عمری است که تیر زهر را آماجم
بر تارک افلاس و فلاکت، تاجم
یک شمه ز مفلسی اگر شرح دهم
چندان که خدا غنی است، من محتاجم
به یقین هریک از ما چون به خود باز گردیم و یا با خود خلوتی داشته باشیم متوجه این واقعیت می شویم که جز درد و رنج چیزی حاصلمان نشده است و جز نیاز و احتیاج چیزی وجودمان را پر ننموده است
براستی چرا به چنین شرایطی گرفتار آمده ایم و چرا دمی به آسایش نمی گراییم تا در آن دم بدانیم که می شود بدون نیاز و اجتیاج هم زندگی کرد؟
در پاسخ به این سئوال باید به نکاتی توجه داشت نکاتی که فکر می کنم تنها از محل بی توجهی بدانها بدین موقعیت (حس دردمندی و احتیاج مستمر)گرفتار آمده ایم
1- ما بصورت همیشگی مزاحم همیم
درست است که در دین ما از مفاهیمی چون برادران همدیگر برای نوع ارتباطی که باید باه داشته باشیم ویا برابری که در برخورداری از منابع برسیم استفاده می شود اما در عمل ما این مفاهیم را برای خالی نبودن عریضه استفاده می کنیم و آنجا که پای منفعتی پیش بیاید بیش از هرمهاجمی حالت تهاجمی می گیریم حتی اگر آنکه می خواهیم در حقوقش تجاوز داشته باشیم برادر نه دینی بلکه نسبی خودمان باشد
2- فکر می کنیم آنکه زد و برد زرنگ است
در همه دنیا زرنگی را با این مفهوم بکار می برند که نه تنها فرد مخالف دست برد در منافع دیگران باشد بلکه خود نیز اجازه ندهد تا کسی در منافع او دست ببرد یا از او نردبانی برای مصادره منافع دیگران بسازد این در حالیست که ما زرنگی را مصادف با این تصور و تلقی می کنیم که اگر خودمان توانستیم که منفعتی را مال خود کنیم دراین کار نباید تردید نماییم و اگر هم نتوانستیم با آنانی که می توانند همراهی کنیم حتی اگر منفعتی برای خودمان هم نداشته باشد
واین دو وضعیت ویا خصیصه ازآنجا در ما نهادینه تاریخی شده است که هرکسی آمده و در مصدر امور ما قرار گرفته منافع را به گونه ای تعریف و تفسیر کرده است که در آن جای پایی برای منفعت جویان مقرب وجود داشته باشد ویا به نوعی هر کس در مقام الگو واقع شده در عمل دست به چپاولی زده است که سرمشق عموم شده است ویا به نوعی به زیردستان یاد داده است که تا و قت دارید چپاول کنید که اگر نکنید به دشمن خواهد ماند
وازاین روست که ما به میزان بی نیازی خداوند نه نیازمند به او بلکه نیازمندبه چشم پوشی او از گناه هان خود هستیم نیازی که مطمئنا محقق نخواهد شد و روزی روزگاری دست تعدی ما به منافع عمومی به بدترین و جهی قطع خواهد شد همانگونه که گذشتگان چنین وضعیتی را تجربه کرده اند اما ما که چشم عبرت بین نداریم غافلانه از کنار آن رد شده ایم
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت: ۶:۴۲ ب.ظ
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ