بد نیست که آدمی دارای دکترین باشد و یا مجموعه ای چون ندای ابهر خود را به دکترین مزین نماید اما مناسبتر آن است که فرد و یا مجموعه مزبور ابتدا بداند که دکترین باید چه قابلیت هایی را داشته باشد و سپس خود را با آن قابلیت ها منطیق نماید و اگر ظرفیت و توان به جا آوردن یا به نمایش گذاردن قابلیت های مورد نظررا نداشت از خیر آن بگذرد تا افرادی که محتاج دعای خیر می باشند التماس دعای خود را متوجه کانون و افراد دیگری نمایند تا مبادا با متوسل شدن به موجودیتی که نه تنها معجزه نمی کند بلکه اگر التماس کننده دعا کمی غفلت نماید ویا فرصت مناسبی دست مدعی صاحب کرامت بیافتد ممکن است که باعث کوری شود فرصت و یا عمری که امانت خداوند شمرده می شود به بطالت نگذراندبرای خالی نبودن عریضه موضوعی تاریخی را مطرح می سازم تا بلکه در میانه میدان بحث علمی خشک تلطیف خاطری بشود
می گویند در حکومت امویان که حاکمان ازمیزان علاقه مندی و اعتقاد شیعه به مولا علی(ع) دچار ناراحتی بودند تصمیم می گیرند که با استفاده از ترفندی بلکه خودشان را هم مقدس و صاحب کرامت نشان دهند براین اساس طبق برنامه دستور می دهندکه فردی مدتی را با تمارض به از دست دادن بینانی وبا بستن چشم های خود در بین مردم بگردد واز آنها برای برطرف شدن بیماری خود استمداد بطلبد و چون مردم کاملا یقین نمودند که او کور شده به پیشنهاد تعدادی به حرم امام مراجعه نماید و با این عنوان که معجزه ای صورت نگرفته از آنجا خارج و سپس به محل دفن معاویه و یا ابو سفیان برود و در آنجا با عنوان این نکته که بینایی خود را بدست آورده شروع به قیل و داد و متوجه نمودن مردم نماید و چنین طرحی پیاده می شود و چون به سر قبر معاویه می رسد وهمه مردم هدایت شده از سوی حکومت را مشتاق و حریص می یابد دستار از روی چشم بر می دارد و با ورد تششع خورشید به چشمی که چندین ماه بسته بوده سلول های بینایی ازبین می رود و فرد کور می شود و مرد که شوکه شده بود به فریاد برمی آید و با افشای مطلب آبروی نداشته نظام اموی را مفتضح می نماید وحکایت ما نیز نباید مصادف با این موضوع شود زیرا که ما هم منتظر آن هستیم که از دکترین ندای ابهر بلکه فرجی شود ولی ممکن است که این دکترین موجبات تباهی در فرصت و امکانات گردد زیرا که در قابلیت دکترین باید ندای ابهر بتواند وضعیت های پیش آمده در شهرستان را توضیح دهد ،وضعیت خود را نسبت به سایر دست اندرکاران عدم تحقق اهداف معین سازدو آنگاه با عنایت به قابلیت هایی که دارد به ایجادتغییر و یا تثبیت موقعیت های مثبت اقدام کند مثلا ما پس از سه سفر ریاست جمهور و هیئت دولت به شهرستان در جریان مصوبات قرار گرفته ایم و متوجه شده ایم که در این سه سفر بیش ازیکصدمصوبه مال ابهربوده است ونظر دولت برآن قرار گرفته بود که با عملیاتی شدن این مصوبات ابهر بتواند خود را با برنامه های پنج ساله و با سهم بردن از پروژه های مورد نظر به نرم های ملی برساند ودر دکترین ندای ابهر هم بایداین نکته وجود داشته باشد که سرنوشت این مصوبات به کجا انجامیده و سهم ابهر از بودجه های اختصاصی این مصوبات صرف چه اموری شده است براستی آیا با ظرفیت هایی که در ندای ابهر و در مدت فعالیت های آن به چشم آمده می توان امیدی به راه انداختن چنین فرآیندی که عمل و فعالیت در آن به دهها کارگروه نیازمند می باشد داشت که مسلم است که جواب سئوال نه می باشد زیرا اگر داشت در این مدت به اندازه چند خط به جای آنکه دهها بار به نماینده بتوپد،از سوراخ بودن سد کینه ورز مطلب منتشرسازد ، شهردار و شورا و ریاست اداره تربیت بدنی را زیرا سئوال ببرد به مسئله مصوبات و نامشخص بودن تکلیف آنها می پرداخت پس با این برداشت منظور ندای ابهر از داشتن دکترین چیست؟ ادامه دارد
