در شوراها
ومهمتر و مبرمتر ازهمه رسیدگی به و ضعیت مطبوعات و رسانه ها تا بتوان با مستقل کردن آنها این امکان را بوجود آورد که رکن چهارم دمکراسی در استان راه بیفتد و همه مشکلات را ضمن رصد عمومی کند
وگرنه اینکه بگوییم همه نمایندگان مردم برآمده از فقر و نداری مردمند و یا مرد رای داده اند که نمایندگان استان بروند و برای شکم و سفره آنها نان تهیه کنند نشان ازآن دارد که ما نمایندگان و وسعت کار و مسئولیت آنها را نشناخته ایم نماینده برای محض مشکلات امروز انتخاب نمی شود او انتخاب می شود تا با تکیه بر یک روند آسیب شناسانه که با استفاده از اندیشه وران قوم راه می اندازد ابتدا برای سیاست که تدبیر مدن و یا مدیریت تمدن است نقشه راه تهیه کند و سپس برای مبرمات فوتی و فوری برنامه داشته باشد
ما امروزدر استان زنجان از فقر در فکر و در عمل از فقر در مدیریت عالمانه و فکور ودر عین حال دوست و همراه با مراکز دانشگاهی در رنجیم و نمایندگان ما باید به جای غلطیدن در مبانی عام درک و تفسیر مسائل عمومی راه ورود دانشگاه ها به عرصه های میدانی شناسایی و حل مشکلات را پیدا و هموار نمایند
ویا نمایندگان از استانداری حمایت کنند که شیفته همکاری و همراهی با دانشگاه ها و به میدان آوردن آنها و باز نمودن فضای فکر وطراحی وبرنامه ریزی در میان دانش آموختگان باشد و گرنه حتی اگر خدای اقتصادرا از پیشرفته ترین دانشگاه های جهان به استان وارد کنیم اوضاع به همین منوال خواهد بود و خواهد ماند زیرا بسترهای تحول در آن مهیای توسعه نیست
