تاريخ: پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت: ۱۰:۵۴ ق.ظ
مهارت آفرین گفتن و تایید حرفی که گفتنش و برزبان راندنش جرات می خواهد
در تاریخ بشر جرات بیان برخی از حرف ها و یا اتخاذ برخی ازمواضع بوده که راه گزار را باز کرده است وموجب تعالی در فرهنگ و تمدن انسان شده است
برای مثال انبیاء الاهی به عنوان منادیان توحید و عدالت در زمانی آمده اند و بابی از فلاح و رستگاری را به سوی انسان باز کرده اند که در آن موقعیت کسی را یارای ایستادن در مقابل شرایط حاکم بر جامعه ومطالبه تغییر نبوده است (حال این شرایط معلول بی سوادی و نادانی باشد و یا استیلای جریان منفعت طلب که همه موجودیت ها را برای خود می خواسته است)
همچنین باید به خاطر داشت که در تاریخ بشر تنها جوامعی توانسته اند دوام تاریخی بیابند و در روند گزارهای تاریخی موفق در بجا آوردن و ظایف و تحقق رسالت خویش شوند که در آن جوامع
1- حرف و سخن موثر وتاریخی با توجه به همه هزینه هایی که داشته بدون ترس و واهمه گفته شده است
2- سخن گویان مخلص ونترس فراوان روند گزار را با حرف و کلام تاریخی وموثر مورد حمایت داشته اند
3- شنوندگان با حال ومشوق گویندگان و سخن سرایان شجاع را به گفتن ترغیب وهمراهی کرده اند
4- آدم های ترسو و بزدل موجود در جامعه حداقل بوقت گزار سکوت کرده اند و با غوغا و هیاهو مانع از شنیده شدن حرف وکلام ارزشمند نشده اند
و دقیقا در خلاف جهت مورد اشاره جوامعی که در آنها حرف با ارزش ،تاریخی واثر گذار گفته نشده است و یا مخفی داشته شده است ، سخن گویان آشنا بدرد در زمان گفتن ونیاز جامعه دل و دینشان لرزیده است ، کسانی برای تشویق و ترغیب جرات آفرین گفتن به خود نداده اند،و در نهایت توانمندان فکری وکلامی بزدل با هیاهوو تسریع گسترش ترس مانع از شنیده شدن و یا شکل گرفتن جرات شنیدن در نزد مردم شده اند آن جوامع روز بروز سیر قهقراء پیموده اند و حال و روزشان به جایی رسیده است که در آن سخن جز به تملق و چاپلوسی گفته نشده است
در چرایی تسلط قهقراء بر جوامعی که در آنها سخن گویان صداق با تایید مواجه نمی شوند و کلامشان آفرین باران نمی شود باید گفت که سخن فرصت آشنایی با مسائل جدید وفکر کردن بر درستی آن را ایجاد می کند و به هر میزان تعداد این نوع از سخنان افزایش پیدا کند مسلم است که سوژه مناسب برای تامل وتفکر پیدا می شود و افق های جدیدی فراروی فرد وجامعه باز می شود
اما آنجا که حرفی نو و راهگشا گفته نشود وتخلخلی در ارکان ثابت جامعه بوجود نیاید مطمئنا شرایط به همان سان تداوم می یابد که راه افتاده است
پس براستی آیا بهتر نیست که ما نیز این مهارت را در خودمان ایجاد کنیم که اگر کسی را دارای شهامت گفتن و برزبان راندن سخنی نو ووزین یافتیم که رنگ و بوی تازگی می دهد و انگیزه ای ایجاد می کند تا فکر نویی را در ذهن ها ایجاد کند با یک آفرین و مرحبا او را به واضح نمایی مواضعش امیدوار سازیم واگر نمی فهمیم که اوچه می گوید اما اقبال اندیشه وران را با اودر می یابیم و یا می دانیم ومی فهمیم اما ترس ولرز از فهم عمق حرف و کلام تحملمان را نابود می سازد وبه ترس در حد مرگمان می کشاند حداقل سکوت کنیم وبدون هیاهواز کنار موضوع رد شویم تا تعامل در میان گوینده و شنوندگان صادق ایجاد شود زیرا که ما نیز به گزار و عبور موفقیت آمیز ازآن برای تداوم فرهنگ و تمدنمان نیاز داریم
