وبلاگ فرهنگی ،اجتماعی ثمر ابهر

خانوادگی ،اجتماعی،ثمرابهر،وبلاگ

درباره من
«عضو مركز توسعه وبلاگ نويسي ديني خراسان جنوبي با كد عضويت 50051»
به نام خدا
کار را با نام خدایی آغاز می کنم که آرامش دهنده دل هاست خدایی که عشق را آفریدوبه انسان یاد داد که دوست بدارد وامیدوارم در راهی که آغاز نموده ام آنچه از دلم بر می آید بر دل های مشتاق به محبت مردم عزیزمان بنشیند زیرا که من هم به محبت تمام مردم نیاز مندم وبرای جلب آن از هیچ کوششی دریغ نمی ورزم
و امادر باره وبلاگ  ثمر ابهر
پیدایش فضای مجازی و کاهش رسانه های سنتی در شهرستان ابهر و بر خورد سلیقه ای اربابان آنها به اجباربرای ایجاد ارتباط با مردم خوب ابهر استفاده از فضای مجازی را انتخاب نمودم که آرزو دارم در بهره گیری از این امکان مناسب اولا به هوای نفسم اجازه جولان ندهم ثانیا تنها برای ارتقاء سطح فرهنگ منطقه فعالیت نمایم و در نهایت اینکه چیزی را بنویسم که مرضای خداوند متعال و صاحبان حق باشد در این راه چون خود را کم توان و نیازمند کمک می دانم از عموم دوستاران فعالیت های فرهنگی در خواست می کنم که مرا در بجا اوردن رسالتی که بر دوش خود احساس می نمایم یاری دهند.

پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن
گه و گه به آسمان ها سر خود فراز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه رفتن
ز مبادی حقیقت گذر از مجاز کردن
به خدا قسم که هرگز ثمرش چنین نباشد
که دل شکسته ای را به سرور شاد کردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن
                         "شیخ بهایی"
نويسنده :حسن اسدی
تاريخ: شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ ساعت: ۱۰:۲۹ ق.ظ

واقعیت انکار ناپذیروجود بحران رو به گسترش دربازارهای امریکا واروپا موقعیت هولناکی را برای جهان ایجاد نموده که اگر در شناسایی ابعاد و تاثیر هایی که این موضوع می تواند بر کلیه تصمیم ها و اقدامات اروپا و امریکا اعمال نماید مورد توجه واقع نشود و برای مواجه و یا دور داشتن منطقه و به خصوص ایران از عملکرد های ماجراجویانه آنها اقدامات عالمانه و هوشمندانه ای صورت نپذیرد مسلم است که آثار وتبعاتی را می تواند متوجه کشور نماید که مدیریت و یا حتی کنترل آنها ممکن است که از دست منطقه خارج باشد و خسارت هایی را بر ساختار های آن وارد کند که برطرف نمودن آنها با بکارگیری دوباره منابع و فرصت های بسیارهم امکان پذیر نباشدپس بر تمام آنانی که به نوعی می توانند در واکاوای رفتار های امریکا و اروپا وعکس العمل های مناسبی که می باید در قبال آنها داشته باشیم به تحققیق و مطالعه بپردازند واجب است تا با پرداختن به موضوع راه کار های عملی را برای رویارویی و به حداقل رساندن تبعات ناشی از رفتار های ماجراجویانه امریکا ارائه نمایند تا مسئولان دستگاه های مختلف تصمیم گیر در ایران بدانند که بهترین راه ممکن برای وارد نشدن در برنامه ها و اهدافی که امریکا بدنبال آن است چه می باشد.

همانگونه که آگاهان درحوزه های اقتصادی میدانند روند رشد صنعتی امریکا و اروپا در طی پانزده سال گذشته نه تنها حالت ثابت و رو به رشدی نداشته بلکه با پیدایش عواملی چون ورود غول های اقتصادی جدیدی چون برزیل ،چین ،هند،کره جنوبی وحتی اندونزی و مالزی که سهم بسیاری از بازار های جهانی را مال خود نموده اند دچار نوسان گردیده است از سوی دیگر روند رو به رشد تنفر و انزجاری که نقاط مختلف جهان را از سیاست های مداخله گرانه امریکا و اروپا در نوردیده اقتصاد (مانع از دست یابی آنها به بازار های وسیع کشور های عقب مانده شده است) و برنامه های توسعه ای غرب را دچار مشکل بزرگ تورم آمیخته با رکود نموده (که در بین معضلات و بیماری های اجتماعی از بدترین و یا به نوعی بدترین بیماری و مشکل شناخته می شود) به نحوی که تنها راه ممکن برای از بین بردن ویا کنترل آن انتقال مشکل به خارج از مرز های جغرافیایی است که در نظام هایی چون امریکا و اروپا این کارعمدتا با جنگ توام می شود همانگونه که در سال های پس از جنگ جهانی دوم و در دوران ریاست جمهوری ترومن و نیکسون چنین رفتار هایی آنهم با استفاده از تئوری های و یژه ای به انجام رسیده و از قضا در همان دوران های رکود پس از جنگ دوم جهانی بسیار هم برای امریکا و اروپا مفید و موثر بوده است و امروز هم اگر در سطح اروپا موجی از اعتراض ها و اعتصاب ها که نوع بسیار مخرب و نگران کننده آن را در انگلستان سیاست مداران اروپایی و امریکایی مشاهده نمودندویا در همین چند روز گذشته دستگاه سیاسی امریکا نوع لجام گسیخته ای از آن را در جریان وال استریت مشاهده نمودآثار و تبعات حاصل از رو به گسترش بودن بحرانی بوده که سیاست مداران امریکا مجبور می باشند که حداقل برای کنترل ابعاد آن در داخل اقدام به انتقال بحران به خارج از مرز های سیاسی خود بکنند که یکی از راه های ممکن راه انداختن جنگ می باشد تا از طریق آن بتوانند از فشار سیاسی بوجود آمده در داخل بکاهند،امکان جذب نیرو های بیکار را فراهم آورند،موقعیت مناسبی برای جذب منابع انباشته مالی با امکان سرمایه گذاری در صنایع نظامی را مهیا سازند و در نهایت آنکه با فراهم آوردن روحیه ای حماسی در بین مردمی که کم کم به واگرایی و اختلاف سوق می یابند بتوانند بحران را تا مدتی تحت مدیریت بگیرند.پس آنانی که فکر می کنند امریکا و اروپا دشمنی ویژه ای با ما دارند و تمام همت و قصدشان این است که ما را نابود سازند تا حدودی اشتباه می کنند زیرا که این دشمنی بین تمامیت خواهان و ملت های مظلوم همیشه بوده ولی شدت و حدت این دشمنی به مسائلی مربوط بوده که دامن گیر خود سیستم سیاسی تمامیت خواهان و آنهم در داخل آن کشور بوده است مثلا اگر ما در دوران اقتدار سیاسی خودمان یعنی زمانی که امپراطوری عظیمی به نام ایران را داشته ایم (ویا همین زمان نادرشاه افشار) و در هر سال آن با جایی و سیستمی در گیر بوده ایم این نه از آن جهت بوده که ما جنگ طلب بوده ایم بلکه شرایط داخلی این فشار را ایجاد می نموده تا به جایی که امکانات و موقعیت خوبی داشته برویم ویا می توانسته با مشغول نمودن نیرو های داخلی فرصتی را به سیاست مداران بدهد تا شاید نابه سامانی ها را مدیریت نمایند تا بتوانند با استفاده از مواهبی که جنگ می تواند برای در قدرت قرار گرفتگان و سیاست پیشگان ناتوان که در داخل با موج های بزرگی از نارضایتی روبرو می باشند داشته باشد به گذر ایام و یا به اصطلاح از این ستون به آن ستون فرج است دست بیابند وامریکا و اروپای امروز مصداق روشن این شرایط می باشند که با توجه به شاخص ها و متغییر هایی که از روند فعالیت ها در داخل این کشور ها بدست می رسد می توانند بسیار خطر ناک باشند بدین منظور سیاست مداران ما باید با دقت تمام متوجه این خطر باشند و برای دور داشتن ما از جنگ که مطلوب دستگاه سیاسی امریکا و اروپا در شرایط حاضر می باشد تمام همت خود را بکار گیرند و هرگز نباید دچار این خطا بشوند که امریکا و یا اروپا نمی توانند خود را در گیر جنگ نمایند و یا برای جنگ آمادگی داشته باشند زیرا که اگر به ریشه یابی جنگ های اول و دوم جهانی دست بزنیم متوجه خواهیم شد که در هر دو جنگ آنچه که مستمسک راه انداختن جنگ از سوی اروپاییان شده چیز بسیار ساده و ابتدایی بوده که برای پرهیز از جنگ (اگر هدف بود) می شد با کمترین درنگ و تاملی آن را برطرف نمود اما نه تنها چنین نشده بلکه با شدت تمام مورد بهره برداری قرار گرفته و موجبات خسارت های بسیار ناگواری برای جهان شده است که برای مصون نگه داشتن خود از اتفاقات احتمالی راه های قابل اتکا می تواند در موارد ذیل باشد

الف- تقویت بنیاد های داخلی

مهمترین امکان بر حذر دارنده دشمنان از هجمه تقویت مبانی رفتاری عموم مردم در موضوع وحدت است یعنی دشمنان زمانی از فکر حمله دست برمی دارند که بدانند مردم با تمام وجود از موجودیت ملی خود دفاع می نمایند و این اجازه را به آنها نمی دهندکه با ورود و جنگ دست آورد هایی را بدست آورند که مورد دلخواه آنهاست مخصوصا در شرایطی که دشمن در هجمه دنبال منابع و مقاصد مادی خاصی نیست و فقط می خواهد که با منحرف نمودن افکار عمومی در داخل کشور خود از مسائل و مبرمات مربوط به خودشان آنها را تامدتی مشغول نگه دارد در چنین زمانی وحدت رویه در بین تمام مردم ومسئولان می تواند روزنه های امید به ایجاد اختلاف و کاستن از هزینه های جنگ را برای دشمن از بین ببرد و با تار نمودن افق دید آنها را به احتیاط و تردید بکشاند اما باید به خاطر داشت که وحدت هم نمی تواند با شعار و یا تبلیغ حاصل شود ویا به عبارتی نمی توان نشانه های از وحدت را به نمایش گذارد در زمانی که هرکسی ساز خود را می زند و در شرایطی که به ثبات در تصمیم و رای نیاز هست از هر سری نوایی برخیزد ما امروز برای وادار نمودن اروپا و امریکا به تجدید نظر در تصمیم ها و تغییر رویکرد در اهداف خود به همراهی تمام مردم با منافع و مصالح جامعه نیاز مندیم که در ایجاد آن مشخص است که باید از خود گذشتگی و امعان نظر مسئولان بیشتر از مردم باشد

ب- اتخاذ سیاست های روشن خارجی

وقتی از اتخاذ سیاست های روشن صحبت به میان می آید گروهی فکر می کنند که منظور همان تصمیم های قاطع و بدون تغییر می باشد که باید در مقابل استکبار اتخاذ نمودو بدون کوتاه آمدن و یا تغییر رویه دادن به رویارویی با آنها پرداخت در حالی که یک سیاست مدار ویا یک سیاست روشن و اصولی همیشه تکیه خود را بر شرایط و استفاده حداکثری از ظرفیت اصول و قواعد نگرشی مستقر می سازد و به اقداماتی دست می زند که کمترین خسارت ها را بر ساختار های فرهنگی و اقتصادی جامعه وارد آورد که امروز به تحقیق یکی از برهه های  می باشد که می باید در اتخاذ تدابیر سیاسی بسیار دست به عصا و محتاط بود زیرا که دشمنی و عداوت اروپا و امریکا با ما مصادیق روشنی را معرفی نمی نماید تا ما بدانیم که برای بستن راه ورود آن چه باید بکنیم و یا چه متغییر هایی را برای رویارویی آماده سازیم برای همین است که ما باید در تمام وجوه آمادگی را فراهم کنیم تا مبادا با غافل شدن از حیله های آنان راه های ورود آنان باز باشد.

به اجمال آنکه جنگ وتجاوز و یا ایجاد حالت نه جنگ و نه صلح(حالتی کاملا مشابه غرب و شرق در سال های پس از جنگ دوم جهانی) خواست و نیاز واقعی امریکا و اروپا در منطقه می باشد زیرا با سوق دادن کشورهای منطقه به سوی همراهی و یا وابسته شدن به امریکا واروپا در عمل شرایطی را فراهم می کند که در آن با افزایش نیاز های تسلیحاتی این مناطق زراد خانه های امریکا و اروپا می توانند با جذب منابع مالی سرگردان دراین کشور ها ( عامل اصلی ایجادفشار بر ساختار های جامعه غربی می باشد) ومشغول نمودن بیکاران آنان در صنایع جنگی و یا بهره مند شدن ازامتیازات زمان جنگ تا حدودی راه برون رفت و یا کاهش فشار داخلی را برای سیستم آنها فراهم نماید از سوی دیگر حالت فرسایشی نه جنگ و نه صلح در عمل با بیرون بردن توان برنامه ریزی و مدیریت ما از داخل سیستم به کانون هایی غیر رسمی شرایط به هم ریخته ای را به اقتصاد ،سیاست و فرهنگ ما تحمیل می کند که می تواند در بلند مدت آثار بسیار زیان باری را متوجه کلیت جامعه بکند که برای تحت کنترل داشتن آنها می باید از همین امروز و با تاسی به ضرر را از هرکجا بگیری منفعت است اقدام نمود زیرا که بسیاری از نابه هنجاری های اجتماعی موجود که کنترل و یا حذف آنها می تواند برای ما هزینه های فراوانی داشته باشد در اصل ثمره و محصول بی برنامگی و یا عدم حساسیت در موضوع برنامه ریزی با آیتم های بلند مدت نگرانه می باشد که باید با مراجعه به تاریخ و توجه در چیز هایی که در خصوص آنها دچار غفلت شده ایم کار برنامه ریزی و دقت در آن چه را که امان بروزش وجود داردشدت بخشید وجدی گرفت.