تاريخ: جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت: ۶:۳۷ ب.ظ
کدام منطق و یا حق اجازه می دهد که من به هر کسی که دلم خواست ویا خوشم نیامد و یا باور های او را بر نتافتم بتازم ؟!!!
..................................................
به من گفته اند توهین نکنم
به من گفته اند تهمت نزنم
به من گفته اند غیبت نکنم
به من گفته اند آبروی مومنی را نریزم
به من گفته اند از جاده انصاف و مروت حتی نسبت به دشمنان هم خارج نشوم
به من گفته اند محض از میدان بدر کردن رقیب به هر ترفند و حیله ای دست نزنم
به من گفته اند که اگر حرفی ندارم سکوت کنم و نخواهم که با درهم ریختن مرزها خودم را غالب نشان دهم
به من گفته اند که همه آنان که در یک موقعیت جغرافیایی مستقل تحت عنوان کشور زندگی می کنند حق و حرمت دارند و درست نیست که برای باز کردن جا برای خودم دیگران را با توهین حذف کنم
به من گفته اند که آن دنیا باید پاسخ گوی همه از حد گذشتن ها و زیر پا گذاردن حرمت ها باشم حتی اگر طرف کافر حربی باشد
به من گفته اند ......
اما مثل اینکه من هیچ یک از این گفته ها را نشنیده ام ویا اگرهم شنیده ام ککم نمی گزد که من مخاطب این سخنان بوده ام و ازاین روی است که تا می توانم درهمه اقسام آنچه که توصیه شده بودم تا از آنها دوری کنم چهار نعل می تازم تا گوی سبقت را از دیگران بربایم آن هم برای اینکه گفته شود که من همان کسی هستم که می توانم و همان کسی هستم که باکی از چیزی و کسی ندارم بی توجه به آن که من با همین کارهایم دارم آبرو و اعتبار خودم را چوب حراج می زنم
براستی کسی که برای مطرح ساختن خودش هر کسی را با هر بهانه ای می کوبد و در نزد دوستان و همپالگی های خودش می خرامد که دیدید من بودم که شاخ غول را شکستم و یا من بودم که توانستم فلانی را به زانو در آورم آیا می داند که اگر همان دو ستان او عقل داشته باشند با همین حکایت می فهمند که او قابل اعتماد نیست و دور نخواهد بود روزی که لبه تیز تیغ تخریب و توهین او سمت آنها گرفته شود و همان بلایی حادث شود که آنها حدوث آن را در خصوص دیگران با دوست نادانشان جشن گرفته بودند
حال اجازه بدهید از سمت دیگری به موضوع تخریب و توهین نگاه کنیم
همانگونه که می دانید سگ به سویی پارس می کند که ازآن سمت احساس وحشت و ترس می کند ویا آدم ها به کسانی توهین می کنند که او را نمی توانند تحمل کنند ویا بزرگیش را بر بتابند
پس تخریب و توهین ازاین بابت صورت می گیرد که بزرگی را پایین بکشند و یا ترس و واهمه خود را نسبت به او در لفافه فحش و تخریب بیان دارند وگرنه کسی به تابوت مرده لگد نمی زند
خوب زمانی که بزرگی با چون تخریب و بد دهانی توهین کننده تخریب می شود مقصود ازاین کارآن است که با خالی شدن میدان و بی صاحب ماندن جایگاه ها هربی سر و پایی خود را معرکه گردان و دارنده فکر و توان اندیشه بنامد و نتیجه این می شود که
1- قحط الرجال رخ می دهد زیرا که
هیچ آدم عاقلی در جایی که سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند وارد نمی شود تا آبرو واعتبار خود را ملعبه خناثی ناجوانمردانی کند که به بهای آب دهان بزی بهشتی را لجن مال می نمایند
2- فکر تولید نمی شود و اندیشه عرضه نمی گردد
زیرا که با عمومی شدن توهین و میدان داری توهین کننده همه تلاش می کنند که خود را از گزند دور دارند و تلاششان صرف این می شود که به نقل مجلس تبدیل نگردندتا جایی که اگر حرفی هم برای گفتن داشته باشند لام تا کام سخن نمی گویند تا مبادا به تیر زهرآگین بددهانان هدف نشوند
3- همه سرمایه ها نابود می شوند
مسلم است که با تسلط سکوت،میدان داری بی خرد ودر نهایت عدم تولید فکر امور سر گردان می مانند و یا به کسانی سپرده می شوند که پوستی به ضخامت کردگدن دارند و یا برای دست یافتن به منافعی پی هر چیزی را به تنشان می مالند
ودر نهایت شرایطی پیش می آید که ما در آن گرفتار شده ایم شرایطی که تحت عنوان تبلیغات انتخاباتی هر کسی هر اتهام و بد نامی را به دیگر رقبا نثار می سازد و اسمش را حمایت از کاندیدای مورد حمایت خود قرار می دهد
هر کاندیدایی برای رسیدن به رای هر منتقد و مواخذگری را با استفاده از فشار همراهان خود با انگ و رنگ به سکوت و امی دارد
ودر نهایت اینکه انتخابات برگزار می شود و در پایان آن همه داشته های انسانی شهر و کشور در زیرلگد ستورانی که تنها توانشان تخریب است لگد کوب می شود وازاین روست که در پس انتخابات دیگر رمقی برای پیگیری انتظارات و مطالبات باقی نمی ماند و چند سال طول می کشد تا انگیزه دانایان و خرد ورزان برای ورود مجدد باز سازی شود
اما اگر بخواهم سخن را به تمام گویم در این میان کسانی هستند که بهانه آنها انتخاب و یا حمله به کاندیداها نیست اینان در هر زمانی کارخودشان را می کنند بدون آنکه به این نکته توجه داشته باشند که مگر در شهر مثلا صد هزار نفری ابهر چند نفر وجود دارند که با همه گرفتاری های موجود مجال و جرات آن را به خودشان می دهند که وارد در قضایای اجتماعی و سیاسی شوند و گامی در جهت آگاهی بخشی به مردمان بردارند من مطمئنم که تعداد چنین افرادی به تعداد انگشتان انسان نمی رسد ودقیقا همان افرادی می شوند که شما آنها را تخریب و از میادین فکری و عملی فراری می دهید
براستی آیا از خودتان پرسیده اید که اگر این افراد را با عناوینی چون بی دین،روستایی، بی سواد،فرصت طلب و ....از عرصه های اجتماعی دور گردانید میدان دقیقا به افرادی سپرده خواهد شد که بی دین و...بوده اند
دوست من کمی به خودت و رفتاری که داری متمرکز شو وباور کن که با حذف همه آگاهان آنهم با هتاکی کسی میدان به تو نخواهد داد زیرا آنان که در زیر علم توهین و تهمت و حذف به هر بهانه ای رشد می کنند دقیقا تو را می شناسند و از تو دوری می کنند
