تاريخ: یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۶ ساعت: ۷:۵۲ ب.ظ
دوستان اگر خاطرشان مستحضر باشد در چند شماره گذشته مبنای کارو نگرش خود را برتعریفی از ثروت ازرابرت کیوساکی (Robert Kiyosaki) نویسنده کتاب مشهور و پرفروش پدر پولدار، پدر فقیر (Rich Dad, Poor Dad) استوارداشتیم که در یک تعریف اعجازآمیزاز ثروت می گفت که
“ثروت یعنی، شما اگر کار نکنید تا کی میتونید دوام بیاورید…“
ودر ادامه کاربا گریزی بر عناصر تشکیل دهنده این تعریف که در سه عنصر،ثروت کار،دوام آوردن(زندگی کردن نه صرف زنده ماندن) نهادینه می گردید بیان داشتیم که کار عبارت از فعالیتی انسانی می باشد که در آن تلاش می شود تا با استفاده از تمام ابزارهای موجود محصولی بدست آید که بتواند با رفع نیاز نکاملی انسان او را به تعالی و مثبت زیستی پیوند زند یعنی هر فعالیتی را نمی توان کار نام نهاد ویا کار و جوه ممیزه ای دارد همانگونه که فعالیت های جانوران پست را که برای زنده ماندن محض صورت می گیرد نمی توان کار نام نهاد
دراینجا لازم می نماید که به موضوعی به نام محصول که در عمل عامل اصلی تداوم زندگی انسان است بپردازیم زیرا که محصول در عمل نوعی معرف و یا برند انسان و تمدن منتسب به او شناخته می شود و جامعه ای که محصولی تولید نکند و یا تولیدی نشانه حرکت و درستی فعالیت های او عرضه ندارد مسلما نمی توان آن فرد و یا جامعه را جامعه انسانی نام نهاد
حال با این مقدمه اجازه بدهید به سطح جامعه برویم و ببینیم که تمدن به عنوان یک عارضه طبیعی از مجموع فعالیت های انسانی چه محصولاتی بیرون می دهد که هریک ازآنها می تواند به عنوان علامت و یا برند آن جامعه موجب افتخار آن در میان خیل انسان های دیگر بشود؟
همانگونه که می دانیم تمدن و مظاهر آن بیشتر شامل تولیدات مادی و یا محسوس می شود که دامنه آن از دانش فنی آغاز و به تولیدات باز کننده پای انسان به کرات دیگر منتهی می شود تا جایی که دارندگان چنین ظرفیت هایی را می توان برخورداران از شیر مرغ تا جان آدمیزاد محسوب داشت زیرا که اینان می توانند براحتی در مواجه با طبیعت با بیشترین ره آورد و کمترین خسارت راه خود را پیش ببرند
حال با این توضیح بیایید از خودمان و نوع زندگی که داریم تصویری را ارائه دهیم تا ببینیم که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در نزد ما چه جایگاهی دارد و ما ازاین امتیاز به چه میزان برخورداریم
اولین حوزه ای که می توانیم در آماده سازی بوم نقاشی مورد عنایت قرار دهیم این نکته است که ما در برخورد با طبیعت که مادر همه حیات است چه تصوری داریم و آیا معتقدیم که می باید از این حیاتی ترین بخش زندگی مراقبت کنیم و یا اینکه تصوری فرای این نگاه داریم و کمترین بها را به طبیعت می دهیم ؟
مسلم است که در پاسخ به این سئوال هیچ جای روشن و امیدوار کننده ای در افق دید ما وجود ندارد زیرا که همه ما از عامی و عالی مغول وار به جان طبیعت افتاده ایم و آن را به تاراج داده ایم تا جایی که برای دستمالی قیصریه ای را به آتش می کشیم و تنها برای پر کردن شکم آزمندمان راضی می شویم که منابع مورد نیاز حتی آیندگان را به سادگی به نابودی بکشیم
برای مثال به حوزه نفت این ماده حیاتی امروز بشر توجه کنید وبه این سئوال پاسخ دهید که آیا سزاوار است که نفت را بصورت خام و بدون فراوری بفروشیم وبه جای آن از چین اسباب بازی و از جاهای دیگر و سایل تزیینی وارد کنیم
ویا نفت را به ارزان ترین قیمت بفروشیم وبه جای آن محصولات فراوری شده را با صدها برابر قیمت نفت فروخته شده وارد نماییم
ویا معادن بکر و دست نخورده را برایگان در اختیار افرادی قرار دهیم که نه دانش لازمه و نه تکنولوژی مورد نیاز برای بهره برداری را در اختیار دارند و آنگاه آنها را وادار نماییم که تا می توانند استخراج کنند و صادر نمایند ومیالغ حاصل ازآن را به خرید محصولاتی اختصاص دهیم که مشابه و یا حتی بهتر ازآنها را امکان تولید در داخل کشور داریم
عزیزان باید به این نکته توجه داشته باشند که تمدن محصول نگرش اندیشمندانه انسان به تامین نیازهای اولی بوده آنهم در شرایطی بسیار عالمانه و اصولی که تا حدودی نمایه هایی ازآن را در ممالک توسعه یافته ملاحظه می کنیم همان محصولاتی که پای انسان را به کرات دیگر باز نموده کراتی که در آنجا دیگر نه مرزی وجود دارد تا مالکیت ملتی مانع از بهره برداری از منابع آنها شود ونه امکان آن هست که برداشت از منابع بتواند تحت تاثیر قواعد جهانی باشد
براستی اگر از من و شما بخواهند که محصولات حاصل از نقش پذیری ما درتمدن جهانی را برشماریم چه محصولی را می توانیم علامت و برند خودمان مطرح کنیم ؟
