مهارت دست ودل بازی در دادن مشورت و طیب خاطر در مشورت گرفتن
ما نه اینکه به مشورت نیاز نداریم و نه اینکه در فرهنگ ما به مشورت گرفتن و مشورت دادن تاکید و اصرار نشده است بلکه ازاین محل که
1- کسی از ما در امور محوله توضیح نمی خواهد
2- موفقیت و یا شکست به عنوان مولفه های اجتماعی در واگذاری امانت قدرت شناخته نمی شوند
3- برایمان مهم نیست که نظر دیگران در مورد ما چه می باشد
4- اساسا کار را زیاد مهم وجدی نمی گیریم و از راه حل های دم دستی برای حتی مشکلات کلان بهره می بریم
نیازی به این نمی بینیم که نگران نتایج کارمان باشیم و یا ازاین بترسیم که اگر شکست بخوریم و یا نتیجه مناسبی بدست نیاوریم ممکن است که مطرود گردیم
پس اگر مسئولی را می بینید که بی توجه به احتیاجات مردم هر طوری که می خواهد منابع مادی را هزینه می کند
ویا اگر مدیری را می بینید که در جایگاه خدایی می نشیند و بی توجه به عواقب و عقوبت کار خود با هست و نیست مردم قمار دو سر باخت براه می اندازد
ویا در نهایت مسئول و مدیری را می بینید که از مردم دور می شود و بر مردم فخر می فروشد و تکبر به کار ی برد
همه و همه ناشی ازآن است که ما زندگی را یک صحنه امتحان برای تاریخی شدن و نامی به جاودانگی یافتن نمی دانیم و فکر می کنیم که آمده ایم بخوریم و بگردیم و اگر مانعی هم پیش پایمان و اقع شد تا ما را متوجه مسئولیت هایمان بکند بایدآن را به لطایف الحیل نابود سازیم تا مبادا وجدانمان تلنگری بخورد
از برای همین هم هست که شورای شهر و روستایمان محل بازی های کودکانه ای می شود که جز اتلاف در فرصت نتیجه ای بدست نمی دهد و یا نمایندگی در مجلسمان به محفلی تبدیل می شود که در آن سرا از هر چیزی سخنی گفته می شود الی اینکه پرسیده شود که بواقع مردم نماینده را برای انجام کدام کار و برآورده کردن کدام نیاز و آرزو انتخاب کرده اند
ویا اگر تمام مراکز قدرتمان به محلی برای تولید طلب از مردم تبدیل می شود انگار که گویی این مردمند که موظف می باشند تا در خدمت مسئولان باشند ناشی ازآن است که هنوز در این مملکت ولی نعمتی مردم جا نیفتاده است چون نه کار جمعی شده است و نه نرخ تولید فکر و نگاه به مراکز مولد فکر جدی و سازمان یافته گردیده است و گرنه اگر چنین امکانی بوجود می آمد مسئولان و حتی خود مردم نیازمندی به گرفتن مشورت را جدی تر از گذشته درک و دریافت می کردند و بازار مشورت دادن و مشورت گرفتن به حال وروز بازار تجارت و اقتصادمان در نمی آمد
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۶ ساعت: ۵:۴۳ ب.ظ
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ