در استقبال از غدیر خم
در ادبیات و فرهنگ شیعه به غلط جا افتاده است که پس از وقایع مربوط به انتخاب خلیفه (ومصادره حق مسلم امام علی(ع)بر خلاف نص صریح دستور نبی گرامی اسلام درالزام به تبعیت از ایشان) دیگر برای شیعه موقعیت و شرایط مناسب برای برقراری حکومتی مبتنی بر اصول اعتقادی ناب اسلامی فراهم نیا مده است ویا حق غصب شده دیگر به خانواده علی(ع) باز گشت داده نشده است تا بتوسط آنان حکومتی ایجاد شود که بتواند با عمل به دستورات وپیگیری اهداف کاملا تعریف شده بر مبنای اصول اعتقادی شیعه گواه صادقی بر تفاوت های ماهوی تفکر شیعه با دیگر نگرش ها در هدایت جامعه باشد و اگر هم در مدت زمان کوتاهی این قدرت به خود امام (ع) و یا برخی از نوادگان ایشان واگذار شده است ویا افرادی با نام برقراری و استقرار حکومت اسلامی متکی بر اصول مورد اعتقاد شیعه به در اختیار گرفتن اقتدار سیاسی همت گمارده اندبا توطئه ها و کار شکنی های آنانی که دوست نداشته اند و یا منافعی آنان را وادار می نموده که مانع از برقراری نظام سیاسی منضبط به نظم برآمده از احکام شریعت گردند شرایطی را فراهم نموده اند که این امام و یا افرادمبلغ و فعال به نام شیعه خود را با مصائبی رو در رو بیابند که پرداختن اجباری به آن آنان را از عنایت به زیر سازی بستری که به استقرار چنین نظامی مبدل شود دور ساخته است ویا به عبارتی گفته می شود که شیعه در طول دوران پس از اعلام رسمی موظف شدن مسلمانان به انجام و اعمال سیاست های مبتنی به چنان تفکری که در حجه الوداع و در منطقه غدیر و بر زبان نبی گرامی اسلام و بر اساس دستور مستقیم خداوند جاری گردیده است نتوانسته موقعیت آرامی بیابد که بتواند ضمن ابلاغ نوع نگرش (جهان بینی) وروش هایی که از طریق آن می توانداصول آن نگرش را عملیاتی(ایدئولوژی) سازد خود را در مرحله استقرار نظام سیاسی بنمایاند وبا ایجادساختارهایی که می تواند به نمونه ای برای دیگر طبقات و لایه های سیاسی تبدیل شوندالگویی را ارائه دهند که برای برقراری و حمایت از نظام های فراگیر قابل استفاده باشند وبرای همین است که تفکر و نگرش شیعه برای جامعه جهانی ناشناخته مانده و یا اگر هم توانسته اقبال گسترده جهانی را متوجه خود سازد به خاطر ابهاماتی که در بیان و یا نمایش رفتارهای خاص خود داشته است تا به امروز نتوانسته نظام نامه ای را از خود ارائه دهد که هر فردی با هر سطح از سواد بتواند با مراجعه و قرائت آن بتواند خود را یک پا شیعه ومبلغ این طرز تلقی از توجه و عمل به رسالت انسان بنماید.
حال اگر به مطلب فوق از منظر علمی وبا گرایش به علومی چون جامعه شناسی،تاریخ ،مردم شناسی،سیاست،حقوق،ارتباطات بین المللی و...توجه نماییم ملاحظه خواهیم نمود که نه تنها اینگونه نبوده بلکه تفکر شیعه(مخصوصا آن چیزی که ما به عنوان ایرانیان مسلمان و شیعه از آن حمایت و اطاعت می نماییم) بسیار بیشتر از دیگرنوع نگرش های موجود در جامعه اسلامی موقعیت یافته تا درون مایه های خود را به عنوان یک جهان بینی و ایدئولوژی در نهاد های سیاسی فرو بریزد و با استفاده از ظرفیت های خود موقعیت هایی را فراهم آورد که در آن امکان برقراری یک نظام سیاسی منضبط وجود داشته باشد ودر ضمن از خود آثاری را به نمایش بگذارد که به سر منشاء و الگویی در نزد دیگران برای داشتن یک حکومت تمام وکمال تبدیل گردد مثلا در زمان زعامت خلفای سه گانه که به زعم شیعه دوران غصب علنی حکومت و امامت می باشد بسیاری از منابع فکری ونیرو های مورد نیاز که برای بر قراری و تداوم اقتدار یک نو نگرش لازم می باشد تدوین و تربیت شده اند و در زمان زعامت و رهبری پنج ساله امام علی (ع) هم نوع ساختار و هم تئوری های متناسب با آن سر و شکل گرفته اند و در ادواری که حکومت شیعه حداقل در مناطقی استقرار یافته مسلم است که با در اختیار داشتن شکل کاملی از آنچه در عمل تا حدودی قوام و دوام یافته و به شکل کامل تئوریزه و نظریه پردازی گردیده است می شده که حکومتی تام و تمام تحت اعتقادات شیعه شکل بگیرد و با پشت سر گذاردن تمامی مسائل و مصائبی که بر تفکر شیعه رفته است بنیادی را پا بگذارد که منشاء ومبدایی برای خیزش های بعدی باشد اما اگر نشده نه از برای آن بوده که موقعیتش فراهم نیامده بلکه به خاطر آن بوده که در فرصت موجود کاری که می باید برای آینده صورت بگیرد و یا طرح جامعی فرو ریخته شود که نسل های آینده نیز بتوانند با اعتصام و اتصال به منشاء تفکر شیعه راه را از چاه و علم واندیشه را ازاحساس و هیجان جدا بنمایند صورت نگرفته تا با بستر سازی مناسب بشود حکومتی را ایجاد نمود که برای آینده بشریت طرح و برنامه داشته باشد و یا حداقل با علنی نمودن تمام ذخایر فکری که شیعه دارد مکتبی ارائه گردد که دیگر سردمداران و منادیان برتری های مذاهب و مکاتب دیگر در مقابل این داشته سر تعظیم فرو بیاورند و برای به روز نمودن و همگام ساختنش با شرایط حاکم تجارب و دانش خود را بکار بگیرند اما چرا چنین اقداماتی صورت نگرفته به خاطر آن است که ما فقط حرف وخواست خودمان را با خالی نمودن محتوادر قالب مذهب شیعه فرو ریخته ایم وچون خواست و انتظار ما هیچ شباهت ومفارقتی با اندیشه واقعی شیعه نداشته در عمل تعارضاتی را به نمایش گذارده ایم که علنی و عمومی شدن آنها نه تنها بیگانگان با تفکر و نگرش ما را دچار هراس نموده بلکه خود ما را که باید با اطمینان خاطر تمام به تبلیغ آن تفکر اقدام کنیم دچار سردر گمی ساخته است مثلا شما اگر به سال های پس از انقلاب اسلامی که حکومت در بهترین زمان وبا بیشترین منابع انسانی ومادی در اختیار ما قرار گرفت تا بتوانیم بهترین نوع ازالگوی حکومت انسانی را برای عصر حاضرتدارک ببینیم وانسان ماشین زده را از هول و هراس بحران هویت نجات دهیم ومی شد بسیاری از آرمان ها و ایده ال های فرو کوفته ومطابق با رسالت انسانی را محقق سازیم چه مقدار از کار های ما روی روال و نظم مورد نظر تفکر شیعی شکل گرفته است و چه مقدار از رفتار های ما توانسته به عنوان محک کار آمدی ما در تبیین یک حکومت اسلامی شناخته گردد؟ اختلافات داخلی فراوان که هر روز خود را به شکلی نمود داده وموجبات اتلاف در منابع را فراهم آورده است،ظهور اشکال فراوانی از نابه هنجاری که گواه نداشتن برنامه و عدم توجه ما به زمینه های بروز و ظهور چنین نا به هنجاری هایی بوده است و در نهایت بی توجهی ویا عدم اتکای ما به بزرگترین منبع تفسیر و ترسیم حکومت اسلامی که نام نهج البلاغه را دارد آیا گواه آن نیست که نشان دهد ما امکان آن را داشته ایم وهنوز هم از آن برخورداریم تا حکومتی تمام عیاربا نام شیعه داشته باشیم اما حیف که به آن توجه و تمرکز (که لازمه ایجاد حکومتی مبتنی تمام عیار بر مناسبات عقیدتی شیعی می باشد) نداشته ایم پس تفکر شیعه که سرمنشاء خیزش رسمی آن در غدیر خم است همه گاه فرصت حضور و تاثیر گذاری در شکل گیری اندیشه سیاسی و حرکت به سوی استقرار حکومت شیعی را داشته و حتی در این راه بسیار بیشتر از اندیشه های دیگر امکان برقراری حکومتی با اختصاصات خود را داشته اما اگر حکومتی تاریخی که بتواند به ام القراری تمام نگرش های عقیدتی تبدیل شود تا هواداران آنها با پناه گرفتن در شعاع حمایتی آن برای یکدست شدن تفکر مبتنی بر رسالت انسانی تلاش نمایندونام شیعه داشته باشد تا کنون شکل نگرفته به خاطر آن است که ما پس از دست یابی به قدرت منابع رسمی و اصلی تئوریک برای برقراری حکومت شیعی را به کتارگذارده ایم و به چیزی عمل نموده ایم که محصول علایق عاطفی و برداشت مقطعی ما از مبانی نگرشی بوده است واین در عمل با آنچه که می باید می کردیم ومطابق با باید ها و نباید های موجود در تفکر شیعه می باشد متفاوت بوده است. در ادامه بحث به چرایی بروز چنین شرایطی توجه خواهیم نمود.
