تاريخ: سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ ساعت: ۱۲:۴۶ ب.ظ
در خانهٔ کعبه، دل به دست آوردم
دل بردم و گبر و بتپرست آوردم
زنار ز مار سر زلفش بستم
در قبلهٔ اسلام، شکست آوردم
نه اینکه دل بردن و عشق و رزیدن بد و مطرود باشد و یا دست در گیسوان دلبر بردن عمل نکوهیده ای شناخته شود بلکه ازدیر بازگفته شده است که
هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد(هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد غزلیات حافظ)
یعنی آنکه به کعبه می رود و یا مدعی دین داری و اطاعت ازخداوند می شود باید در صحن علنی و منظر عمومی مواظب باشد که اعمال و افکارشتیشه به ریشه اسلام نزند
برای مثال آنکه به لباس روحانیت ملبس است و یا آنکه شهره به آفاق شده است در حمایت و اطاعت ازاسلام نباید اعمالش نشانگر آن باشد که او اگرچه که مدعی است اما در عمل دل به عروس هزار داماد دنیا دارد
بلی آنکه علامتی ازعشق و دلداگی دلدارهزار رنگی به نام دنیا به کمر خویش می یندد و با هر عمل و حرفش خود را ازصف مقدسان و مصلحان دور می کند در عمل کعبه خاصی برای سر ساییدن و عبادت کردن غیر از کعبه حق انتخاب کرده است و مردم به سادگی این تفاوت در ایستادن و نگاه کردن را(چون مخالف با سمت ایستادن و نگاه کردن آنهاست ) در می یابند ومی دانند که او مرا و مشی دیگری را بر گزیده است اما اگر آن را به زبان و علنی بیان نمی کنند بخاطر آن است که می دانند گفتن و یا نگفتن آنها در حال وروز چنین آدمی تفاوتی نمی کند زیرا که او ازحق بر گشته است و ازحق مداران دور شده است
