تاريخ: دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت: ۱۲:۳۰ ب.ظ
دوستان اگر خاطر شریفشان مسبوق به سابقه باشد در سه شماره گذشته مطلب به بحث وبررسی در خصوص تفاوت های موجود میان ما وجوامع توسعه یافته دراین عرصه اقدام کردیم که عبارت بود از
۱ –تفاوت دردنبال کردن حقوق برسميت شناخته شده دردمکراسی
و گفتیم که اگر انتخابات را یک حق فردی و گروهی تصور کنیم که می باید جامعه با کمک به تحقق آن زمینه های بر پایی دمکراسی را فراهم کند ما بدلایلی این حق را مطابق با شیوه های معمول و تعریف شده در دمکراسی پی نمی گیریم و یا برای تحققش تلاش نمی کنیم
اما ازاین شماره می خواهم به تفاوت دیگری میان خودمان وممالک توسعه یافته ورود کنم وبا آنالیز موضوع عنوان بدارم که چرا میان ما و آنها
۲ – تفاوت در نوع نگاه به شکوفايی دموکراسی با تفاوت در نگاه به الزاماتی که از جانب شهروندان باید رعایت شود
وجود دارد و چگونه این تفاوت مانع می شود تا ما بتوانیم انتخابات مقرون به صرفه تر و یا منطقی و علمی تری برگزار کنیم؟
برای دادن پاسخی روشن به این سئوال خود را مکلف می دانم که کمی فضا را حسی تر کنم و با ارائه تصویری روشن ذهن دوستان را به این نکته معطوف دارم که
بهترین راه شکوفایی در هر عمل و درکی می باید بر مبنا ومحور کار نیکوکردن به انجام برسد
اما قبل از ورود دراین بحث لازم است که اشاره ای به کار نیکوکردن با این پرسش بکنم که
الف - کارنیکوکردن چیست و چه کسانی وکدام نوع از تفکری چنین امکانی را فراهم می کنند؟
بدون تردید انسان موجودی برای انجام کار های سخت،مستمر،رو به تعالی وبه نوعی گسترش یابنده می باشد و گرنه اگر قرار باشد که انسان زندگی در حد تامین نیازمندی های سطح اول و یا زیستی محض داشته باشد نمی توان نام او را انسان گذاشت
اما انجام کار با مشخصات
1- سخت وپیچیده
2- مستمر
3- رو به تعالی
4- گسترش یابنده
امری نیست که فرد بتواند آن را از شکم مادر بیاورد ویا شب بخوابد و صبح که چون بیدار می شود خود را علامه بیابد بلکه باید اوبرای بجا آوردن کار با مشخصات فوق تمرین ها و تلاش های با برنامه ای داشته باشد
پس برای انجام کار نیکو ویا هر فعالیت متناسب با شان انسانی وهمراستا با تعریفی که ازاین موجود می شود
1- نیاز به زمین و یا بستری وجود دارد که در آن امکانات و فرصت های مناسب با ظرفیت های انسان ومتناسب با هدفی که باید دنبال کند وجود داشته باشد
2- سیستمی مهیا وپا به یراق وجود داشته باشد که با برنامه ریزی ،اجرا و نظارت بربرنامه هایی که بر مبنای هدف ها تدوین شده است کار آموزش ومهارت یابی انسان را برعهده بگیرد
پس این گونه نیست که تنها بگوییم وابرام داشته باشیم که دمکراسی می باید در هر جامعه ای نهادینه شود تا با واگذاردن کار مردم به خود آنان میزان مسئولیت پذیری وپاسخ گویی را در شخصیت آنها بالا ببریم تا ازاین نمط منابع و فرصت ها دقیقا در مسیر فلسفه خلقت مورد بهره برداری قرار گیرد ودمکراسی شکل بگیرد بلکه باید متوجه این و اقعیت باشیم که دمکراسی بدون وجود زمینه و بستراجتماعی محکم بدست نمی آید بستری که تمام امکانات برای بوجود آمدن و رشد وتوسعه یافتن را در خود داشته باشد ویا حتی نمی توان این بستر را بدون وجود آمادگی های لازم بوجود آورد و ازآن منتفع شد مثلا دمکراسی واراداتی را بر جامعه تزریق کرد
دوستان بحث و ادامه کار تا حدودی مشکل شد زیرا که از یک سو می گوییم که زمینه وبستر باید آماده شود و از سوی دیگر می گوییم که با آماده کردن بستر هم نمی توان به تحقق دمکراسی اطمینان یافت پس چه باید کرد تا بستر ایجاد شده دقیقا محلی برای تمرین دمکراسی شود ؟
ادامه دارد
