وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۶ ساعت: ۹:۵۵ ق.ظ

مهارت استفاده دقیق و روشن از فرصت ها 
ما در ترکی مثل بسیار شیرینی داریم که در آن گفته می شود 
گورچینه اوچوردوب بیاه بیاه سسلنر(خدا کند که درست نوشته باشم )
یعنی کبوتر را پر داده و نشسته بیا بیا می گوید 
 واین داستان همیشگی ما مردمان است برای مثال اگر به تاریخ بر گردیم ملاحظه خواهیم نمود که ما با ژاپن در عهده امیرکبیرهمزمانی تحول را تجربه کردیم اما آنها کجا رفتند و ما کجا ماندیم 
 در چرایی گرفتار آمدن براین پاره فرهنگ حرف و سخن فراوان است که مجالی برای پرداختن بدانها نیست و تنها نیاز ما بدین است که کمی به خودمان بیاییم و قدر و ارزش موقعیت های مناسب را زمانی در یابیم که در اختیارمان قرار گرفته است ویا حداقل اگر بعد از گذر حسرت بار فرصت ها متوجه شدیم که موقعیت مناسبی داشته ایم که درآن غفلت نموده ایم به خودمان بر گردیم و تا دیر نشده است راه خسران و صدمات بیشتر را مسدود نماییم هرچند که این امید و انتظار بیهوده است زیرا که ما عادت کرده ایم که اگر فرصتی را و موقعیتی را در نیافتیم تنها به حسرت اکتفاء کنیم و به فرصت های دیگری که ممکن است رخ دهد نیاندیشیم 
 براستی آیا امروز با این همه امکانات رسانه ای و سطح گسترده ای از دانش فنی و تخصصی که توسط مراکزعلمی و پژوهشی دنیا تولید و عمومی می نماید مناسب نیست که کمی به خودمان بیاییم و دست از بازی و سرگرمی برداریم و با جهد و کوشش حداقل زمانی را برای تغییر در خودمان اختصاص دهیم شاید که حرفی برای گفتن و متاعی برای عرضه به پیشگاه تمدن جهانی داشته باشیم و یا اگر آخرتی بود و ازما نیز مطابق با دیگر انسان ها توضیحی در خصوص عمل به مسئولیت ها و فرصت های در اختیار پرسیده شد جوابی داشته باشیم و بگوییم که دانستیم رسالت ووظیفه ما چیست هرچند دیر بود اما کمی تکانی به خودمان دادیم