وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت: ۹:۵۸ ق.ظ
مهارت موکشیدن از ماست
زمانی که در آموزه های فرهنگ ملی و دینی ما امر نظارت ودخالت حتی تا بدانجا مقام یافته است که خداوند بهبود در زندگی مسلمانان را بر انتخاب و اراده تغییر از سوی آنان استوار ساخته است چرا باید من مسلمان مدعی دارا بودن قدرت مدیریت جهانی نتوانم و یا نخواهم که برای مدیریت منابع و فرصت های موجود در داخل مملکت و یا حتی شهرهای کوچک وبزرگ آن از مهارت موکشیدن از ماست برخوردار باشم ویا ازآن استفاده کنم آنهم تنها بدین خاطر که
1- نظارت کردن ،موکشیدن از ماست و یا به زیر مهمیز نقد بردن هزینه دارد
2- باید به منتخبان فرصت داد تا مهار امور را در دست گیرند و سپس انتقاد نمود
3- منتخبان نمایندگان مردمند وباید به احترام مردم هم که شده آنها را نقد نکرد
4- تا به امروز داستان همین بوده چه اشکالی دارد که بعد ازاین نیز همین گونه ادامه یابد
و .....
براستی آنجا که خداوند همه مردمان را به ابرام بر تغییر فرا می خواند حتی اگر در بهترین حالات باشند وعنوان می دارد که وای به حال مردمانی که امروزشان مثل دیروزشان باشد آیا برازنده نخواهد بود که من وتو که ادعای سکونت در بهترین کشور و تبعیت از بهترین دین را داریم به خود آییم و با برخورداری از ممیزه مو کشیدن از ماست به چرایی ضرورت گرایش به روند بهبود مستمر و با برنامه بپردازیم و از خود بپرسیم که
چرا باید امروزمان بهتر از دیروزمان و فردایمان بهتر از امروزمان باشد
زیرا که تا به این سئوال نتوانیم پاسخ روشنی بدهیم روزها وماهها همی خواهند گذشت و ما همچنان اندرخم یک روز ویا یک ماهمان خواهیم ماند همچنان که تا به امروز مانده ایم
پس برای پاسخ به این ضرورت که باید امروزمان از دیروزمان بهتر باشد وبه قولی فرزند زمانمان بشوییم بیایید اجازه ندهیم که مدیریت زمان به عنوان محورهمه داشته ها و سرمایه ها از دستمان در برود ودر ضمن بحران های عدم مدیریت گرفتار چه کنم وچه کنم بنماید و این دو را تنها می توان با سپردن کار به کاردان ونظارت مستمر و بی امان به انجام رساند
پس بیایید به هیچ بهانه ای کار را به امان خدا نسپاریم و بر همه امورمان تولیت و سرپرستی عالمانه ای اعمال کنیم تا مبادا به دلیل غفلت خسv الدنیا و الاخره نشویم