منبع: http://www.shenatweb.ir/
احتمال تغییردر مدیریت مجموعه های اداری واقعیتی می باشد که کسی نمی تواند منکر ضرورت آن شود ویا با اتکاء به توجیه های مختلف در مقابل آن به مقاومت برخیزد. هرچند که تعدادی از افراد چون به قدرت می رسند و باد موافق را در پشت سر خود احساس می نمایندیادشان می رود که اگر ریاست ماندنی بود به آنها نمی رسید و هنوز روسای قبلی برسر کار بودند واین چنین است که استبداد و خودرایی بر عرصه اقتداری که باید قوام آن بر همفکری و مشارکت عمومی استوار شده باشد سایه می افکند و با بیرون بردن روند شکل گیری تصمیم ها از مجرای تجمیع و تبلور تصمیم سازی های عالمانه مردمی شرایطی را فراهم می نماید که در آن اهداف راهبردی و نیروسازی متناسب با روند رو به رشد آگاهی و در نهایت دقت ومراقبت از حرمت امکانات و فرصت هایی که امانتی خدایی شناخته می شوند فراموش می گردد وامور به مسیری هدایت می شود که برای باز گردادن آن به مجرای قانونی و اصلی خودهزینه های متوجه جامعه می شود که می شد با مصرف آنها در جای خود بسیاری از کمبود ها و نارسایی ها را جبران نمود و رفاه را عمومی ساخت.
اما اگر موضوع را از سوی دیگرآن مورد بررسی قرار دهیم ملاحظه خواهیم نمود که وجود دارد شرایطی که در آن کسی را برای مدیریت و تنها با توجه به توصیه ها و تاکیداتی که از سوی کانون های خاص صورت می گیرد برمی گزینند و هنوز چند صباحی از تکیه او بر مسند قدرت نگذشته متوجه می شوند که او نه تنها برای آن کار مناسب نبوده بلکه ادامه مدیریت او می تواند اختلالی را در روند جاری امور ایجادنماید که برای برطرف نمودن آثار ناشی از این روندباید هزینه های فراوانی را به انجام رساند از این روی تلاش می شود که به سرعت و با دست زدن به تغییر این شکاف بوجود آمده بین اهداف و چگونگی انجام وظایف را پر نمایند تا مبادا با غفلت در مقابل تعمیق این شکاف منابع فراوانی به هدر برود.
هرچند که این نوع از اقدامات از سوی هرکسی و یا جریانی صورت گرفته باشد قابل دفاع و شکر گذاری می باشد اما چیزی که باید روی آن حساسیت به خرج داد و با وانمایی زوایای پنهان آن خطرات و صدمات ناشی از آن را به تحلیل نشست این است که مگر آنانکه در ابتدا برای انتخاب و بر اریکه قدرت تکیه دادن فردمزبور تلاش می نمودند و در این راه به مشورت با صاحبان فکر و نظر آنان ارزش و بهایی نمی دادند نمی دانستند که در فرهنگ فلکولوریک ما مثلی با مضامینی چون گاو نر و مرد کهن تبیین کننده راهیست که باید بروند وبا توجه به آن نباید به خود این اجازه را بدهند که سرنوشت مردم و شهرستان در یکی از تعیین کننده ترین برهه های تاریخی جامعه دستخوش بازی گردد .
براستی اگر شایعه موجود در بحث تغییر مدیریت ارشد شهرستان که چند صباحیست بر سر زبان ها افتاده درست باشد اقدام به چنین تغییری با توجه به کدام سناریوی فوق کلید خورده است و چه کسی کارگردانی چنین تغییراتی را برعهده دارد مگر امکان دارد که در طی شش سال شش مدیر ارشد تغییر داده شود و آنگاه بتوان این انتظاررا در افق دید قرار داد که شهرستان بتواند همپای سایر مناطق استان و کشور به فعالیت های خود برای دست یابی به جایگاهی شایسته ادامه دهدوبا بر گرفتن حداکثری از موقعیت هایی که در بودجه و اعتبارات استانی و ملی برای آن مقرر گردیده است پا در راهی گذارد که مقصود و منظور آن راه به دست آوردن دانش و مهارت رقابت باسایر مناطق کشور در کمک به مردم و برای رسیدن به رفاه باشد نماینده محترم شهرستان که در انتخاب تعداد قابل ملاحظه ای از این مدیران موثر بوده اند و یا با پافشاری موجبات تغییر برخی را فراهم آورده اند باید امروز که شهرستان تا حدودی به ثبات در مدیریت رسیده و می تواند با شناسایی کمبود ها و نیاز مندی ها ی امروز و فردای خود راه روشنی را در پیش پای مردم بگذارد همت خود را مضاعف نمایند و با دفاع از آنچه که خود باعث آن بوده اند و تا حدودی مورد استقبال مردم نیز واقع شده است ومی تواند در صورت ادامه موجبات تلاش و تحرک بیشتر در مسئولان را فراهم نماید راه را بر معاندان با توسعه شهرستان بربندند و با اطمینان خاطر دادن به مردم که اجازه نخواهند داد سرنوشت شهرستان فدای بازی های سیاسی و انتخاباتی گردد آنها را برای مشارکت حداکثری در انتخابات آماده سازند تا مبادا با مدل های تجربه شده که نتوانسته درستی خود را در روند شکل گیری تصمیم های کلان سیاسی به منصه ظهور برساند شهرستان دچار مخاطره ای شود که محصول مستقیم و روشن آن دور شدن شهرستان از هارمونی ملی برای دست یابی به توسعه خواهد بود.
اما براستی آنانی که توانستند با بهره برداری از حمایت بیدریغ نماینده و کانون های اعمال کننده و القاء کننده تصمیم خود را به جایگاه رفیع ترین موقعیت تصمیم گیری در شهرستان برسانند اگر در انتخاب مشاوران ،مدیران ستادی ودر نهایت اطاق فکرمورد درخواست عموم آگاهان دقت و تلاش می نمودند آیا مجموعه شکل گرفته براثر اهتمام به تولید فکر و بر صدر نشاندن صاحبان فکر امروز این اجازه را به اخلال گران در عرصه های مختلف جامعه می داد که با راه اندازی شایعه بتوانند یاس ناشی ازناپایداری در مدیریت را به سطوح تصمیم ساز جامعه القاء نمایند و یا در صورت درست بودن خبر این فرصت را برای کسانی که می خواهند اهداف خاص حزبی و گروهی خود را درپشت سرچنین تغییراتی پی گیری نمایند ایجادنماید که با برهم زدن ثبات نسبی موجود سرنوشت شهرستان وجریان راه افتاده برای توسعه آن را دچار اما و اگر بکنند براستی توضیح نماینده مردم در این زمینه ها چه می باشد؟
