وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: سه شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت: ۹:۵۵ ب.ظ

در عرصه ارتباطات ما با دو نوع متن رو دررو می باشیم یکی از آنها باادبیات بسته می باشد که در آن مفاهیم کاملا روشن هستند و نوع دیگر همانا نوع باز آن است که هرکسی با توجه به سطح تماس و آگاهی که از موضوع دارد می تواند از مفاهیم و اشارات بکار گرفته شده برداشت های کاملا شخصی استخراج نماید.که در عرصه هنرنمایش ،کمدی نمایندگی امتن بسته را برعهده دارد وطنز نمایندگی متن باز را می نمایاند زیرا که در کمدی بیننده به درستی در می یابد که منظور و مقصود نویسنده و کارگردان نشانه رفتن وبه نوعی به سخره گرفتن کدام مولفه ساختاری در نزد فرد و یا جامعه می باشد ولی در طنز به خاطر پیچیدگی کار و در هم فرو رفتگی گویش ها و اشارات استنتاج از موضوع به صورت طیف نمایان می شود که هرکسی به مقدار آبشخور فکری وذهنیتی که از موضوع دارد می تواند منظور و مقصودی را از آن استخراج نماید برای همین هم هست که نویسندگان وحتی بازیگران عرصه کمیک به سرعت از یاد و خاطره مردم بیرون می روند ولی بازیگران و نویسندگان طنز پرداز با یاد و خاطره مردم گره می خورند و تاریخی می شوند از سوی دیگر باید به خاطر داشت که ورود در حوزه طنز به خاطر تبعاتی که دارد نباید به مصداقی از جوان جویای نام پهلوانی در داستان مولوی تبدیل شود که با عدم تحمل هر ضربه ای از خال کوب بخشی از یال و کوپال شیر را رهامی ساخت بلکه وارد شونده در عرصه نقد باید با به جان خریدن محدودیت ها و فشار هایی که از محل برنتافتن نقد وطنز براو وارد می گردد ارزش و اصالت را بکار دهد تا مبادا با کاستن از شاخ و برگ کار تنها تنه ای از آن باقی بماند که به تنه هر چیزی شباهت داشته باشد الی آن درختی که منظور نظر نویسنده بوده است و یا بشود مصداق ساختمان پزشکان که به هرچیزی شبیه است الی پرداختن به ساختار سر و شکل دهنده به مناسبات موجود در میان مجموعه و یا بخشی از جامعه به نام پزشکان.


براستی سریالی که هر شب و از شبکه سه سیما پخش می شود و در اصل خود را متعهد به ارائه نگاه طنز آمیز به مناسبات موجود در عرصه جامعه پزشکی می داند در طی چند قسمتی که از آن پخش شده است توانسته مخاطبین خود را بشناساند، ادبیات مورد نیاز برای ایجاد ارتباط با مخاطبین خود را بنمایاند،هدف مورد نظر خود را ابلاغ کند،نیازمندی هایی که در جامعه پزشکی وبرای پیدایش تغییر وجود داشته و الزام به تولید و ارائه سریال راضروری می ساخته مورد بررسی قرار دهد و یا با غلطیدن در وادی کمدی آنهم با اتکاء به دیالوگ های طولانی و بی محتوای منشی ،بازی های بی روح و کلیشه ای برخی از بازیگران ودر نهایت ورود و خروج بدون هدف و غیر قابل توجیه گروهی از بازیگران به بابی برای مصرف بودجه و به نوعی پر کردن وقت بینندگان تبدیل شده است.


ایکاش گروه نویسندگان ،بازیگردانان و تهیه کنندگان این سریال قبل از اقدام به آماده سازی مقدمات کار و ورود در عرصه تولید برای خود مشخص می ساختند که هدفشان از تولید این سریال چیست ؟ زیرا در آن صورت می توانستند با جمع آوری اطلاعات و دسته بندی آنها به استخراج مناسبات موجود در بین پزشکان وادبیاتی که آنان برای برقراری ارتباط از آن استفاده می کنند داستان هایی را بنویسند که شباهت هایی با زندگی شخصی پزشکان داشته باشد ویا تم داستان ها را طوری انتخاب نمایند که با رفتار های جامعه ای که اعضاء آن را نخبگان اجتماعی تحت نام پزشکان ایران تشکیل می دهد همخوانی داشته باشد تا با ارائه نمایه های از انحراف بوجود آمده در عرصه عملکرد های این بخش اقدام به پر نمودن شکاف ناشی از آن انحراف در شناسایی اهداف اجتماع و عملکرد پزشکان صورت پذیرد. اما چون چنین اقدامی صورت نگرفته و کار سازمان یافته ای برای مشخص نمودن دلایل بروز ضعف در ساختار این مجموعه شکل نگرفته است!!!


آیا نمی توان با مراجعه به متن یکی از بخش های سریال که در آن فردی موظف شده بود تا دست به تهیه برنامه انتقادی بزند و در آخرکار نتوانست ویا جرات آن را پیدا ننمود که در این کار وارد شود بگوییم که دراصل این گروه می خواسته اند که با صرف هزینه ووقت سریالی باب روز و در نقد و طنز تولید کنند اما چون یا اجازه آن را نیافته اند و یا توان مطالعاتی و تحقیقاتی این کار را نداشته اند کارشان به پیسی برخورده و برای آنکه قافیه را به رقبای کمدی سازی چون گروه زیر آسمان شهر و یا .....نبازند ره به جایی برده اند که در آن تصویر کاملی از موضوع پزشکان بدست نمی دهند وبا سطحی نمودن مناسبات، عامیانه نمودن دیالوگ ها و در نهایت اغفال در ذهن مردم عادی نسبت به پزشکان جفایی را در حق این بخش نخبه از جامعه روا داشته اند که سزاوار این جامعه نمی باشدزیرا که اگر کار با صداقت و هدف ملهم از انصاف و تغییر توام نگردد محصولی جز تخریب و برباد دادن اعتماد و اعتبار برون نخواهد داد و امروز سریال ساختمان پزشکان مصداق بسیار گویای بی صداقتی و تخریب و توهین است که باید در ادامه کار با تغییراتی در فرم و محتوا به باز سازی شخصیت پزشکان اقدام شود و گرنه می توان گفت که گروهی عمدا در صدد آن می باشند که با عوام زده نمودن عرصه فرهنگ ارزش های اجتماعی را به سخره بگیرندواز ارزش بیاندازند