تاريخ: چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ ساعت: ۵:۱۲ ب.ظ
نسب شیخ بهایی
شیخ الاسلام بهاءالدین محمد بن حسین بن عبدالصمدعاملی، متخلص به «بهایی» و معروف به «شیخ بهایی»، از شاعران و دانشمندان علوم شرعی ایران در قرن دهم و یازدهم هجری است. نام پدرش عزالدین و از دانشمندان دینی جبل عامل لبنان و ساکن شهر بعلبک بود. عزالدین، در زمان شاه تهماسب صفوی با خانواده اش به ایران کوچ و سه سال در اصفهان سکونت کرد و آنگاه با دعوت شاه تهماسب راهی پایتخت او، قزوین شد و در آن شهر به منصب شیخ الاسلامی رسید و هفت سال در آن شهر ماند؛ سپس به مشهد و از آنجا به هرات رفت و هشت سال هم با همان مقام شیخ الاسلامی در آن شهر ماند و دوباره به قزوین برگشت و پس از اجازه از شاه تهماسب، راهی مکه شد و به زیارت کعبه رفت؛ اما دو پسرش؛ یعنی بهاءالدین محمد وابوتراب عبدالصمد را که شیخ بهایی فوایدالصمدیه را برای او نوشت، در ایران گذاشت. شیخ عزالدین در بحرین ساکن شد و همانجا ماند تا اینکه در سال 984هجری درگذشت. شیخ عزالدین به تصوف گرایش داشت و کتابهایی در فقه نوشت که در میان آنها برخی، مانند رساله ی طهماسبیه و رساله ی العقدالطهماسبی را که به وسواسیه معروف است، به خواهش شاه تهماسب به عربی نوشته است.
بهایی، شیخ الاسلام
بهاء الدین محمد (شیخ بهایی)، در سال 953هجری در بعلبک به دنیا آمد و در همان خردسالی به همراه پدر و خانواده اش به ایران آمده و به همراه برادرش، عبدالصمد نزد پدر و دیگر دانشمندان پرورش یافت و در ادبیات عرب و فارسی و علوم دینی و برخی دانشهای عقلی، به خصوص ریاضی مهارت به دست آورد. او به همراه پدر، مدتی را در اصفهان، قزوین، مشهد و هرات گذراند و علاوه بر اصفهان، خانه ای هم در مشهد داشت. شیخ بهایی پس از بازگشت پدرش به دیار عرب، کارهای پدرش را به عهده گرفت تا اینکه به مقام شیخ الاسلامی رسید. بعد از مدتی به حج رفت و بعد از آنکه گویا به مدت 30 سال به سیر و سیاحت پرداخت و سپس دوباره به ایران بازگشت و بعد از آن، در اصفهان، ملازم دربار شاه عباس و از مقربان درگاه این شاه بود. شیخ بهایی با دانشمندان مشهور آن شهر، مانند میرمحمدباقر داماد معروف به علامه میر داماد(معلم ثالث) معاشرت داشت. شیخ سرگرم تألیف کتابها، سرودن منظومه ها و تربیت شاگردان خود بود تا اینکه در سن هفتاد و چند سالگی در سال 1030 یا1031 هجری درگذشت و اینکه برخی سال وفاتش را 1032 و 1035 نوشته اند؛ اشتباه است. پیکرش را به مشهد برده و در جوار مقدس آستان امام رضا (ع)، به خاک سپردند.
شاگردان شیخ بهایی
شیخ بهایی شاگردان بسیار و مشهوری را در دانشهای دینی و ادبیات عربی پرورش داد که از آن جمله هستند: عزالدین حسین بن حیدرکرکی عاملی، سید حسین بن سید حسن موسوی، شاه محمود حسنی شیرازی، محمدبن احمد، معروف به ابن خاتون، شیخ محمد تقی مجلسی اصفهانی،ملامحسن فیض کاشانی، ملا محمد باقر سبزواری، محمد صالح مازندرانی و نظام بن حسین ساوجی که پس از مرگ استادش، به فرمان شاه عباس، کتاب فارسی شیخ بهایی به نام جامع عباسی را به پایان رساند.
تالیفات شیخ الاسلام، بهایی
تألیفات شیخ بهایی بسیار است که از جمله می توان به آثاری چون: خلاصةالحساب، تشریح الافلاک و حواشی آن، اسطرلاب الکبیر، حبل المتین فی احکام احکام الدین، مشرق الشمس و اکسیر السعادتین در فقه و حدیث، فواید الصمدیه در نحو، فوایدالبیان در نحو، ربده در اصول فقه، اثنی عشریات خمس در طهارت، نماز، زکات، روزه و حج، جامع عباسی به فارسی که تا آخر مبحث حج است و کشکول که مجموعه ای از مطالب مختلف است که بسیاری از اشعار عربی و فارسی او در آن است و بسیاری دیگر، اشاره کرد.
آثار ادبی شیخ بهایی
شیخ بهایی، هم به فارسی و هم عربی شعر می سرود و در شعر «بهایی» تخلص می کرد. از کلیات شعر فارسی او؛ به خصوص مثنویهایش نسخه های بسیاری وجود دارد. کلیاتش شامل منظومه های نان و حلوا، سوانح الحجاز، شیر و شکر، نان و پنیر، غزلها و اشعار پراکنده ای از مثنوی، قصیده، مخمس، مستزاد، رباعیات و موش و گربه به نثر است؛ اما مثنویهای مهم شیخ بهایی اینها هستند: نان و پنیر در 309بیت، طوطی نامه در 1434 بیت، شیر و شکر در 142بیت، نان و حلوا یا سوانح الحجاز در 408 بیت و الزاهره به عربی در وصف هرات و در 408 بیت است که هر کدام چه در ایران و چه غیر ایران جداگانه و یا به همرا آثار دیگرش به چاپ رسیده است.
از اشعار شیخ بهایی
دگـر از درد تنهـایی بـه جـانم یـار می باید دگـر تلخسـت کامم، شـربت دیدار می باید
ز جام عشق او مستـم، دگر پنــدم مـده ناصح نصیحت گوش کردن را، دل هشیار می باید
مرا امید بهبودی نماندست ای خوش آن روزی که می گفتـم علاج ایـن دل بیمـار می باید
بهـایی بـارهـا ورزید عشق، امــا جنـونش را نمی بایست زنجیری، ولی این بار می باید
