دماگوژی - دماگوژیسم - عوام فریبی- مردم فریبی
پیروان دماگوژیسم یا «مککارتیسم» (برگرفته از نام سناتور جوزف مککارتی، دماگوگ مشهور آمریکایی در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰) بر این باورند که اکثریت مردم را تودههایی ناآگاه و فاقد قوه تشخیص و ادراک تشکیل میدهند که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی هستند و به راحتی میتوان آنان را بدون نیاز به استدلال و اقامه دلیل، و صرفاً با اتکای به القائات رسانهها و دستگاههای تبلیغاتی متنوع داخلی و خارجی، با شیوههایی بسیار ساده و احساسی فریب داد و در راهی دلخواه با خود همراه کرد.
زمانی که از عوام فریبی ویا مردم فریبی سخن به میان می آید یک اشکال و انحراف بزرگ ایجاد می شود وبا سمت یابی نگاه به حکومت و سیاست مداران نوعی جمود ایجاد می شود که شکستن و رد شدن ازآن ممکن نمی شود زیرا که حکومت چون سخت پوستی در خود جمع می شود و گوینده و شنونده با تمرکز بیش از حد در این که حتما باید با زبان و انتقاد خود بتواند این انقباض را بشکند و سخن خود را به گوش حکومتیان برساند از پرداختن به وجوه دیگر عوام و مردم فریبی باز می ماند و یا غافل می شود
اما اگر بخواهیم در یک اشل گسترده به موضوع عوام فریبی و یا مردم فریبی بپردازیم این رفتار مذموم و فریبنده را در همه جای اجتماع ودر همه امور مربوط به آن مشاهده می کنیم از بازاری تا تولید کننده و از کشاورز تا متخصص صنعتی ویا هر آنکه با استفاده از دانایی خود می تواند مانع از دست یابی مردم وعمومی شدن دانش و آگاهی و کشف حقیقت شود نوعی دماگوژ است و در عمل به عوام فریبی و مرئم فریبی دست می زند
مثلا من فعال فرهنگی اگر بدانم که امروز درد جامعه من درفقدان گرایش و میل به بهره برداری از علم و یا علم گریزی می باشد و به جای پرداختن به اصل نیاز مردم تمام همت خود را صرف باز خوانی پرونده های سیاسی بکنم تا ازاین طریق جایی و موقعیتی را ایجاد کنم که مردم دور من حلقه زنندو همیشه سر خود را به مباحث و مواردی مشغول دارند که ظاهر ورویه ای از مسئله است و ارتباطی با علت و ریشه مسائل ندارد این خود عوام فریبی می باشد
ویا آن سیاست مداری که خود دقیقا می داند جایگاه و موقعیت خود را از محل دور داشتن مردم ازگرویدن به تخصص و مهارت بدست می آورد ومی کوشد تا با اغواگری واز راه تحریک احساسات و هیجانهای جمعی و توسل به عواطف و جوّ حاکم، نوعی تصدیق جمعی نسبت به خود وتوانمندی هایش ایجاد کندبی توجه به این مسئله که او در صدد است که از این همه چه نتیجه ای به بار آورد و یا ملک و ملت را به کجا رهنمون شود عوام فریبی می کند
اما اگرعوام فریبی را در لغت . [ ع َ ف ِ / ف َ ] (حامص مرکب ) عمل عوام فریب . (فرهنگ فارسی معین ). فریفتن عوام . گول زدن عوام بدانیم می توانیم از این تعریف به این و اقعیت برسیم که فرد و یا جریان عوام فریب می کوشد تا آنچه را که خود درست می داند آنهم با این یقین که می داند درست نیست به مردم با باورهای علمی واعتقادی ضعیفتر
القاء کند تا از این نمط بهره های فردی و گروهی ببرد اگر با این دیدگاه به موضوع نگاه کنیم خودعوام فریب را هم می توان فریب خورده و یا خود فریب بنامیم زیرا که او با این آگاهی که راهش درست نیست و یا اگردرآن راه بکار و فعالیت بپردازد محصولات روشنی نصیب کسانی که امید به او بسته اند نخواهد شد باز به تکرار و تاکید مردم را به همراهی با خود فرا می خواند در اصل دارد خودش را فریب می دهد زیرا که عدم تحقق محصولات روشن همان اندازه که زندگی مردم را در گیر با مشکل می کند به همان اندازه بر سر و زندگی مسئولان هم سایه می اندازد برای مثال فرماندار و یا نماینده ای که توان انجام کاری و بجا آوردن مسئولیتی را نداشته است اما با عوام فریبی مردم را وا داشته تا به او رای بدهند و یا از او حایت کنند به همان اندازه که نا کارآمدیش مردم را در تنگنا قرار می دهد زندگی او نیز تحت تاثیر شکست ها و ناکامی هایی قرار خواهد گرفت که محصول ناتوانی های اوست
در اینجا لازم است که به نحله بسیار مهمی ازعوام فریبی که فکر می کنم بیشترین ضربات و تخریب ها را باعث می شود اشاره بنمایم و آن اینکه ما بیشترین صدمات را از محل دور ماندن مردم از دانایان متحمل می شویم پس هرآنکه دانسته ونادانسته بخواهد وجهه دانایان و آگاهان قوم را در میان مردم تخریب کند به نوعی که مردم دیگر نتوانند به آنها اطمینان و اعتماد کنند این نوع از مردم فریبی را می توان بزرگترین و مخربترین نوع از مردم فریبی تلقی کرد که متاسفانه در مملکت ما و در شهرهای ما بیشتر به چشم می آیدزیرا که همه از مسئولان گرفته تا معتمدانی که چندان آشنایی با علم وراه های علمی حل مشکلات ندارند به چنین عوام فریبی دست می زنند و بیشترین تخریب ها را متوجه دانایان و حذف آنها از گردونه تصمیم سازی و تصمیم گیری می کنند
ویا به عبارتی فردی که خود می داند از سوی دانایان متعهد به منافع جمعی و عامل به حمایت از حقوق واقعی مردم صدمه ای به مردم وارد نمی شود و مردم برای گذر از شرایط سخت باید به این بخش از جامعه مراجعه و تاسی جویند تا کمتر در معرض صدمه و خسارت واقع شوند اما با این دانایی تمام تلاش خود را بکار می گیرد تا با ملوس نمودن جایگاه دانایان و دور ساختن مردمان از آنان اهداف خود را دنبال کند و یا به نوعی مردم را بدون دانایان راهی راه های سخت کند این فرد و این جریان بزرگترین و خطرناکترین مردم فریبان می باشند
به اجمال آنکه مردم فریبی چه از سوی دستگاه سیاسی باشد و چه از سوی خود مردمان و به نوعی نخبه و روشنفکر نمایان صورت گیرد عارضه ای می باشد که باعث ناتوانی جامعه در پیگیری و پرداختن به اهداف خود می شود وآن را از رقابت با همسانان خود دور و محروم می گرداند
