انسان بی گمان موجود زنده ای می باشد که به تناسب موقعیتی که در آن قرار می گیرد و ارتباطی که با محیط پیرامون خود می یابد مراتبی را از خود بنمایش می گذارد که معلول تاثیری است که از محیط می گیرد و یا تاثیری می باشد که بر محیط می گذارد ویا به عبارتی
انسان و شهر پدیده های زنده وپویایی می باشند که به سادگی می توان جریان زندگی رادر آنها احساس کرد وازاین روی شهری را می توان آباد وتوسعه یافته دانست که در آن شهروندانی با نشاط وخلاق زندگی کنند واز شادابی و تنوع در عملکرد و اقدامات خود شهر را به سوی شادابی و پذیرش و یا علاقه مند به خلاقیت بسازند وبالعکس شهری بی تحرک وکم رونق که از سر وروی آن رخوت،فقر و درماندی می بارد و به روز مرگی مبتلا گردیده محل سکنای شهروندانی افسرده و خموده می شود که در مقابل اجرای طرحهای نوین شهری، حرکت به سوی زیبا سازی و مبلمان شهری، گسترش فضاهای سبز وتفر جگاه ها مقاومت می نماید ویا به نوعی هرگونه شادابی و ابداع و اختراع را از سوی ساکنانش تاب نمی آورد
با همه این تعریف و تصویری که ارائه گردید نباید این یقین را حاصل نمود که شهرزنده وپویا خود به خود زنده وپویا می شود و می تواند شهروندانی شاداب وخلاق را پرورش دهد بلکه چنین شهری محصول شهروندانی می باشد که دارای ویژگی های زیرند
۱۱- با حضور مسئولانه در روند شکل گیری تحولات و تغییرات از حوادث و مشکلات جاری جامعه آگاهی می یابند
۲- با رسیدن به این احساس که بهبود و تعالی سرنوشت جامعه در رهن مشارکت فعال اودر تصمیم سازی ها و تصمیم گیری هاست با تمام توان به اتخاذ بهترین تصمیم ها کمک می نماید
۳۳- با آگاهی به این نکته که مسئولیت های موجود در جامعه باید به نحومطلوب به انجام رسد از مسئولیتی که به اوداده می شود اگرانجام آن را در حد توان خود می بیند استقبال می کند
۴۴- با تاسی به این اصل که همه عناصر اجتماعی اعضای از یک پیکره پویا و زنده اند نسبت به سرنوشت دیگران خود را مسئول نشان می دهد
۵۵- با عنایت به اینکه خود را متاثر از جامعه و اجتماع را متاثر از رفتار خود می داند رفتار و عملکرد خودرا مبتنی بر اصول اخلاقی قرارمی دهد که مورد توافق ووثوق همگان است
۶۶- همانگونه که انتظار دارد تا دیگران در حوزه مسئولیت واختیارات اومدیریتش را پذیرا شوند او نیز نسبت به افراد فرا دست حس تبعیت و پیروی از خود نشان می دهد
۷۷-از آنجا که تعالی را در گروه نظارت و نقد می داند ومتعهد است که در همه امور از قدرت نظارت و انتقاد بهره ببرد اجازه می دهد تا دیگران نیز به اوواختیارات اونظارت و نقد داشته باشند
۸۸- با روند اتخاذ تصمیم های درست که از ترکیب آگاهی به عرصه ومشکل ،گرفتن مشورت از دانایان
و برخورداری از ظرفیت های مطالعاتی و پژوهشی مراکز علمی می باشد تصمیم های خود را عالمانه بنماید واز هر گونه هیجان و سلیقه محوری دوری کند
۹۹ – به عنوان یک عنصر اجتماعی از ساختار قدرت (حکومت ودولت) وعملکردها وکارکردهای آن آشنایی داشته باشد و ارتباط خود را به تناسب آگاهی که دارد ایجاد وتعمیق کند
۱۰۰ – نسبت به آب وخاک و یا گستره جغرافیایی که نام میهن می یابد دارای حس وطن پرستی باشد.
۱۱ – در شرایط ویژه و بحرانی خود را نسبت به پذیرش مسئولیتهای خاص آماده نشان دهد.
۱۲۲- به عنوان یک انسان که عضوی از جامعه جهانی شناخته می شود نسبت به سرنوشت همه انسان ها دارای تعلق خاطر وحس مسئولیت باشد
۱۳۳- خود را حق منزل ندانسته وبا اعتقاد به تکثر گرایی وتنوع دیدگاه انعطاف لازم برای زندگی در کنار حتی آنانی که با اومخالفند را داشته باشد
حال اگر به ویژگی های برشمرده ویژگی های دیگری را که دوستان می توانند به مطلب اضافه بکنند بیافزاییم مشخص می شود که اساسا وجود چنین شهروندانی اگر نگوییم که ممکن نیست بلکه حداقل می توان گفت که نیاز به سیستم نربیتی و تعلیمی بزرگ و گسترده ای وجود دارد که وجود آن نیز در گروه وجود شهری با همه ویژگی های یک شهر زنده وپویا می باشد واین یعنی داستان مرغ و تخم مرغ که برای دست یابی به اولویت وجودی هریک ازآنها باید دهها من تنباکومصرف شود و دست آخر با این سئوال مواجه گردیم که آیا در ابتدا باید شهری پویا و زنده وجود داشته باشد تا امکان وجود شهروندان فعال را فراهم آورد و یا باید شهروندانی با ویژگی های فوق تربیت گردند تا حرکت به سوی شهری زنده وپویا ممکن شود!!!
اما چیزی که مهم است و باید بدان توجه شود این است که برای داشتن زندگی در شان انسانی باید چنین شهری وجود داشته باشد و برای هدایت امور مردم باید کار و مدیریت حوزه های شهری را به انسان هایی با ویژگی های فوق واگذارد واگر این باید محقق نشود نمی توان زندگی در اشل زندگی انسانی داشت
برای تحقق چنین بایدی است که ادیان الاهی و در راس آنها اسلام برای شهر و شهروندان حقوق متقابلی را مدون ساخته اند که در یک ارتباط متقابل می توان آنها را حقوق ووظایف متقابل شناخت که امید است در سلسله مقالاتی وآنهم با حمایت وهمراهی دوستان به این مهم بپردازم
درباره من

«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
"شیخ بهایی"
موضوعات
آرشيو
تاريخ: یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ ساعت: ۱۲:۳۱ ب.ظ
تازه ترين مطالب
لينک هاي روزانه
لينک هاي مفيد
ابزارک هاي وبلاگ