روانشاسان معتقدند که پنداشت های شخصی فرد در ادراک او موثر است ومی تواند با تاثیر بر تصمیم هایی که فرد می گیرد نوع ارتباط او را با افراد و جامعه مشخص دارد با این حساب آیا مناسب نیست که در ایجادارتباط با دیگران سعی کنیم که با پنداشتی مثبت قدم در راه گذاریم تا بلکه بتوانیم با ایجاد ارتباطی متعالی و متعامل داشته های خود را در اختیار دیگران قرار دهیم و از تجربه ودانش آنان برای باز نمودن افقی که قرار است در خصوص نحوه عمل در آن تصمیم بگیریم واقع بینانه عمل کنیم؟ زیرا که پنداشت مثبت می تواند فضا را برای فعالیت انسان آماده و سالم نمایداز سوی دیگر باید به خاطر داشت که قانونی بودن عمل یکی از معیار های اخلاقی بودن فعالیت است زیرا که قانون با در نظر گرفتن ابعاد آزادی و فعالیت انسان این اجازه را به او می دهد که در چار چوب جامعه و همکاری با مردم فعالیت های خود را تحت تدبیردربیاورد ویا میدان را برای فعالیت های دیگران خالی نماید اما باید در نظر داشت که این مهم تنها در صورتی امکان پذیر است که مراحل تدوین و فلسفه تالیف قانون نیز بر مبنای شاخص های اخلاقی بنیاد گرفته باشد زیرا قانونی که خود با باز گذاشتن دست متجاسران به حقوق افراد و جامعه نوعی گزینش در برخورد با شهروندان را تسری می بخشد وبا ناعادلانه نمودن توزیع منابع و فرصت ها موجبات اخلال در زندگی متناسب با شان انسان را ایجاد می کندنمی تواند معیار مناسبی برای اخلاقی بودن رفتار ها باشد همچنین باید به خطر داشت که با توجه به این نکته که رفتار امری تصادفی نمی باشد بلکه موجودیتی وابسته به درک منافع و مصالح فرد است و می توان با افزایش دادن آگاهی و تجربه افراد در خصوص منافع و مصالح پایداری که می توانند داشته باشند ویا سوق دادن رفتار های به سوی تامین منافع و مصالح جامعه راه را برای تربیت انسان هایی که دقت لازم را در کار ها بکار گیرند باز و هموار نمودو یا با کنترل نمودن رفتار های افراد در چار چوب منافع و مصالح جامعه آسیب پذیری فرد و جامعه را کاهش داد و تعامل آن دو را در جهت تضمین منافع فردی و اجتماعی افزایش داد ضرورت ایجاب می کند که به موضوع تربیت و تعلیم افراد توجه نمود ورفتار آنان را تحت یک دیسیپلین و نظم خاصی در آورد تا منافع فرد و جامعه تضمین گردد لذابا توجه به سه آیتم ارائه شده در گفتار هایی که ارائه گردید می توان افراد را برای مشارکت در انتخاب مسئولین و حتی راهبرد هایی که جامعه باید برای دست یابی به اهداف و منافع خود درنظر داشته باشد آماده نمود مثلا آنجا که موضوع انتخابات مجلس در جریان است و قرار است از میان کاندیدا های متعدد فردی برای نمایندگی انتخاب شود تا بتواند با قرار گرفتن در جایگاه نمایندگی به دفاع از منافع تک تک شهروندان و منافع جامعه قیام نماید مسلم است که رفتار هدفمند،پنداشت های مثبت ورعایت قوانین موضوعه و اصول قانون اساسی می تواند جامعه و فرد را به سوی شناسایی و تامین منافع هدایت نماید وبا انتخاب درست راه و وسیله، آنها را تضمین کند اماموقعی که قرار براین استوار می گرددکه فردی به عنوان نماینده از سوی گروهی از جمعیت در جایگاه تدوین قوانین ونظارت بر حسن اجرای قانون ها قرار گیرد باید شهروندی که وظیفه و حق خود می داندتانماینده ای را برای خود انتخاب نماید اول باید آن مقدار از وظایف و تکالیفی که بر نماینده مترتب می شود آگاهی و دانش داشته باشد که بتواندبا تکیه برآنها به این درک برسد که کدام یک از کاندیدا ها برای انتخاب شدن مناسبتر است تا با هواداری و رای دادن به او امکان حضورش برای اتخاذ تصمیم های درست را فراهم نماید فردی که نمی داند نماینده را برای چه کاری انتخاب می کند مسلم است که با رای خود ضریب نفوذ رای کسی را که می داند نماینده برای چه انتخاب می شود کاهش می دهد زیرا آنکه می داند یک رای دارد و آنکه آگاهی از موضوع ندارد هم یک رای حال اگر انتخاب آنکه نمی داند غلط باشد آیا عملا رای آنکه می داند را بلا اثر نمی کند؟ در پاسخ به این سئوال باید اذعان داشت که در همه نقاط جهان آنجا که دمکراسی حاکم است و مردم با حضور در کوران مبارزات انتخاباتی نمایندگان خود را انتخاب می نمایند گروه هایی از آگاهان جامعه خود را متعهد می یابند که در مسیر دادن آگاهی و هدایت مردم عادی در راه درست انتخاب فعالیت های تبلیغی داشته باشند که متاسفانه در جامعه ما چنین رفتار و تعهدی یا کمتر در نزد دانایان شکل می گیرد و یا اینکه خود آنان بسیار بیشتر از سطوح میانه و رو به پایین جامعه از نظر درک سیاسی، کار فکری و تلیغ علمی را به کنار می گذارند و با بکار گرفتن تعصب باعث درهم شدن مواضع و برهم خورد نظم مورد نیاز در زمینه مطالعه و تحقیق در خصوص ویژگی های نمایندگان می شوند و یا به زبان ساده در جامعه ما بر خلاف سایر نقاط جهان این دانایان قوم هستند که با خلط مبحث و راه اندازی فرایند های متعصبانه کار انتخاب را سخت ودور از منافع جامعه می کنند در حالی که اینان در اصل باید انتخابات را به معیار های علمی نزدیک سازند ومردم را در انتخاب بهترین هدایت کنند در کنار موضوع مشارکت عالمانه دانایان باید در نظر داشته باشند که در محیط های سیاسی مهمترین مسئله که باید پاسخ داده شود این است که اساسا کار باید به چه کسی واگذار شود زیرا تنها دراین صورت است که کار بدرستی و مطابق با معیار های علمی به انجام می رسد زیرا با سپرده شدن کار به کار بلد هزینه ها دقیق در جای خود و اعمال دقیقا در راستای اهداف و منافع جامعه به انجام می رسد اما در محیط هایی که سیاسی کاری به انجام می رسد سئوال مورد نظر این است که چه چیزی باید محقق گردد و یا هدف از انتخاب و یا واگذاردن کار به فرد برای چیست؟ اینجا چون هدف وسیله را توجیه می کند بسیاری از انتخاب ها می تواند خارج از حدود متعارف صورت گیرد و یا حتی سیر غیر اخلاقی بیابد در جامعه ما اگر مردم گول سیاسی کاری ها را نخورند و پرسسشان در انتخاب نماینده این باشد که کار نمایندگی را باید به چه کسی بسپارند مشخص است که با انتخاب بهترین فرد وسپردن کار به اهل فن منافع و مصالح جامعه تضمین و راه ایجاد لابی و یا بهره برداری غیراخلاقی از رانت های موجود بسته خواهد شد.براین مبنا امروز دانیان ابهر و خرمدره باید به این سئوال پاسخ دهند که کدام یک از کاندیدا ها با توجه به سبقه علمی و کار و فعالیت سیاسی که داشته اند برای انتخاب شدن مناسبتر می باشد نه اینکه آنان بیایند و بگویند که فرد باید ابهر و یا خرمدره ای باشد چون دراین صورت پرسش از چه کسی به چه چیزی تبدیل می شود و مسلم است که تعصب کار برای ابهر و یا خرمدره به جای کدام فرد متخصص و متعهد به بهسازی سرنوشت مردم می نشیند و باز با منحرف شدن کار انتخاب فردی به نمایندگی مردم انتخاب می شود که نه برای ابهر کار می کند و نه برای خرمدره حتی با انفعالی که به او غالب می شود اصلا کاری انجام نمی دهد همچنان که حداقل ر دوره های اخیر چنین امری را شاهد بوده ایم .
