در شماره گذشته مطلب با استناد به این نکته که همه موفقیت و یا شکست دولت را نباید در موضوع سیاست ها و برنامه های کلان حلاصه کرد وباید دراین خصوص به عملکرد عناصر مرتبط با دولت در بدنه آن مخصوصا در استانداری ها و فرمانداری ها و هریک ازمدیریت های واحدهای اجرایی توجه داشت گفتم که اگر چه دولت در کنترل نابسامانی های محصول عملکردی دولت های نهم و دهم موفق عمل نمود و اجازه نداد تا روند رو به اضمحلال ساختار مدیریت اجرایی ادامه یابد امامتاسفانه دولت با تکیه بر مدیران باقی مانده از دولت های نهم و دهم که به نوعی ادامه دهنده تفکرات گذشته بودند نه تنها نتوانست تغییری در روند انفعال دستگاه اجرایی در مواجه با انهدام منابع اعم از مادی و انسانی ایجاد کند بلکه در بسیاری از موارد خود نیز همسو و همراه مدیران مزبور شد
بدنبال درج این مطلب دیالوگی میان من و جناب نعمت الله بیگدلی که یکی از دارندگان توان تحلیل و قلم می باشند برقرار شد که لازم می بینم بدون دخل و تصرف در آن عین مباحث را تقدیم دوستان بدارم تا نتیجه گیری بهترو جامعتری صورت گیرد
بیگدلی
با سلام حقیر معتقد است که در خصوص اقدامات دولت کم لطفی فرموده اید.من هم دولت را عاری از اشکال نمی دانم ولی باید از دولت به اندازه سرمایه واختیارات او توقع داشت .متاسفانه دولت ویرانه ای را تحویل گرفت که اگر پشتیبانی تمام ارکان نظام و اهرم های لازم را داشت آوار بر داری از ویرانه ها به مدت زمان زیادی نیاز داشت ولی متاسفانه نه تنها از پشتیبانی برخوردار نبود بلکه با کارشکنی های زیادی مواجه بود.برای مثال نمی توانست وزرای مورد نظر خود را انتخاب کند و مجبور بود کسانی را انتخاب کند که بتواند در مجلس رای بیاورد و وقتی وزرای خاص ناگزیر و بصورت تحمیلی انتخاب می شود . لذا بسیاری از مدیران نا لایق دولت های قبل بر سر کار ماندند ونه تنها کمک حال دولت بودند بلکه بعضا کارشکنی هم می کردند ولی با این اوضاع و احوال و با وجود کاهش شدید قیمت ومیزان صادرات نفت به عنوان اصلی ترین منبع در آمد دولت با درایت و برنامه ریزی لازم توانست جلو تورم افسار گسیخته را بگیرد که در غیر اینصورت با شیب ایجاد شده می رفت که کشور را در آستانه ورشکستگی کامل مثل ونزوئلا و...قرار دهد. و مهمتر از آن با اجرای برجام برای اولین بار در تاریخ جهان از زیر تیغ شورای امنیت نجات داد .ونتیجه آن را می توان با مقایسه وضعیت تحویلی با وضعیت فعلی بطور ملموس حس نمود. مضاف بر آن باید بر اساس وجدان قضاوت کرد که آیا کدام یک از کاندیدا های مطرح از نظر توان مدیریت و اجرائی با دولت فعلی با تمام کاستیها و نواقصش قابل مقایسه می باشند؟
ج - من
جناب بیگدلی بزرگوار ببینید قرار نیست که ما نا کارآمدی ها را نادیده بگیریم به عنوان مثال در تمام دنیا انتخابات با محوریت سه احتمال شکل می گیرد 1- دولت فعلی خوب و رضایت بخش است و ما در انتخاب به ادامه راه رای می دهیم 2- دولت فعلی را قابل اصلاح می دانیم با رای مجدد خواهان ادامه راه و اعمال اصلاحات لازم می شویم 3- دولت فعلی را نا کار آمد دانسته و با رای خود به تغییر آن رای می دهیم مسلم است که اگر بخواهیم با این سه احتمال به موضوع نگاه کنیم در هر و ضعیتی باید بینه های روشنی ارائه بدهیم تا یقین حاصل شود که آنچه می کنیم درست است شما بینه های خودتان را در مورد سئوال های ارائه شده توضیح دهید
بیگدلی
حق با شماست باید نا کارآمدی را مد نظر داشت ولی باید توجه داشت که این نا کارآمدی ها ریشه ای بوده و مخصوص این دولت نبوده است و برای حل آن ها اختیارات تام واهرم های لازم مورد نیاز است که متاسفانه نیاز به همکاری تمام ارکان نظام دارد و صرفا" برای دولت تنها امکان پذیر نیست
جواب من
جناب بیگدلی بزرگوار من با ناهماهنگی های بین بخشی دراین بحث کاری ندارم تلاشم به این است که به ناهماهنگی های درون بخشی توجه کنیم چون همه سرنوشت ما در گرو پیدایش و استمرار هماهنگی های مورد اشاره می باشد
برای مثال به نوع فعالیت های استانداری و فرمانداری در استان زنجان و شهرستان ابهر توجه کنید و به نوع اثری که عملکرد این راجع در میزان نارضایتی از دولت دارند بپردازید تا بدانید که همه دولت وتوان او در بالا کشیدن اصلاح طلبان نباید مورد ارزیابی قرار گیرد باید دیده شود که دولت در مدیریت های پایین دستی چه مقدار موفق بوده است
بیگدلیمتاسفانه یکی از اشکالات اساسی دولت در ایران از یکسو عریض و طویل بودن آن و از سوی دیگر بکار گیری نیروهای نا کار آمد در بدنه آن است .که در دولت احمدی نژاد با استخدام نیروهای نا کار آمد جدید(که صرفا" طرفدار او بودند)باعث شده از یک طرف نیروهای وزارت کشور نا کار آمد باشند و از سوی دیگر به منظور اجتناب از گسترده تر و حجیم شدن دولت نتوانند نیروهای توانمند و مدیر را جذب کنند .لذا دولت ناگزیر از استفاده از نیروهای موجود است.و برای حل مشکل نیاز به برنامه دراز مدت است تا بشود بجای نیروهای بازنشسته نیروهای صالح را استخدام کرد.البته اگر به بهانه های مختلفی که نخبگان را مجبور به مهاجرت می کنند کار شکنی صورت نگیرد
جواب من
جناب بیگدلی من به عنوان یک فعال اجتماعی رسانه ای با منعکس نمودن همه کاستی ها به دولت احمدینژاد موافقتی ندارم واز همین روست که می گویم دولتی که معتقد بود دولت قبل ازاو اشتباهات فاحشی داشته است باید در راهی که برای کنترل و مدیریت تبعات این اشتباهات و پیمودن راه بر مبنای نقشه راه خود داشت باید ابزار و اسباب باعث اشتباهات دولت گذشته را از خود دور می داشت چرا به جای این دوری گزینی و یا حداقل منفعل کردن این ابزار ها خود میدان را بدانها دادو یا حتی مدیرانی را بر سر کار آورد که هنری جز حمله به دولت های نهم و دهم هنر دیگری نداشتند مثلا فرماندار سابق ابهر که بسیار اصلاح طلب بود و به نوعی مدیر عالی دولت دراین شهرستان شناخته می شد جز انتقادهای تند و بی گدار از دولت و همکاری با همه مدیران منتخب دولت های نهم و دهم چکار برای شهرستان کرد همین تعارض را چگونه توجیه می کنید؟
بیگدلی
ولی بنده معتقدم که نه تنها هیچ دولتی نمی تواند نه تنها متاثر از دولت قبلی بلکه دولت های قبلی نباشدبلکه وظیفه دولت مستقر استفاده از محاسن دولت های قبلی و اصلاح معایب آنها می باشد و متاسفانه دولت احمدی نژاد نه تنها به این شکل عمل نکرد بلکه با انحلال سازمان برنامه و بودجه و عدم رعایت قانون و اقدامات پوپولیستی موجبات از بین بردن ساختار دولت های قبلی(با تمامی معایبش) شد وبر معایب افزود که رساندن به وضیعیت قبلی نیاز به برنامه ریزی وتلاش معتنابهی داشت.
جواب من
جناب بیگدلی بزرگوار دولت احمدی نژاد دقیقا تحت تاثیر عملکرد منفعلانه دوسال آخر دولت اصلاحات بود همان دوسالی که در آن استاندارانی چون رحمان زاده کمترین عکس العمل را در مقابل مسئولان و مدیران خاطی نشان نمی دادند و راه را برای آنچه که اتفاق افتاد باز وهموار کردند
بیگدلی
پس با این فرمایش حضرتعالی که دولت مستقر نا گزیر تحت تاثیر دولت ماقبل خود است و اگر احمدی نژاد متاثر از دوسال آخر دولت اصلاحات بوده تاثیر دولت روحانی از ۸سال تخریب دولت او به مراتب بیشتر بوده است و قسمت اعظم عدم موفقیت این دولت ناشی از دولت قبل است. لازم به ذکر است که خودم هم شخص رئیس جمهور و دولتش را بی عیب و نقص نمی دانم ولی در مقایسه بین او وکاندیداهای مطرح شده حداقل بد وبدتر می دانم ومطمئنا"اگر کاندیدای بهتر از او را مشاهده کنم بالطبع بر اساس عقل و شرع به او رای می دهم
جواب من
جناب بیگدلی تاریخ سیر الزامی و اجباری از گذشته به آینده و یا تداوم گذشته در آینده است ونمی توان منکر آن بود و بدبختانه این حتمیت درایران ما کمی غلیظ تر است وازاین روست که فکر تولید می شود دغدغه تسری می یابد و نقد و انتقاد جریانی می شود ومن وما اگر امروز حرف می زنیم و انتقاد می کنیم از برای آن است که تجربیات گذشته تکرار نشود و گرنه نبش قبر چندان رفتار معقولی نیست چون آینده بسیار زیبا باید نگریسته شود
ادامه دارد
