دوستان در این سلسله از مباحث علل زیر را باعث و بانی عدم پرداختن به راهی مستقیم و رو به جلو دانستیم
1- تن دادن به چرخیدن به دور خود
2- مشغول شدن به مادیات ونپرداختن به جایگاه و ارزش واقعی خود
3- ترس ما از بزرگ و شاخص شدن دیگران
44- ما در پارادوکس آدم زنده و کیل نمی خواهد اما چون امور پیچیده و مستمر شده اند به وکیل محتاج شده است گرفتار شده ایم!!!
5- سرمایه و یا سرمایه های اجتماعی چیست وکارکردهای آن کدامست؟
ودراین شماره از مطلب قصد برآن دارم که موضوعی را مطرح سازم که سعدی بزرگ در خصوص آن فرموده اند که
ای دیر نشسته وقت آنست که جای
یک چند به نوخاستگان پردازی
یعنی تصمیم های ما قبلا گرفته شده است در حالی که زمان متغییر است ومدیریت خاص خود را می طلبد
بی گمان با نگاهی سطحی به این بیت مثنوی آغاز می شود که برای تنها ورود در آن باید هفتاد من کاغذ مصرف شود تازه اگر کسانی نخواهند با برداشت های شخصی ورود کننده را متهم به هزاران انگ و رنگ بکنند
زیرا که اگر غربی بر دمکراسی تاکید می کند و شرقی چون ژاپنی تعهد اخلاقی بر به روز کردن دانش تحت هر عنوانی را (مدیریت مشارکتی و یا خطی )بکار می برد تا فرزند زمان خود باشد ازبرای آن است که دانسته و تجربه کرده است که با تثبیت در حال و تکیه بر گذشته نمی توان مدیریت علم را بدست گرفت واز طریق آن برای هر شرایطی و برخورد و مواجه با هر تهدیدی راه کارهای منطبق بر هزینه به فایده را تهیه و مورد استفاده قرار داد
حال اجازه بدهید تا با ورود در بحث دمکراسی و مدیریت مشارکتی دنبال یافتن نشانه هایی از تاکیدی باشیم که سعدی برآن تکیه کرده است
همانگونه که می دانیم در دمکراسی با اسقرار یافتن نظام اجتماعی بر رای افرادی که در سن تمیز بین حق و باطلند این امکان فراهم می شود که هممه نسل ها در شکل دهی به روند رفتارهای حاکمیتی نقش بازی کنند ویا به عبارتی مدبران و مدیران نظام فکری مبتنی بر دمکراسی با تهیه شاکله و ساختاری مبتنی بر مشارکت همگان چه در کاندیدا توری و چه دررای دادن این امکان را بوجود آورده اند که همه مشمولان مشارکت در تصمیم گیری بتوانند مطابق با میزان دانش و تجربه خود در انتخاب هدف و حرکت برای تحقق آن تاثیر داشته باشند
گفتم تاثیرونه حضور زیرا که در بسیاری از نقاط جهان اگر چه که انتخاب هدف و روش های دنبال گیری آن با رای معین می شود اما در بسیاری ازآنها هدف وروش ها بسیار قبل از انتخابات معین گردیده و افراد با رای تنها حضور می یابند که به اهداف و روش ها مشروعیت ببخشندوازاین روست که می بینیم جامعه از نظر نرخ دست یابی به دانش روزآمد می تواند خود را سینه به سینه یا رقبای خود نشان بدهد اما چون به تصمیم ها و روش های عملیاتی کردن آنها که اساس فرایند رقابت می باشد توجه می کنیم می بینیم که فاصله بسیارمعنا داری میان اهداف و تصمیم ها با زمان حاضر و شرایط قهری آن وجود دارد
حال اگر به مدیریت مشارکتی با ابزار هایی چون هماهنگی درون بخشی و همکاری بین بخشی مراجعه بنماییم ملاحظه خواهیم کرد که دراین نوع از مدیریت همه نیروهای شاغل در یک مجموعه درگیر در موضوع اتخاذ تصمیم می شوند و با ترکیبی که از میزان دانایی جمع بدست می آید نزدیکترین تصمیم به مقتضیات زمان اتخاذ می شود ویا به عبارتی در چنین سیستمی هیچ ممیزه ای ازشرایط حاکم بدور از توجه و تدبیر واقع نمی شود در حالی که در سیستم میریتی ما که تصمیم های آن قبلا گرفته شده است و مدیر و مجموعه صرفا تلاش می کنند همان تصمیم رابدون کم و کاست ویا کمترین تغییری حتی با توجه به همه تغییرات بوجودآمده در شرایط که می تواند ادامه کارا بلاموضوع کند پی بگیرند و به نتیجه برسانند به انجام برسانند
پس می بینید که دمکراسی و مدیریت مشارکتی به نوعی دنبال تلفیق علم و تجربه اند و با فراهم آوردن فضا این امکان را می دهند که ضعف های علوم گذشته با ورودی های جدید تقویت گردند و علوم جدید نیز خود را در یک فضای کاملاکنترل شده و تحت هدایت آزمایشگاهی در آزمون وخطا بگذارند و ظرفیت های خود را به اثبات برسانند
اما ما با تکیه برارسال فرامین از بالا که با بهره گیری از روش مدیریت کلاسیک اعمال می گردد حتی اگر در اثنای کار نیز متوجه غلط بودن تصمیم شویم و بخواهیم به اصلاح آن اقدام کنیم با مشکلاتی مواجه خواهیم شد که
11- تا بازگرداندن تصمیم و در خواست باز نگری واصلاح زمان را از دست خواهیم داد که اگر به این موضوع مقاومت مدیران را اضافه کنیم خود حکایت ازاین خواهد داشت که اساسا یا تغییری صورت نخواهد گرفت و یا اینکه تغییر زمانی محقق خواهد شد که وقتی برای اعمال باقی نخواهد ماند
22- چون قرابتی بین شرایط ،زمان ونیازهای جامعه با تصمیم های اتخاذ شده وجود ندارد ودر بسیاری ازاوقات تصمیم با زمان اگر نه قرابت بلکه مخالفت دارد دست یابی به اهداف نوعی مصداق آب در هاون کوفتن می شود ونه تنها نتیجه ای عاید نمی شود بلکه خود باعث اتلاف در منابع وانگیزه ها می گردد
پس می بینید که ما در جهانی و زمانی زندگی می کنیم که برای همسویی با آن به روش های مورد استفاده درآن تاسی جوییم و با میدان دادن به اندیشه های نو راهی را بجوییم که رو به جلو ومستقیم است واین میسر نمی شود مگرآنکه بپذیریم جوانان تحصیل کرده آموزش داده شده اند تا بکار گرفته شوند ومدیریت کنند واین ممکن نمی شود نگر آنکه کاررا با کنار رفتن و دخالت نکردن بدانها بسپاریم
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: پنجشنبه هفتم بهمن ۱۳۹۵ ساعت: ۳:۲۸ ب.ظ
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ